مصاحبه/ آیت الله صادق پروانی

نوشته شده توسط مدیریت. ارسال شده در بابه مزاری

مصاحبه با آيت ا... صادقي پرواني عضو مجلس سناي افغانستان

 

سخن صبا: با عرض سلام و خير مقدم از تشريف آوري حضرت عالي در شهر مقدس قم، در آستانه سالگرد شهادت شهيد مزاري(ره) قرار داريم، شما در سال‌هاي جهاد و دوران مقاومت غرب کابل با شهيد مزاري(ره) هم سنگر و در کنار هم بوديد، و با ويژگي­هاي او بيشتر آشنايي داريد، لطفاً بفرماييد که مهم­ترين ويژگي رهبر شهيد چه بود که او را ماندگار ساخت؟

 آيت الله پرواني: بسم الله الرحمن الرحيم.

 با تشکر از شما و ساير برادران همکار شما. در رابطه با ويژگي­هاي شهيد مزاري(ره) عرض کنم،  يکي از ويژگي­هاي بسيار مهم او اين بود که بسيار قاطع و مصمم بود. وقتي که در يک مسأله راجع به دفاع از حقوق مردم و سرنوشت مردم تصميم مي­گرفت عقب نشيني نمي­کرد و روي حرف خود مي­ايستاد. شهيد مزاري(ره) بارها مي‌گفت: مردم ما در طول تاريخ  مظلوم بوده و از تمام حقوق خود محروم گشته در حکومت و سياست شريک نبوده، حالا ما مي­خواهيم اين مردم در قدرت و سياست شريک شوند ولو به بهاي جان ما تمام شود و در اين راه کشته شويم، بايد اين مردم به حق خود برسد. در اين رابطه خاطره­­هاي زيادي از ايشان دارم که بسيار قاطعيت داشت و اين ويژگي در افراد ديگر کمتر ديده مي‌شود.

ويژگي ديگر شهيد مزاري(ره) اين است که بسيار شجاع و نترس بود. در سنگرهاي جهاد وقتي که با مجاهدين مي­رفت در خط مقدم بود. يک وقت در جبهه شولگر بود و ارتش شوروي حمله و طياره­ها بمباران مي­کردند، مي­گفتند: مجاهدين همه مخفي شده بودند، ولي شهيد مزاري(ره) تنها بالاي يک سنگ نشسته بود و عمامه سفيدش هم بر سرش بوده. منتهي به ايشان آسيب نرسيده بود.

ويژگي ديگرش اين بود که هدفش وحدت هزاره­ها و غير هزاره­ها بود و تلاش داشت که همه متحد شوند براي تشکيل حزب وحدت که ما هم تلاش کرديم و بعد که شهيد مزاري(ره) به داخل آمد بسيار تلاش کرد به ايران و پاکستان رفت تا همه متحد و يک پارچه شوند، که همه يکجا شدند، تنها آقاي محسني در حزب وحدت نيامد ديگران همه آمدند و دفاتر احزاب جمع شد.

ويژگي ديگر شهيد مزاري(ره) اين بود که اگر مي­ديد يک قوماندان از امکانات و پول جبهه براي منافع شخصي خود استفاده مي­کند و براي خود ذخيره مي­کند، با او برخورد و اگر مي­­توانست او را عزل مي­کرد، در حالي که عزل يک قوماندان بسيار دشوار بود و پيامدهاي ناگوار داشت. اما شهيد مزاري(ره) تا مي­توانست جلو خلاف کاري­­ها را مي­گرفت و به شدت برخورد مي‌کرد.

