ويژگی های شخصيتی رهبر شهيد استاد مزاری(ره)

نوشته شده توسط سلمان نوری/فوق لیسانس کلام اسلامی. ارسال شده در بابه مزاری

 

 

 

چكيده

شهادت مظلومانه­ی رهبر شهيد(ره) در پايان سال 1373 براي همه­ی محرومان، زجر كشيدگان و عدالت خواهان و به ويژه براي مردم زجركشيده و ستم­ديده ما يك فاجعه­ي انساني بود. آنچه در اين نوشتار  به خوانش گرفته شده است، بيان برخي از خصلت­هاي شخصيتي و انساني رهبر شهيد(ره) در دو بعد فردي و اجتماعي است. در بعد فردي ويژگي‌هاي چون توكل به خدا، اخلاص و صداقت، قاطعيت و شجاعت و ساده زيستي رهبر شهيد(ره) مورد مطالعه قرار گرفته است و در بعد اجتماعي خصلت­هاي مانند دين­مداري، حق محوري، آينده­نگري، استقامت و پايداري، تواضع، وفاي به عهد و دقت در مصرف اموال عمومي آن يگانه­ي روزگار ما، بررسي شده است تا باشد كه شخصيت رهبر شهيد(ره) آن طوري كه بوده است، براي كساني كه آشنايي چندان از او ندارد، معرفي گردد.

 

واژ­گان كليدي: مزاري، محبوبيت، اسلام، ارزش­هاي انساني، اخلاق، وفا.

مقدمه

بي­ترديد مردان بزرگ و شـخصيت­هاي تاريخ سـاز به همان اندازه كه در حـيات خود در عرصه­هاي سياسي، اجتماعي و فرهنگي تأثير گذارند و با جاذبه­ها و دافعه­هاي خود در تحولات و دگرگوني­هاي جامـعه و اصـلاح آن، نقش آفريني مي­كنند و از پشتوانه­ي گسترده­ي مردمي برخوردارند، بعد از مرگ و يا شهادت خود نيز همان كشـش­ها و گرايش­ها را دارند و شخصيت و آرمان و اهداف آنان گاهي مورد تحريف قرار مي­گيرد. از اين­رو ضرورت دارد كه براي جلوگيري از تحريف و حفظ شخصيت و آرمان و اهداف آنان، به تبيين ويژگي­هاي شخصيتي و انديشه‌هاي­شان پرداخته شود.

«رهبر شهيد استاد مزاري(ره)» كه به حق يكي از نوادر روزگار ما بود و در طول حيات پربارش در عرصه­ي سـياست و جهاد و مقاومت عليه زياده‌خواهان و عرصه­ي جهاد فرهنگي نقش مؤثر در تحولات كشور ما داشته است و به خاطر عدالت­خواهي و دفاع از مليت­هاي محروم، مورد توجه محافل گوناگون واقع شده است. حال كه در آستانه­ي هفدهمين سالگرد «رهبر شهيد(ره)» قرار داريم، پرسش اين است، علي­رغم تلاش عده­ي( كه دين‌داري را با خود يدك مي­كشند و در واقع به فرموده­اي سالار شهيدان امام حسين (ع): آن را براي دنياي خود مي­خواهند)، براي وارونه جلوه دادن شخصيت و آرمان­هاي او، چه چيزي موجب شده است كه محبوبيت آن فرزانه در ميان اقشار مختلف مردم ما گسترش يابد و آنان گمشده­ي خود را در راه و آرمان و هدف او بيابند؟

در پاسخ اين پرسش مي­توان گفت يكي از عوامل گسترش محبوبيت رهبر شهيد ويژگي­هاي شخصيتي آن فرزانه است. زيرا اين سنت تاريخي است، مردان بزرگ كه با فكر و ايده­ي مكتبي وارد ميدان مبارزه شده­اند، با شهيد شدن­شان شخصيت آنان ماندگار مي­شود و براي نسل­هاي بعد به عنوان نماد باقي مي­مانند. اينك به بيان برخي از ويژگي­هاي شخصيتي آن يگانه در دو بخش فردي و اجتماعي مي­پردازيم.

الف) ويژگي­هاي فردي

1)   توكّل

 بشر براي موفقيت در زندگي مادي احتياج به دو گونه اسباب دارد: يكي اسباب طبيعي و ديگري اسباب روحي. آنچه موجب تقويت روحي انسان مي‌شود، توكل به خداست. اين عمل سفارش قرآني است كه خداوند سـبحان به همه‌­ي انسان‌ها دستور ‌داده كه در کارهاي­شان به او توكل كنند. « فَعَلَيْهِ تَوَكَّلُوا إِنْ كُنْتُمْ مُسْلِمِينَ» (يونس: 84) و به همين مضمون است آيات تغابن: 13 و طلاق: 3. معناي توكل اين نيست كه انسان از وسايل و اسباب ظاهري پيروزي كه خداوند در جهان ماده در اختيار او گذاشته است، صرف‌نظر كند؛ بلكه منظور اين است كه انسان در چهار ديوار عالم ماده و محدوده­اي قدرت و توانايي خود محاسبه نشود و چشم خود را به حمايت و لطف پروردگار بدوزد. اين توجه؛ آرامش و اطمينان و نيروي فوق‌العاده روحي و معنوي به انسان مي‌بخشد كه در مواجهه با مشكلات اثر عظيمي دارد.

