مصاحبه/ استاد محقق

نوشته شده توسط مدیریت. ارسال شده در بابه مزاری

 مصاحبه با استاد حاج محمد محقق  رئيس کمسيون عدلي- قضايي پارلمان

 

سخن صبا: خير مقدم عرض مي­کنيم خدمت استاد فرزانه و بزرگوار و تشکر مي­ کنيم از فرصتي که در اختيار ما قرار داديد. از بنياد علمي فرهنگي صبا، مزاحم­تان شديم. قرار است ويژه نامه­ي را به مناسبت هفدهمين سالگرد رهبر شهيد مزاري(ره) در نشريه سخن صبا نشر کنيم، به همين خاطر قرار شد مصاحبه­هايي با تعدادي از ياران و همرزمان رهبر شهيد و از جمله حضرت عالي - که مدت­هاي زيادي با ايشان بوده­ايد و با شخصيت، افکار و انديشه­هاي ايشان آشنايي داريد- داشته باشيم.

براي اولين سؤال خواستيم از نحوه­اي آشنايي‌تان با رهبر شهيد بفرماييد و اينکه از چه زماني با ايشان آشنا شديد؟

استاد محقق: بسم الله الرحمن الرحيم و به نستعين.

 آشنايي ما با رهبر شهيد بر مي­گردد به زماني که ايشان از عسکري آمده بودند – همان نظام وظيفه به اصطلاح اينجا سربازي و به اصطلاح افغانستان عسکري يا مکلفيت - ما آن زمان شانزده ساله بوديم که استاد شهيد از عسکري آمدند و ايشان حدود 24 ساله بود.

 از نگاه ارتباطات خانوادگي هم پدر ما همراه پدرشان دوست بود. و هر دوشان حاجي بودند. به اصطلاح خودشان را آدم‌هاي زرنگ و ريش سفيد منطقه مي­گفتند. َآشنايي آن‌ها موجب شد که روابط ما روز به روز بيشتر شود. خانه­ي ما از خانه آن‌ها فاصله‌اش حدود 45 دقيقه يا يک ساعت راه بود.

بعد از آن­که ايشان از عسکري آمد و ما خبر شديم که مزاري از عسکري آمده ـ البته آن زمان اسم­شان مزاري نبود شيخ عبدالعلي مي­گفتند ـ گفتند برويم ديدن­شان، آن جا رفتيم و از نزديک ايشان را ديديم که آدم بسيار جالبي است.

            از ايشان دعوت کرديم در مدرسه بيايد، براي­شان پلو با روغن زرد پخته کرديم رفتيم از کوه از رمه يک رأس بز يک ساله که به اصطلاح محل مي­گويند بسيار مزه دار است را ذبح کرديم. پلو کرديم طلبه‌ها جمع شدند و ايشان را دعوت کرديم. ايشان هم که آمد، شروع کرد بحث را، بحث‌هاي سياسي را مطرح ساخت، ما هم طلبه­هاي نوجوان بوديم. شروع کرد از نهضت علامه بلخي، او بسيار تحت تأثير افکار علامه بلخي بود البته ما با بلخي محشور نشده بوديم زيرا کوچک بوديم آن­ها خوب مي­شناختند، سه چهار ساعت درباره افکار و انديشه­هاي بلخي صحبت کرد. طلبه­ها را بسيار مجذوب کردند، ما هم جذب شديم و بعد از آن سرنوشت مشترک شد و او به حيث استاد سياسي ما شد.

            آن‌ها به نجف رفتند از نجف برگشتند. در ايران زندان شدند بعد از آزادي از زندان و بازگشت به وطن، مزار رفتيم ديدنشان و همين‌طور آشنايي ادامه پيدا کرد.

سخن صبا: خارج از اينکه ما استاد شهيد را در فاز رهبري مردم محروم هزاره نگاه کنيم خارج از ويژگي‌ها و خصوصيات رهبري، داراي چه خصوصياتي بود که او را از ديگران ممتاز مي‌ساخت؟

استاد محقق: البته بعضي خصيصه‌ها وجود دارد که انسان را به آدم‌هاي بزرگ تبديل مي­کند. آدم سخت کوش و زحمت کش بود و آدمي بود که بيشتر براي مردم فکر مي­کرد. تا براي خود. آدمي بود که بسيار حافظه­ي قوي و قدرتمند داشت. البته به توصيه پدرشان از بيت‌المال استفاده نمي­کرد. پدرشان از مال خود شهريه و مصارف­شان را تهيه مي­کرد چه در اينجا بود و چه در زمان که در ايران رفت هم شهريه‌شان را همان جا روان مي­کرد. اين ويژگي‌ها در کمتر کسي پيدا مي‌شود.