سخن صبا: بعد از پيروزي مجاهدين جنگ­هاي شديد در کابل شروع شد و دولت وقت با حزب وحدت و حزب اسلامي و جنبش جنگ داشت، در آن شرايط راهکار شهيد مزاري(ره) براي ختم جنگ و حل بحران کشور چه بود؟

آيت الله پرواني: اين مسئله کاملاً مشهود بود که جنگ دولت با حزب وحدت و حزب اسلامي جريان داشت و شهيد مزاري(ره) براي ختم جنگ راه حل  طرح مي­کرد. يک راه حل ايشان اين بود که آقاي حکمتيار را باخود داشته و با آقاي رباني مذاکره و تفاهم نمايد تا يک حکومت چند قومي تشکيل شود. حکومت حزبي، قومي و منطقه­اي که مجاهدين از قبل داشتند بدرد نمي­خورد، بايد حکومت واحد ايجاد شود. در آن وقت تمام قدرت و امکانات در اختيار آقاي رباني بود. چندين جلسه برگزار شد که بنده هم در جلسات حضور داشتم، اما آقاي حکمتيار خيلي خوش‌بين نبود و مي­گفت:« با آقاي رباني کار نمي­شود. اگر شما مرا مجبور کنيد و باهم بنشينيم  در ظاهر توافق مي­شود ولي در باطن چيزي ديگر است. چون آقاي رباني از خود اختيار ندارد، اگر اختيار مي­داشت يک عالم ديني است مي­توانستيم با او توافق کنيم و يک حکومت اسلامي به وجود بياوريم، ولي آقاي مسعود او را نمي­گذارد. از سوي ديگر غربي­ها براي ايجاد اختلاف بين مردم تلاش دارند از راه حزب، از راه قوميت، از راه مذهب و منطقه و حتي پول هم پخش مي‌کنند، تا دولت اسلامي به وجود نيايد.».

سخن صبا: استاد يکي از خاطرات خود از شهيد مزاري(ره) را بيان فرماييد.

آيت الله پرواني: خاطره­ها از شهيد مزاري(ره) در ذهن بنده زياد است. يک خاطره اين است که در آغاز تشکيلات سازمان نصر به کابل آمد، در ايران توسط رژيم شاه زنداني شده بود و بسيار شکنجه ديده بود و زخم آتش سيگار در صورتش وجود داشت، برادران گفتند اين بسيار مقاوم است که اين قدر سختي­ها را تحمل نموده و در راه هدف شکنجه شده است، بنده قبلاً با او آشنايي نداشتم، وقتي در تشکيلات وارد شد، بسيار فعال بود و احساس خستگي نمي­کرد، هر جا دنبال انجام کار مي­رفت. از مسائل اسلامي و درد و رنج مردم بسيار تبليغ مي­کرد و مي­گفت: اين مردم ما در اثر ظلم و ستم در طول ساليان متمادي در کوهپايه­ها پناه گرفته و محاصره شده­اند تا در کوه­ها دست دشمن به آن‌ها نرسد. بر مردم ما ظلم و ستم از زمان عبدالرحمن و بعد از آن بسيار بي­حد بوده که حتي مورخين غير هزاره هم اعتراف دارند که بالاي اين مردم ظلم شده، ماهم مي­گوييم حالا اين مردم از حاشيه در متن بيايند. شهد مزاري(ره) در اين جهت خيلي تلاش داشت که مردم ما از حاشيه در متن بيايند. شايد اين جريان را شنيده باشيد وقتي که سيد منصور نادري در کابل آمد شهيد مزاري(ره) با او گفت: تلاش من اين است که ديگر هزاره بودن ننگ نباشد. حالا اين را ديگران تحليل نژاد پرستي نکنند، در افغانستان اقوام زياد وجود دارد، هر کدام به نام قوم خود شناخته مي­شوند و اين نژاد پرستي نيست. اگر شهيد مزاري(ره) يا امثال بنده حقير بگويد هزاره از حاشيه به متن بيايد، رشد بکند، امکانات داشته باشد، اين نژاد پرستي نيست. اگر مزاري(ره) هزاره مي­گفت: چون هزاره با همين  نام در تاريخ ستم زياد ديده است، در حالي که با هيچ طايفه جنگ و خشونت ندارد و مردم امين و صلح دوست­اند. امروز هم امن­ترين نقاط در افغانستان، هزاره­جات است و اين نشان مي­دهد که اين مردم با کسي دشمني ندارد و طرفدار صلح و برادري است.