توكل به خدا و ايمان به نصرت او يكي از ويژگي­هاي رهبر شهيد(ره) است. واعظي شهرستاني در باره­ي اين خصلت رهبر شهيد(ره) مي­گويد:« ايمان محكم و اعتقاد راسخ به خدا چنان نيرو و قدرت به او داده بود كه در برابر همه­ي حوادث و تحولات و ناملايمات همانند كوه استوار و مقاوم مي­ايستاد و غير از خداوند از هيچ كس و از هيچ قدرتي هراس نداشت و هميشه تسليم اراده­ي خداوند و مشيت الهي بود و بارها مي­گفت آنچه خواست و اراده­ي خداوند باشد، همان خواهد شد».( هفته نامه وحدت، ش196: 5)

از خود بيني رهيدن و خدابين شدن، راه است؛ زيرا خود بيني مانع كمال انسان است ولي خدابين شدن شرط رسيدن به كمال است. اگر كسي خدا بين شد، همه چيز را از او مي­داند و در تمام امور به او توكل مي­كند. مرحوم محقق افشار مي­گويد:« او در ميدان مبارزه و جهاد با ايمان كامل و توكل به خداوند مـتعال قدم نهاد. او هميشه امداد غيبي را در كار جهادي­اش مي­ديد. او معتقد بود كه خداوند به مؤمنين كمك مي­رساند».(هفته نامه وحدت، ش196: 2) چنان که خود رهبر شهيد مي­گويد:« يك چيزي را كه… اشتباه كرده بود و بررسي نكرده بود، آن قدرت خدا بود! ما در اين جنگ بعد از آن دل شکستگي مردم ما، لطف الهي را با چشم سر ديديم».(احياء هويت: 113)

بر اساس آموزه­هاي ديني مقام توكّل مقام رفيعي است كه منشأ آن ايمان به توحيد افعالي مي­باشد يعني تمام كارها را منوط و مربوط به مشيت و اراده خداي سبحان دانستن است.« إِنْ يَنْصُرْكُمُ اللَّهُ فَلا غالِبَ لَكُمْ وَ إِنْ يَخْذُلْكُمْ فَمَنْ ذَا الَّذِي يَنْصُرُكُمْ مِنْ بَعْدِهِ وَ عَلَي اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ» ( آل عمران: 160)

2)  اخلاص و صداقت

در فرهنگ اسلام و مكتب اهل­بيت(ع)، ارزش هر عمل و بهاي هر كار در گروه نيت و اخلاص است. عمل و كاري انسان هر اندازه بزرگ و چشم­گير باشد ولي از نيت خالص تهي باشد بر اساس آموزه­هاي ديني بي ارزش است و عملي هر اندازه كوچك؛ اما همراه با اخلاص باشد گران­بها و ارزشمند است. پيامبر(ص) فرمود:« پاداش در مقابل خلوص است و قبولي عمل به نيت وابسته است».( نهج الفصاحه: 26) و در كلام ديگر فرمود:« اعمال­تان را براي خدا خالص كنيد؛ زيرا خداوند تنها عمل خالص را مي­پذيرد». (همان) و در سخن ديگر دارد كه:« خوشا به حال مخلصان! آنان چراغ­هاي هدايتند كه از درخشش آن­ها هر فتنه­ي تاريكي آشكار و بر ملا مي­گردد». (همان)   

يكي از ويژگي­هاي رهبر شهيد(ره) كه باعث ماندگاري او و تداوم راهش گرديده و علي­رغم تبليغات سوء حسودان، هر روز بر رهروان راه جاويدش افزوده مي­گردد، اخلاص و صداقت او است. به گفته­ي هم سنگرانش از روزي كه در وادي‌ مبارزه قدم گذارد و براي دفاع از دين، ناموس، وطن در دوران جهاد و احقاق حق محرومان و زجر ديدگان در دوران مـقاومت، جانش را در كف گذاشـت، مخلصانه گام نهاد و به مـبارزه به عـنوان مسؤوليت اسـلامي مي­نگريست بدون اين­كه بخواهد از اين راه، نام و نشان پيدا كند و به نان و نوايي برسد و هر گز به مقام و ماديات به عنوان يك ارزش فكر نمي­كرد و به نام و نـشان بهايي قائل نبود. سـرور دانش در باره­ي اين خصيصه­ي رهبر شهيد(ره) چنين مي­گويد:« مهم­ترين برجستگي در شخصيت ايشان، عشق و خلوص نسبت به هدف و ايمان تزلزل ناپذير به آرمان­ها است. اسـتاد مزاري(ره) نسـبت به اهداف مبارزه و احقاق حق و مبارزه با سـتم و بي­عدالتي، آن­چنان عشق گدازان و ايمان اخلاص­مندانه داشت كه هيچ چيز ديگري نمي­توانست مانع كار ايشان شود و يا در زندگي او جاذبه ايجاد كند و اصولاً ايشان زندگي خود را وقف مبارزه كرده بود و به عبارت ديگر ايشان زندگي را در مبارزه جست­وجو مي­كرد و خاموشي مشعل مبارزه را مساوي با خاموشي فروغ و چراغ زندگي مي­دانست و از همين جاست كه نه پول و نه اندوخته­ي مادي براي او ارزش داشت و نه زن و فرزند و زندگي خانوادگي و علايق عاطفي براي او جاذبه داشت و نه از نام و شهرت و رياست لذت مي­برد. شيرين­ترين لحظات زندگي برايش وقتي بود كه يك گام به هدف نزديك­تر مي­شد و يا يك مانع را از سر راه مبارزه و خدمت به مردم بر مي­داشت».(حمزه واعظي: 163) 

آري رهبر شهيد(ره) به راهي كه گام نهاد صادقانه رفت و به چيزي كه دريافت خالصانه عمل كرد. راه خود را يافته و نيازي به ريا و نيرنگ نداشت. حقايق را دريافته بود و براي تحقق و اجراي آن­ها ملاحظه و پروايي از كسي نداشت.

 شايد اگر مانند خيلي­ها رعايت ملاحظات را مي­كرد و بر سر منافع و حقوق مردمش معامله مي­كرد الان چون ديگران زنده بود. اما چنين كاري زيبنده­ي شخصيت او نبود؛ زيرا او از مسند نشينان قدس، مقربان بزم حضور و جان رسته­ي به جانان رسيده بود، بايد « خود» را با« خدا» معامله مي­كرد تا هستي جاويد را خريده و به بارگاه دوست و هستي مطلق بار يابد.

3)  قاطعيت و شجاعت

مبادرت به هر كار و عملي در عرصه­هاي مختلف مبارزاتي، سياسي، اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي نيازمند جرأت و جسارت، قاطعيت و شجاعت است تا انسان بتواند در مواقع لازم، تصميم مقتضي را بگيرد. اگر كسي اين خصيصه را نداشته باشد، هر چند از نظر فهم و شعور در باره­ي مسائل مختلف در حد بالاي قرار داشته باشد، نمي­تواند در مقاطع حساس و سرنوشت ساز و شرايط بحراني تصميم به موقع و لازم را اتخاذ كند.