سخن صبا: وقتي که ايشان در واقع به عنوان يک فرد جهادي و جهادگر در عرصه­اي جهاد و مقاومت افغانستان حضور پيدا کردند، ايشان چه مشکل جدي را براي کشور، اقليت‌هاي محروم و مردم خود احساس مي­کردند و چه مطالباتي را به عنوان مطالبات عمده و هدف­هاي اساسي، در نظر گرفته و شروع به مجاهدت کردند؟

استاد محقق: خلاصه عرض کنم ايشان طرفدار حکومت اسلامي به معني عام­شان بود که حکومت اسلامي تشکيل شود و نظام حاکم مستبد آن زمان ساقط شود و بعدها که انقلاب رو به پيروزي رفت با توجه به موقعيت و جايگاه شيعه­ها و هزاره­ها در ساختار نظام، مطالبات خاصي را مطرح کرد و مسئله رسميت مذهب تشيع، مسئله مشارکت در تصميم­گيري‌هاي اساسي کشور و مسئله حضور اقوام در ساختار نظام به اندازه شعاع وجودي، اين­ها خواسته هاي اساسي شان بود.

سخن صبا: در مورد شکل نظام اداري افغانستان، آنچه معروف شده و در واقع به اسم رهبر شهيد هم ثبت شده است ، ساختار نظام فدرالي يا غير متمرکز است. ايشان در ابتدا معتقد به اين بود که بايد نظام متمرکز به وجود بيايد و لکن اقوام و اقليت‌ها بر اساس شعاع وجودي‌شان در پارلمان نماينده داشته باشند و به همان ميزان در بدنه‌ي حکومت سهم داشته باشند، ولي بعدها ايشان شکل دومي از ساختار نظام اداري را که همان نظام فدرالي است مطرح ساخت و روي اين مسئله تا آخر عمر پافشاري کردند، با توجه به اينکه الآن شما نيز مسئله ساختار نظام پارلماني را مطرح کرده­ايد و در باره آن صحبت مي‌کنيد، به نظر شما همين حالا- بعد از يک دهه تجربه نظام رياستي متمرکز- نظام فدرالي در افغانستان مي‌تواند به عنوان يک نظام مطلوب مطرح باشد تا دانشمندان و متفکران و دانشجويان، روي آن سرمايه گذاري و کار کنند؟

استاد محقق: نظام فدرالي گذشته از اينکه در دنيا يک نظام موفق است. بسياري از کشورهاي جهان به صورت سيستم فدرالي اداره مي­شود، رهبر شهيد هم گاهي در کلماتشان فدرالي آمده است، غير متمرکز هم آمده است. در اين مرحله نو که ما بحث کرديم غير متمرکز سازي است که يک حالت بين فدرال و حکومت متمرکز است. و اين مسئله را ما فعلاً به همين شکل مطرح کرديم و نظام پارلماني را مطرح کرديم که يک نوع نظام معتدل­تر، ملايم­تر و به خواست مردم نزديک­تر است.

سخن صبا: آيا واقعاً جا دارد که ما هنوز هم روي نظام فدرالي همان طوري که رهبر شهيد اين را مطرح کرد، سرمايه گذاري کنيم، تبليغ کنيم، بحث کنيم، تا زمينه براي آن چه که شما مي‌فرماييد آماده و مهياتر شود؟

استاد محقق: هر کاري را شالوده‌اش را يک کسي مي­ريزد يا خودش موفق مي­شود و يا ديگران حالا اين پديده را رهبر شهيد مطرح کرد. ماهم آن را دوام مي­دهيم در راستاي آن کم کم کار مي‌کنيم.

سخن صبا: راجع به ويژگي‌هاي شخصيتي رهبر شهيد خارج از حوزه رهبري و مديريت، بيانات خوبي داشتيد؛ اما پس از رهبري، ويژگي‌هاي خاص رهبري ايشان چه بود که باعث ماندگاري ايشان گرديد؟

استاد محقق: ماندگاري اشخاص به ماندگاري آرمان­هاي آن شخص بر مي‌گردد و اگر چنانکه کسي يک آرمان جهاني و انساني را مطرح کند به تناسب آن به همان اندازه جاويدانه مي­گردد. چون آرزوي رهبر شهيد و آرمانش حقوق عادلانه اقوام و مليت‌هاي افغانستان و تحقق اسلام و ارزش‌هاي اسلامي بود لذا طبعاً «العلماء باقون ما بقي الدهر» (نهج‌البلاغه/) او مثل علماي که بيرق اسلام را بلند کردند جاويدانه هست.