شهيد مزاري(ره) يکي از آرمان­هايش همين بود و زيادتر با من مطرح مي­کرد که اين مردم مظلوم ما در کوهپايه­ها آمده و از فرهنگ دور است، کسي پيدا نشد در هزاره­جات يک کلينيک بسازد و يا مکتب بسازد، مردم ما مکتب نداشت بي­سواد بار آمدند، مردم بي­سواد غير از اينکه لشکر ديگران را تيره بکند ديگر هيچ فايده ندارد.

سخن صبا: استاد مزاري(ره) خواهان عدالت اجتماعي در کشور بود، آيا عدالت اجتماعي را تنها براي هزاره­ها مي­خواست يا براي تمام مليت‌هاي محروم و مردم افغانستان؟

آيت الله پرواني: اين طبيعي مسئله است که شهيد مزاري(ره) تنها هزاره مطمح نظرش نبود که هزاره جلو بيايد و رشد بکند و در متن قرار بگيرد، بلکه تمام مليت­هاي محروم مثل نورستاني­ها و يا بلوچ­ها را هم مورد توجه قرار مي‌داد و هيچ وقت) نگفت که آن‌ها رشد نکند و در متن نيايند، او براي همه مليت­هاي محروم حقوق مساوي مي­خواست که عدالت اجتماعي در بين همه­ي مليت­هاي افغانستان تحقق يابد.

سخن صبا: به عنوان آخرين سئوال در شرايط کنوني کشور که پيشرفت­هاي زيادي هم صورت گرفت است ولي مشکلات جدي هم وجود دارد مثل اختلافات و تبعيض در روند کارها که در مناطق امن هزاره­جات بازسازي صورت نگرفته است ولي در مناطق نا امن بيشتر توجه مي­شود. در اين شرايط، توصيه شما به نخبگان مردم ما که در پارلمان، کابينه دولت و نهادهاي مدني حضور دارند، چيست؟

آيت الله پرواني: اين مسلم است که براي مردم ما هنوز کار نشده و مردم ما سرک پخته ندارند. اگر در مسير باميان سرک کار شده و مقداري قير ريزي شده به خاطر اين است که اکثريت منطقه، در ولايت ميدان برادران پشتون است يا از دره غوربند کار شده به طرف باميان  به خاطر برادران تاجيک است، اکثر اين سرکها به خاطر دل سوزي آن‌ها است نه هزاره‌ها، اگر آن‌ها نبودي از کجا معلوم بود اين مقدار کار شود. وعده داده بودند که يک سرک حلقوي از باميان به طرف غور و هرات ساخته شود که هنوز کار نشده، منتهي گام‌هاي بسيار کوچک برداشته شده است. سرک يکاولنگ و باميان ساخته شده، سرک غوربند به باميان نرسيده و مي­رسد. سرک ميدان هم به باميان نرسيده که مي­رسد. ولي بقيه هزاره­جات سرک خاکي و مخروبه دارند. توقع ما از سياست مداران و برادراني که در دولت هستند و يا در پارلمان و سنا هستند اين است که بايد مسائل را مطرح و دنبال کنند، تا از بازسازي استفاده کنند. در هزاره­جات بازسازي نشده اگر قليل و اندکي شده باشد که من خبر ندارم. سرک دره صوف به باميان، سرک ترکمن به بهسود و سرک جاغوري- مالستان هنوز کار نشده که بايد کار مي­شد. من اميدوارم که دنبال شود، خصوصاً غزني که يک سال بعد مرکز فرهنگي جهان اسلام است و تمام کشورهاي اسلامي براي بازديد آثار باستاني غزني مي­آيند، بايد سرک داشته باشد. مهمان­خانه داشته باشد. وکلاي غزني که يازده نفراند بايد اين را دنبال کنند که غزني ساخته شود. وکلاي مناطق ديگر نيز تلاش نمايند مانند بهسود، دايکندي و باميان، که بايد بازسازي بشود. وکلاي مردم و کساني که در دولت­اند بايد به گوش مقامات برسانند و براي منابع خارجي­ها بگويند که براي همه مردم افغانستان يکسان کار کنند.

سخن صبا: با تشکر از حضرت عالي که وقت خود را در اختيار ما گذاشتيد.