يكي از ويژگي­هاي رهبر شهيد(ره) اين بود كه از شجاعت، قاطعيت و جرأت لازم برخوردار بود. ديدگاه­ها و مواضعش را با صراحت، بي­پرده و عريان مطرح مي­كرد و در مـواقع لازم تصميمات مـقتضي را مي­گرفت. مـقاومت سه سـاله­ي غرب كابل و مـوضع­گيري­هاي قاطع او در برابر زيادي خواهان و معامله­گران بر همه ثابت كرد كه او از چه جرأت و شجاعت برخوردار بوده است. مرحوم حسين شفايي در باره اين ويژگي رهبر شهيد(ره) مي­گويد:« هرگاه تصميم به كاري مي­گرفت، قاطعانه پشت آن مي­ايستاد و با دلاوري تمام آن را دنبال و تعقيب مي­كرد و از پيامدهاي آن ترديد و تشويش به دل راه نمي­داد».(هفته نامه وحدت، ش196: 7)

4)  ساده زيستي

ساده زيستي ويژگي است كه خداوند سبحان آن را براي انبيا و اوليا و مقربان خود پسنديده است. چنان که اميرالمؤمنين(ع) در توصيف پيامبران مي­فرمايد: از نظر تاريخ مسلم است كه انبيا الهي(ع) ساده زندگي مي­كردند؛ يعني همه­ي انبيا و اولياي الهي زندگي بي­آلايش و فقيرانه داشته­اند حتي پيامبران مانند سليمان(ع) و داوود(ع) كه از همه­ي امكانات بهرمند بودند، با ساده­ترين شكل زندگي مي­كرده­اند. ساده زيستي پيامبران نشانه­اي است كه خداوند مرفهان و برخورداران از همه­ي امكانات مادي و خوشي­هاي دنيوي را گرامي نداشته است.

اگر بهره­مندي انسان از امكانات جهان ماده فضل و كمال مي­بود، بايد پيامبران الهي كه مقرب­ترين افراد به خداوند سبحان بودند، ثروتمندترين انسان­ها باشند در حالي كه به فرموده­ي امير المؤمنين(ع) حضرت موسي(ع) فقط قرص ناني از خداوند متعال خواست؛ زيرا مدتي از گياهان زمين تغذيه كرده بود تا آنجا كه آثار سبزي در بدنش نمايان بود. حضرت داوود(ع) با، بافتن زنـبيل از ليف خرما قرص ناني تهـيه كرده و مي­خورد و رسـول گرامي اسلام(ص) بيش از همه گرسنگي را بر خود روا مي­داشت. روي زمين بي­فرش نشسته و غذا مي­خورد. كفش و لباسش را وصله مي­زد: آيا خدا، پيامبرش را به داشتن چنين صفت­ها اكرام فرمود، يا او را خوار نمود اگر بگويد: او را خوار كرد،-  به خداي-  بزرگ دروغ گفته است و اگر بگويد: خدا او را اكرام كرد، پس بداند خدا كسي را خوار شمرد كه دنيا را براي وي گستريد. (نهج البلاغه: 160)

طبق اين سخن اميرالمؤمنين(ع) اگر كـسي مي­خواهد به كمال برسد و در زمره­ي وارثان انبيا قرار گيرد، راهش ساده زيستي و قناعت در بهره­مندي از مواهب دنيوي است؛ چون رفاه طلبي، خوش­گذراني، عيش و نوش و كامراني با وارث بودن انبيا و اهل عزيمت و صاحب عزم راسخ بودن جمع نمي­شود؛« لا تجتمع عزيمة و وليمة».(خوانساري، 1366،6 : 371)

بر اساس آموزه­هاي ديني وسعت بخشيدن به زندگي مادي براي انسان مستحب است ولي به اندازه­ي كه نياز طبيعي انسان تأمين شده و محتاج كسي نباشد، نه اين­كه روز به روز به زندگي مادي خود توسعه داده و آن را شأن كاذب خويش قرار دهد.

رهبر شهيد(ره) نيز از بارزترين ويژگي­اش ساده زيستن بود و در بهره­مندي از مواهب دنيوي قناعت را پيشه­ي خود ساخته و در بر خورد با دنيا طريقت انبيا و اوليايي الهي را سر مشق خود قرار داده بود. يوسف واعظي از ياران رهبر شهيد(ره) در اين باره مي­گويد:« در طول زندگي‌اش خيلي ساده زندگي كرد و ساده زندگي كردن از ويژگي خاص او بود. در هـمه­ي مراحل زندگي از غذاي ساده اسـتفاده مي­كرد و لباس ساده مي­پوشيد و با دوستان و مردم برخورد خودماني داشت و با تجملات و تشريفات جداً مخالف بود و هر غذايي گيرش مي­آمد، نوش جان مي­كرد و هر لباسي به دستش مي­آمد مي­پوشيد و چه بسا لباس كهنه و مستعمل دوستان و هم­رزمانشان را مي­پوشيد» (حمزه واعظي، 95)

 بد نيست در اينجا به خاطره كه دارم اشاره كنم. در يكي از روزهاي بهار سال1365 به همراه يكي از دوستان كه در شهرستان درس مي­خواند و به قم آمده بود پياده به طرف اتاق كه در انتهاي خيابان صفاييه و كنار رل قطار قرار داشت، مي­رفتيم. وقتي به كوچه­ي رسيديم كه دفتر سازمان نصر افغانستان در آن قرار داشت، دوستم پيشنهاد كرد سري به آنجا بزنيم. رفتيم تا وارد حياط شديم، ديديم آقاي دانش ايستاده، دست داديم گفت ما مي­رويم ملاقات استاد زاهدي تازه از افغانستان آمده است، شما نمي­رويد؟ ما نيز همراه آنان شده به طرف اقامتگاه آقاي زاهدي حركت كرديم. از خيابان عبور كرديم، داخل كوچه­ي شديم. در اواسط كوچه شخصي با موهاي نامرتب که لباس قهوه اي کمرنگ و کت سربازي به تن و پوتين در پاي داشت توجه­ام را جلب نمود، گام­هاي استوار بر مي­داشت. از دوستم سؤال كردم كه او كيست؟ در جواب گفت: مگر نمي‌شناسي؟ او مزاري يكي از رهبران سازمان نصر افغانستان است. بر خلاف ساير رهبران او را بسيار ساده و جذاب و متين يافتم.

بصير احمد دولت آبادي در ارتباط به ساده زيستي و قناعت رهبر شهيد(ره) مي‌نويسد: «استاد شهيد چه در مدرسه­ي نانوايي چهار كنت و چه در منزل انجنيرـكوچه حاج زينل قمـ و چه در منزل دشتيار تهران و چهار راه غفاري قم، هميشه با بچه­ها يك­جا غذا مي­خورد و در يك اطاق مي­خوابيد. اگر در وقـت جماعـت حاضر مي­بود، پشـت سر هر يك از بچه­ها نماز مي­خواند و هيچ­گونه امتيازي براي خود قائل نبود يادم نمي­آيد از كميت و كيفيت غذا ايرادي گرفته باشد. غذاي ساده تهيه مي­كرديم… استاد ظهرها دير مي­آمد و ما غذا را سر ظهر مي­خورديم و براي ايـشان مي­گذاشتيم؛ زيرا عادت غذا خوردن در بيرون نداشت» (حمزه واعظي، 83).

ب) ويژگي­هاي اجتماعي رهبر شهيد(ره)

  1. 1.      دين مداري

دين مداري و پايبندي به ارزش­هاي ديني  يكي از ويژگي­هاي رهبر شهيد(ره) است.  او در يك خانواده­ي مذهبي و متدين به دنيا آمد و براي آشـنايي با احكام و ارزش­هاي ديني راهي مكتب­خانه گرديده و براي ادامه­ي تحصيل علوم ديني هجرت كرده و در حوزه­ي علميه قم نزد اساتيد به نام آن وقت تلمّذ نمود. استاد شهيد(ره) به اسلام به عنوان يك مكتب مبارز و انسان ساز و نجات بخش نگريسته و سياست و مبارزه را نيز در چوكات اصول و ارزش­هاي ديني و فرامين و دستورات شريعت اسلام و باورهاي اعتقادي مردم ارزيابي مي­كرد. از اين رو، در باب وظايف جنبش­هاي اصيل و تشكيل امت واحده مي­گويد:« طبق مباني اسلامي، مسلمانان يك امت واحدند و داراي رهبري واحد كه همان اولوالامر باشد كه در قرآن آمده. در شرايط اولوالامر از نظر شيعه و سني اگر درست بررسي شود، چندان اختلافي نيست. گمان مي­كنم كه كسي از مسلمانان پيدا نخواهد شد كه به امت واحد اسلامي معتقد نباشد، بحث در اين است كه در شرايط كنوني كه استعمار و دشمنان اسلام، سر زمين­هاي اسلامي را تكه و پاره نموده و ملت­ها را از هم جدا ساخته­اند، تطبيق دادن رهبري واحد چيست و چگونه مي­توان امت واحده به وجود آورد؟ کساني که در اين باره فكر مي­كنند و اين همه پراكندگي را مشاهده مي­كنند، با اين همه تعدد ملت­ها و كشورها، اين نظر برايشان محال جلوه مي­كند كه يك شخص بيايد رهبري اين همه جوامع پراكنده را به عهده گيرد و ملت­ها هم از او اطاعت كنند… در زمان حضرت علي(ع) چند كشور بزرگ اسلامي وجود داشت كه تحت اداره­ي يك حكومت بود…و لذا تشكيل امت واحده­ي اسلامي محال نيست. رهبري واحد و تشكيل امت واحده در شرايطي ميسر خواهد بود كه نظام­هاي وابسته به استكبار از سر زمين­هاي اسلامي دور ريخته شوند و مرزهاي مليت و قوميت از بين برود».(يادواره اربعين استاد شهيد، 31/1/1374، ص 7) و در كلام ديگر مي­گويد:« هدف ما تشكيل يك حكومت اسلامي، مردمي، فراگير و مبتني بر عدالت اجتماعي در افغانستان است».(خبر نامه وحدت، ش 73)

اين سخنان رهبر شهيد(ره) و ساير خطابه­ها و مصاحبه­هاي او، بيان­گر خط فكري و مبارزاتي­اش است و خط بطلان است بر ياوه­گويي ياوه­گوياني كه مي­گويند: عنصر ديانت و ارزش­هاي معنوي در چهره­ي مزاري يا نبود و يا بسيار كمرنگ بود. منش، و رفتار رهبر شهيد(ره) نشان مي­دهد كه هر گز او نسبت به دين، شـريعت، ارزش­ها و مـقدسات اسلامي بي­تفاوت نبوده است. اگر آرزويش اين بود كه حقوق مردم را بگيرد و پس از آن شهيد شود، اين حقوق را جداي از شريعت و ارزش­هاي ديني نمي­خواست بلكه در چارچوب مباني اسلامي خواستار آن بود. به عبارت ديگر نگاه او به  سياست از زاويه دين بود و چون نسبت به مسائل مذهبي متعهد و ملتزم بود، تمام رفتار و عملكردهاي خود را با دستورات شرع عيار مي­كرد و هر گز حاضر نبود كه باورهاي ديني­اش را در زد و بندهاي سياسي وجه المصالحه قرار دهد.

  1. 2.      حق مداري

همان­گونه كه بر اساس آموزه­هاي ديني كعبه نگين عبوديت و آستانه­ي بندگي و روزنه­اي گشوده به خدا است و به حسب ظاهر قبله­ي مسلمانان و مطاف زائران است. از نظر باطن نيز هر انساني مطافي دارد و قبله­ي هر كسي هدف خاص او است كه به سوي آن حركـت و براي رسـيدن به آن، تلاش مي­كند و جايگاه طواف او، آن چـيزي است كه در مدار آن مي­گردد. برخي انسان­ها خود محور و خود مـدار، و بعض ديگر حق مـحور و حق مـدارند. قـبله­ي انسان­هاي خود مدار و خود محور منافع شخصي­شان است. به همين جهت از هر راه ممكن هر چند غير مشروع و به قيمت تمام شدن جان انسان­ها، براي دست يافتن به آن در تلاشند. اما انسان­هاي حق مدار منافع شخصي براي­شان مطرح نيست بلكه آنان منافع خود را در تأمين منافع اقشار زجـر ديده و ستـم­كشيده مي­بينند و محور براي آن­ها حق و حقيقت است

يكي از ويژگي­هاي «رهبر شهيد(ره) » حق محوري او است. مدار و مطاف براي او در حيات ارزشمندش حق و حقيقت بود و منافع شخصي براي او مطرح نبود. از اين رو بر خلاف بسياري كه پايه­هاي فكري و مشي سياسي آنان را منافع شخصي ترسيم مي­كند و خود محور و خود مدارند، از نظر خط فكري و مشي سياسي داراي چوكات خاصي بود و تمام حركات، ارتباطات و موضع گيري­هاي خود را بر مدار آن تنظيم مي­كرد و آن «منافع مردم محروم» در سايه­ي عدالت اجتماعي بود و محور همه­ي تلاش­هاي او تأمين منافع مردم و دفاع از حقوق سـتمديدگان بود، چنان که خود مي­گويد:« ما حقوق مليت­هاي مـحروم را مي­خواهيم و از آن دفاع مـي­كنيم» (خبرنامه وحدت، ش73) و در سـخن ديـگر مي­گويد:« ما طرفدار برادري ميان همه­ي مليت­ها هستيم. براي مليت­هاي افغانستان حقوق مساوي قائل هستيم. حق خواهي براي يك ملت به معناي برادري است».(حمزه واعظي، 1378، ص16) و در كلام ديگر دارد كه:« تعهد كرده­ام كه حق شما را مي­خواهم و تعهد کرده‌ام كه در رابطه با حقوق سياسي و مذهبي شما مردم هيچ­وقت وارد معامله نشوم و خيانت نكنم».(احياي هويت، ص63) زيرا در تفكر و انديـشه­ي رهبر شهيد(ره) تنها حق ارزش دارد هر چند در ظاهر به ضرر انسان باشد، گرچه حق و حقيقت موافق با نظام آفرينش و هدف خلقت انسان است، هرگز به ضرر كسي نيسـت. همان‌طوري که باطل و چرخيدن بر محور خود به نفع كسي نيست. حق محوري نشانه­ي ايمان است.(شيخ صدوق، 1362، ص53)

مـطالعه­ي زندگي سراسر افتخار آميز رهبر شهيد(ره) نشان مي­دهد كه او با توجه به آموزه­هاي ديني در تمام مراحل زندگي و در مقاطع مختلف حيات سياسي و جهادي، همواره بر محور حق حركت نموده و شعارش اين بود كه ما در پاي حق و عدالت و حقوق مردم ايستاده مي­شويم، گرچه ممكن است عاقبت اين كار اسارت يا شهادت باشد.(واعظي، 113)

همين خصيصه­ي حق محوري رهبر شهيد(ره) بود كه منافع شخصي براي او مفهومي نداشت و منافعش را در منافع مردم مي­ديد چنان که خود به صراحت گفت:« من هيچ منافعي غير از منافع شما ندارم».(احياء هويت: 222) وجود همين خصلت در او سبب شده بود كه مسأله­ي حب و بغض شخصي يا دوستي و دشمني شخصي در قاموس زندگي او از واژه­هاي مهمل و بي­معنا و متروك به شمار رود. او به خاطر مسائل شخصي نه حبي داشت و نه بغضي. دوستي­ها و دشمني­هاي او بر محور آرمان، مكتب، منافع و حقوق مردم بود. هر كس در راه آرمان و مكتب و مردم محروم و احقاق حقوق مذهبي، ملي و سياسي‌شان قدمي و قلمي برمي­داشت، از صميمي­ترين دوستانش بود و هر كسي بر ضد آرمان، منافع و حقوق مردم گام بر مي­داشت، دشمن آشتي ناپذير او شمرده مي­شد. بنابراين، مدار تولي و تبراي او در عرصه­ي اجتماعي و سياسي، منافع، احقاق حقوق مذهبي، ملي و سياسي مردم ستم­ديده بود و ملاك و معيار همه­ي موضع­گيري­ها و آشتي­هاي او مكتب، مردم و منافع آنان بود.

  1. 3.      آينده نگري

آينده نگري يك خصيصه مقدس انساني و موهبتي الهي است كه  به زندگي انسان جنبه عقلاني و انساني مي­بخشد؛ زيرا انسان با چراغ عقل كه در اختيار دارد، با مروري به گذشته، از پيروزي­ها و شكست­ها تجربه و عبرت آمـوخته و با نگاهي به آينده افق­هاي دور دسـت را مي­بيند. آينده نگري در تعاليم آسماني اسلام نيز مورد تأكيد قرار گرفته و از جايگاه والايي برخوردار است. قرآن مجيد در موارد متعدد به پيروان خود توصيه مي­كند كه عاقبت انديش باشند و فريفته منافع زود گذر دنيا نشوند، حضرت علي(ع) آينده نگري را از ويژگي­هاي افراد با ايمان معرفي كرده و مي­فرمايد: « مؤمنان كساني هستند كه آينده خويش را مي­شناسند». (مجلسي، 1404، 78: 25)

يكي از ويژگي­هاي بارز رهبر شهيد(ره) آينده نگري است. او با نگاهي به گذشته و ظلم و ستم و بي­عدالتي در نظام سياسي و اداري كشور و تبعيض نژادي و مذهبي كه در دوران حاكمان گذشته بر مليت­هاي محروم و به ويژه هزاره­ها روا داشته شده بود، براي آينده كشور، طرح­هايي را براي رفع آن­ها و ايجاد صلح و ثبات در كشور و زندگي مسالمت­آميز همه­ي اقوام در كنار هم، ارائه نمود. رهبر شهيد(ره) براي رفع بي­عدالتي در مورد نظام سياسي كشور، نظام فدرالي را پيشنهاد نمود:« ما سيستم فدرالي را كه در آن حقوق همه­ي مردم افغانـستان رعايت شده و سـيستم انحصار قدرت را در هم مي­شكند، مناسب­ترين ساختار سياسي براي آينده سياسي افغانستان مي­دانيم».(فرياد عدالت، 113) و در سخن ديگر دارد: « اصل اساسي و احياي حقوق مليت­ها تنها راهش سيستم فدرالي است كه بايد افغانستان بر اساس آن اداره شود».(احياي هويت، 42) و در مورد رفع بي­­عدالتي و برداشتن تبعيض در زمينه­ي تقسيمات اداري كشور، رهبر شهيد(ره) تشكيلات ولايات و ولسـوالي­ها را بر اسـاس نفوس  پيشـنهاد كرده و در مـصاحبه­ي در برج اسـد 1371 مي­گويد:« مساله­ي ديگري كه در اينجا مطرح است، مسأله­ي تشكيلات اداري و آينده­ي سياسي افغانستان است. چون تشكيلات اداري قبلي تشكيلات ظالمانه بوده، حزب وحدت خواهان اين مسأله است كه تشكيلات سياسي اداري افغانستان تغيير بكند. اگر انتخابات مي­آيد، روي نفوس باشد، رأي ارزش داشته باشد نه منطقه­ي جغرافيايي. مي­بينيم كه مناطق كشور را به شكل استعماري و استبدادي تقسيم كرده­اند. شما مي­دانيد كه در مناطق شمال و مناطق مركزي، ولسوالي­هايي تا 150 يا 160 هزار نفوس دارد. از اين مناطق هم يك وكيل در مجلس ملي مي­رفتند، از ولسوالي­كه 5 هزار نفوس و يا بعضي از آن مناطق كه2800نفر نفوس داشتند هم يك نفر وكيل به مجلس مي­رفت…اين، از ديد ما يك تقسيمات ظالمانه است و بايد عادلانه روي نفوس، ولسوالي بندي شود و ولايات تقسيم و تشكيل شود».(حمزه واعظي، 1378، 7)

اين طرح­هاي رهبر شهيد(ره) گرچه در زمينه­ي نظام سياسي كشور اجراي نشد و متأسفانه انحصار طلبي آينده­ي كشور را تهديد مي­كند، اما در زمينه­ي انتخابات اجرايي شده است و تعداد نمايندگان بر اساس نفوس ولايات تقسيم بندي شده است؛ به طور مثال از ولايت غزني به خاطر نفوس زياد يازده نماينده­ي زن و مرد به ولسي جرگه راه پيدا مي­كند و از ولايت ظاهراً بادغيس به خاطر داشتن نفوس كم دو نماينده به مجلس مي­رود.

اما در زمينه­ي تقسيمات اداري هر چند با تأسيس دو ولايت يكي در مركز و ديگري در شمال قدم­هاي كوچكي برداشته شده اما تا هنوز مشكلات تقسيمات اداري سر جايش باقي است.

در زمينه­ي فرهنگي نيز رهبر شهيد(ره) براي رفع فقر فرهنگي مردم هزاره در آينده، گام‌هاي مثبتي را برداشت. او در دوران جهاد، علاوه بر كارهاي فرهنگي ديگر و راه اندازي مدرسه­ي علميه، براي شكوفا شدن استعدادهاي فرزندان مستعد مردم و آشنا ساختن دستان آنان به قلم، مجله­ي وزين حبل الله، راه اندازي نمود.

 در دوران مقاومت و در زمستان سال تحصيلي 69-70  با تأسيس مجتمع آموزش عالي شهيد بلخي(ره)، گام ديگري در عرصه­ي كارهاي فرهنگي براي آينده مردم ما برداشت. مجتمع آموزش عالي شهيد بلخي(ره) با پذيرش حدود هشتاد دانشجو در رشته­ي حقوق از ميان طلاب، كارش را آغاز كرد كه برخي از فارغ‌التحصيلان آن، الان، در مديريت اجرايي كشور و برخي ديگر به عنوان استاد در دانشگاه و دانشكده­هاي كابل و باميان ايفاي وظيفه مي­كنند. يادم هست رهبر شهيد(ره) به اين مجتمع عالي چنان اهميت مي­داد كه براي آشنايي دانشجويان، با قوانين افغانستان، كتاب­هاي قوانين اساسي، جزايي، مدني و ساير كتب قوانين را كه با مهر شخصي عبدالواحد سرابي ممهور بود، فرستاده بود. اين در حالي بود كه غرب كابل در آتش جنگ تحميلي انحصار طلبان روزها و شب­هايش را سپري مي­كرد. اما متأسفانه با شهادت مظلومانه­ي رهبر شهيد(ره) مجتمع آموزش عالي شهيد بلخي(ره) نيز تعطيل شد.

دانشگاه باميان كه امروزه پذيراي هزاران دانشجو، در چند رشته­ي مختلف است، طرح تأسيس آن از سوي رهبر شهيد(ره) ارائه گرديده است.(استاد محمد محقق) اما چون رهبر شهيد(ره) به شهادت رسيد، اين كار توسط استاد خليلي معاون رياست جمهوري دنبال شد و دو سال بعد از شهادت رهبر(ره)، در سال 1375 افتتاح، و با پذيرش 600 دانشجو و جذب 34 استاد، عملاً كارش را آغاز كرد كه هم اكنون يكي از بهترين دانـشگاه­هاي كشور به لحاظ علمي مي­باشد. (علي حليمي، فصلنامه سخن صبا، 71) بنابراين مي­توان گفت يكي از يادگارهاي ماندگار رهبر شهيد(ره) دانشگاه باميان در محروم­ترين نقطه­ي كشور است.

تلاش­هاي رهبر شهيد(ره) در گرفتن بورس تحصيلي براي تحصيل دانشجويان مستعد، در خارج از كشور، يكي از موارد آينده نگيري ايشان است. در راستاي همين تلاش­ها، در بهار 1374 بعد از شهادت رهبر شهيد(ره)، كشور آذربايجان 500 نفر را در دانشگاه­هاي خود بورسيه نمود و تا چند سال پيش اين روند ادامه داشت.( ياد يار مهربان، 1388، ص14)

توجه به مراكز فرهنگي و پشتيباني از آن­ها، يكي از كارهاي رهبر شهيد(ره) بود. به عنوان نمونه مركز فرهنگي نويسندگان افغانستان يكي ديگر از يادگارهاي رهبر شهيد(ره) است كه در آن تعداد از نخبگان كشور، مشغول كارهاي پژوهشي و تحقيقاتي شده و به انتشار فصلنامه­ي وزين «سراج» همت گماشتند. او در پيام تقدير آميز از تلاش اين مجموعه، در بخشي از آن چنين مي­نويسد:« اينجانب ضمن تقدير از زحمات شبانه روزي شما در اين راه و راستا، اين اطمينان را به شما مي­دهم كه در آينده در حد توان و امكان در كنار شما بوده و با كمال خلوص از مجموعه­ي شما كه در حقيقت هسته­ي فكري و اعتقادي تشيّع را شكل خواهد داد حمايت و پشتيباني نمايم».(احياي هويت)

تلاش براي ايجاد رسانه و شبكه­اي راديويي در باميان، يكي از كارهاي اساسي رهبر شهيد(ره) براي آينده مردم شيعه و هزاره است. «او تعدادي زيادي از افراد با استعداد را در اين زمينه شناسايي و براي تحصيل در رشته­هاي توليد برنامه­هاي تلويزيوني و راديويي، سينما و فيلم سازي در خارج فرستاد».( ياد يار، حوت1388، ص14) كه ايستگاه راديويي بعد از شهادت ايشان در باميان راه اندازي شد.

توجه رهبر شهيد(ره) به امور فرهنگي در دوران مقاومت، در حالي است كه افرادي كه امروز ادعاهاي بزرگ دارند و مركز آن هم از محل كمك­هاي بين‌المللي به مردم، ساخته و بوق و کر ناي تبليغاتش گوش­ها را كر كرده است، در آن روزگار كه رهبر شهيد(ره) به امور فرهـنگي، براي آينده­ي مردم ما تلاش مي­كرد و افق دور دست را مي­نگريست و به آينده­ي سرنوشت شيعيان مي­انديشيد، درست در نقطه­اي مقابل منافع مردم ما سير مي­كرد و در كنار زيادي خواهان به عنوان سخن­گو نقش بازي مي­كرد.

  1. 4.      استقامت و پايداري

استقامت و پايداري يكي ديگر از ويژگي­هاي رهبر شهيد(ره) است. او در جامـعه‌اي و از ميان مردمي برخواسـته بود كه سال­هاي سال بر آن­ها ستم و تبعيض روا داشته شده و از حقوق اوليه و طبيعي خود محروم بودند و در برابر كساني قرار داشت كه برتري طلبي و زياده‌خواهي جزء طبيعت و ذات آن­ها گرديده بود. براي ساختن جامعه‌اي سالم و سر بلند و به دور از تبعيض نژادي، مذهبي و سياسي، صبوري و استقامت و پايداري لازم بود. زندگي او چه در دوران مبارزه و جهاد عليه اشغال گران و چه در دوران مقاومت در برابر زيادي خواهان براي تثبيت حقوق مردم بيانگر صبوري بي‌حد و حصر او در برابر حوادث سخت و طوفان‌هاي شديد و مشكلات طاقت‌فرسا است.

همين خصيصه سبب شده بود كه او از يك فرد مبارز به تبلور آرمان يك ملت تبديل شود؛ زيرا او با پايداري و استقامت بي­نظيرش شخصيت مليت­هاي محروم و زجر كشيده افغانستان، به ويژه شيعيان را احيا نمود و براي آنان آرمان و هدف ايجاد كرد و اعتماد به نفس داد و به محروميت­ها، رنج­ها و دردهاي تاريخي و مشكلات موجودشان، آشنا ساخت و انرژي عظيم نهفته در درون توده مردم را، جهت رفع تبعيض­هاي ناروا و مناسبات ناعادلانه در عرصه­هاي مختلف اجتماعي، سـياسي، اداري و فرهنگي به كار انداخت و در راسـتاي تحقق  خواسـته­هاي مشروع و به حق مليت­هاي مـحروم و سـتم­ديده، آن­ها را بسيج و به بهترين وجه ممكن سازمان دهي و متشكل ساخت. بدينسان پروسه­ي وحدت توده­هاي زجركشيده و عدالت خواه افغانستان را به زيباترين شكل، طراحي و ساختمان آن را معماري نمود و چون از خود گذشته و در مردم و منافع و خواسته­هاي آنان ذوب شده بود، امروزه به عنوان نماد پايداري، صبر و استقامت در ميان مردم مطرح و همه­ي عدالت خواهان و انسان­هاي آزاده به او عشق ورزيده و او را تجسم عيني صبر، استقامت و پايداري مي­دانند.

  1. 5.      تواضع

تواضع از وضع به مـعناي فرو نهادن و يكي از مهم‌ترين و برترين صـفات انساني و ارزش­هاي اخلاقي اسـت. مي­توان آن را مادر ارزش­ها و کليد گنجينه­ي کمالات انساني ناميد. از اين رو، خداوند متعال در قرآن كريم به پيامبر اسلام(ص)كه عالي­ترين مخلوقات اوست و هدف اصلي خلقت است، دستور مي­فرمايد: پر و بال مرحمت خود را براي پيروان با ايمانت بگستران( شعراء: 215 ) و يكي از نصايح حکيمانه­ي لقمان به پسرش، مساله رعايت تواضع و فروتني است؛«و لا تصغر خدک للناس...»(لقمان: 18); پسرم! با بي اعتنايي از مردم روي مگردان؛ يعني متواضع و فروتن باش.

فروتني زيبنده­ي انسان است فقط انسان. اين زيبندگي وقتي ظـهور و اهميت بيشتري مي­يابد كه شخص داراي علم، قدرت، مقام و يا ثروت باشد امّا در برابر ديگران خود را كوچك دانسته، اظهار برتري ننمايد، زيرا اين­ها اموري هستند كه موجب پيدايش خوي پست تكبّر و خود محوري مي­گردند. از نشانه­هاي تواضع اين است که انسان در برابر مردم، خوش رو، خوش برخورد است و هنگام معاشرت و جدا شدن از آن­ها، با روي باز و دل پذير، رو به رو يا جدا مي‌شود، و جدايي‌اش محبت آميز است.

يكي از صفات بارز رهبر شـهيد(ره) تواضع و فروتني اسـت. او در عين اين­كه رهبري مردم شيعه را به عهده داشت و از قدرت برخوردار بود، با مردم رفتار متواضعانه و دلسوزانه داشت و به حرف­هاي مردم فروتنانه گوش مي­داد. يوسـف واعظي در خاطره­اي از رهـبر شـهيد(ره) مي­گويد:« در سال شصت و چهار وقت اعزام نيرو يك شب در مرز بيرجند با هم بوديم، نان تمام شده بود. ايشان آستين را بالا زد و از آرد موجود خمير كرد و بچه­ها آتش روشن كردند. بهترين نان جبهه را پخت كه براي مجاهدين برخوردشان تازگي داشت و به عنوان يادگاري از ايشان عكس­ها تهيه كردند و هر يكي از مجاهدين در كنار ايشان عكس گرفتند و اين برخورد سبب شده بود كه مجاهدين و هم سنگرانشان او را از صميم قلب دوست داشته در جبهات لقب« بابه» به او داده بودند.»(واعظي، 95).

همين ويژگي رهبر شهيد(ره) باعث شده بود كه در ميان توده­اي مردم نفوذ پيدا كند و مردم او را صميمانه دوست داشته و از عمق جان به او عشق ورزند و لقب بابه؛ يعني دلسوز را تنها و تنها زيبنده­ي او بدانند.

  1. 6.      وفاي به عهد

وفاي به عهد از فضايل اخلاقي و از ويژگي‌هاي بارز و متعالي انساني است که هم در قرآن مجيد(مائده:1) و هم در روايات و سخنان پيشوايان دين(كليني، ج2: 162؛ محاسن، ج1: 8 نهج الفصاحه: 507)، بر آن تأکيد شده است.و در ميان همه­ي اقوام، همواره وفاي به عهد، ستايش شده و فضيلت تلقي شده است و بي­وفايي نسبت به آن نکوهيده و خيانت شمرده شده است.

وفاي به عهد يكي از شاخصه­هاي رهبر شهيد(ره) است. سرور دانش مي­گويد: «خصوصيت برجسته­ي ايشان وفاي به عهد و عمل به قولش بود. تا از نظر باور و استدلال درباره‌ي حقانيت چيزي اعتقاد [پيدا] نمي­كرد، هر گز قولي نمي­داد و تعهدي نمي­سپرد، اما اگر تعهد و يا امضا مي­كرد، تا پاي جان بر سر عهد خود مي­ايستاد و واقعاً مصداق بارز«و من المؤمنين رجال صدقوا ما عاهدوا الله عليه» بود. در موارد زيادي پيش مي­آمد كه به طور مثال، اكثريت اعضاي جلسه و يا مـسؤولين حزب چيزي به راحتي بر خلاف نظر ايـشان تصويب  مي­كردند، اما وقتي ايشان آن نظر اكثريت را هرچند بر خلاف نظر خود، امـضا مي­كرد، ديگر جدي­تر از طرفداران اصلي آن نظر، از آن دفاع و حمايت مي­كرد تا آن را به اجرا گذارد و عملي كند».(حمزه واعظي، 163)

  1. 7.      دقت در مصرف بيت‌المال

دغدغه داشتن و دقت در مصرف اموال عمومي، يكي از نشانه­هاي تقوا و پرهيزكاري است كه موجب اكرام و برتري انسان است. 

يكي از ويژگي­هاي رهبر شهيد(ره) دقت در مصرف اموال عمومي است. او در طول مدت مسئوليت چه در دوران جهاد و چه در دوران مقاومت امكانات وسيع از اموال عمومي در اختيار داشت. اما به گفته­ي همراهان شهيد مزاري(ره) در مصرف آن بسيار دقيق و سخت­گير بوده است. يوسف واعظي مي­گويد: بر خلاف تبليغات بدخواهان و حسودان ايشان در مصرف بيت‌المال بسيار سخت­گير بود به گونه­اي كه معروف شده بود پول گرفتن از مزاري(ره) كاري ساده­ي نيست. همين سخت­گيري ايشان موجب گلايه­ي خيلي از دوستان و هم سنگرانشان شده بود. ولي اگر تشخيص مي­داد كه مصر ف آن در مورد مصالح اسلام و مردم تمام مي­شود، از خرج آن ابايي نداشت.(حمزه واعظي، 1378، 94).

رهبر شهيد(ره) هيچ وقت حاضر نبود تا امكانات جهت منافع شخصي­اش مصرف شود. واعظي مي­گويد: در يكي از مسائل كه دشمن در آن براي درهم كوبيدن عزت مردم ما عليه رهبر شهيد(ره) زياد سرمايه گذاري كرده بود، با دو دوست ديگر نزد ايشان رفتيم و تقاضاي پول براي خنثي كردن توطئه دشـمن كرديم. چون مـسأله كمي مربوط به ايـشان مي­شد، علي­رغم اصرار و توجيه ما، صريحاً جواب داد و با ناراحتي گفت:« امكانات كه در اختيارم است، مربوط به حزب است و به عنوان امانت در دست من است و بايد در جهت مصالح حزب و مردم مصرف كنم نه اين­كه براي مصالح شخصي خود. آيا وجدان سالم اين را قبول مي­كند كه من به كسي از پول بيت‌المال بدهم تا برايم رأي بدهد هر گز اين كار را نمي­كنم».(همو)

نتيجه

رهبر شهيد(ره) از نظر ويژگي­هاي شخصيتي و سجاياي اخلاقي يك انسان نمونه و تمام خصلت­هاي انساني، يك­جا در او جمع بود. وجود همين خصيصه­هاي انساني، سبب شده است كه علي­رغم تلاش­هاي گسترده­ي حسودان دنيا طلب و مقام پرست، جهت مخدوش جلوه دادن چهره­ي رهبر شهيد(ره) راه و اهداف مقدسش به عنوان آرمان براي انسان­هاي آزاد انديش و دلسوزان به سرنوشت مردم ما، و خودش به عنوان يك نماد ماندگار و جاودان بدل گرديد. (ن. ك. مجله امين، ش 4و5، ص38، و نيز افغانستان در سه دهه اخير، ص 784-800) حتي كساني كه تا چندي پيش درباره‌ي او ترديد داشتند، با تفكر و انديشيدن درباره‌ي شخصيت، راه و منش او، امروزه به افراد دوست دار او تبديل شده­اند و او را تجسم عيني آرمان­ها و اهداف خود و مردم­شان مي­دانند و هر روز بر تعدادشان افزوده مي­گردد.

آري كسي كه هستي­اش را در راه حق و خدمت به مردم و احياي عدالت اجتماعي كه يكي از دستورات اكيد خداوند متعال است، دهد. چون حق جاودانه است، او نيز ماندگار خواهد شد.