سخن صبا: نقش رهبر شهيد را، در راستاي بستر سازي هويت ملي، وحدت ملي و يا همبستگي ملي در افغانستان چگونه ارزيابي مي‌کنيد؟

استاد محقق: وحدت ملي از ديدگاه رهبر شهيد اين بود که همه­اي اقوام افغانستان احترام شوند و مشخصات قومي، زباني و مذهبي شان احترام شود. و وحدت ملي در چوکات پذيرش همه اقوام ميسر است نه در سرکوب اقوام ديگر. بنابراين دو نگرش متضاد نسبت به وحدت ملي در افغانستان مطرح است. بعضي‌ها وحدت ملي را در کوبيدن اقوام ديگر و نابود کردنشان مي­دانند تا يک وحدت را فراهم بکنند. يک نظريه­اي هم وجود دارد که وحدت ملي را در پذيرش اقوام و همديگر مي­دانند. و رهبر شهيد نگرش­شان به وحدت ملي از نوع دوم بود که وحدت ملي را در چوکات پذيرش همه­اي اقوام مطرح مي‌کرد.

سخن صبا: به نظر شما وحدت ملي که يکي از اهداف استاد شهيد بود، الآن چه قدر تحقق پيدا کرده و در اين راستا با چه مشکلاتي رو به رو هستيم که فرهيختگان جامعه درصدد حل و ارائه راهکار براي آن باشند؟

استاد محقق: وحدت ملي در قانون اساسي افغانستان آمده است. اقوام شناسائي شده است. و زبان و مذهب­شان به رسميت شناخته شده است. تا يک حدي و لکن هنوز هم رسوبات فکري استبداد و انحصار وجود دارد که نمي‌گذارد کار شود، مي‌گويند در صورتي وحدت ملي محقق مي­شود که اقوام ديگر محو شوند و يک قوم باقي بماند اين مسئله يک چالش جدي است.

سخن صبا: با توجه به اينکه يکي از ياران و همرزماني که مدت­هاي زيادي در خدمت رهبر شهيد بوده‌ايد يکي از خاطرات خوب­تان را که تا هنوز در رسانه‌ها پخش نشده و جديد باشد لطف نموده بيان فرماييد.

استاد محقق: البته درباره رهبر شهيد گپ زياد زده شده است ممکن است گپ ما هم تکراري باشد؛ اما اين قدر  هست که رهبر شهيد از پيشگامان نهضت اسلامي در افغانستان بود ايشان در دوراني اين چراغ را روشن کرد که بسياري‌ها در افغانستان از اين مسئله غافل بودند نشر کتاب‌هاي اسلامي و سازمان دهي جوانان و روشنگري از ويژگي‌هاي رهبر شهيد بود. ما يکي از دوره­هاي شيريني که با ايشان داشتيم دوره­اي بود که با هم کتاب تبادله مي­کرديم و نشر معارف مي­کرديم و بچه­ها و طلبه‌هاي جوان را کتاب مي‌داديم و در اين عرصه فعاليت‌هاي فکري مي‌کرديم.

 

سخن صبا: راجع به انديشه­هاي رهبر شهيد تا هنوز خيلي کم کار شده است، براي اينکه انديشه­هاي والاي ايشان نهادينه شود و بيشتر مورد توجه و نظر دانشجويان و طلاب و جامعه شيعي قرار گيرد، چه راه­هايي را پيشنهاد مي­کنيد.

استاد محقق: بهر حال انديشه­هاي رهبر شهيد بازخواني شود. زوايايي از ويژگي‌هاي فکري، جهادي و مبارزاتي ايشان باز شود و قلم زني‌ها بيشتر و دقيق‌تر باشد، معلومات کسب کنند و بنويسند. و معرفي کنند و به عنوان يک الگو در تاريخ افغانستان ان‌شاءالله ماندگار خواهد ماند.

سخن صبا: به عنوان آخرين سؤال، اگر کدام نکته­اي خاصي که به نظر شما مهم باشد و در مورد رهبر شهيد ناگفته به حساب آيد و لازم مي­دانيد که نشر شود، چيست؟

استاد محقق: رهبر شهيد دشمن زياد دارد مثل که همه‌ي کساني که چهره­هاي تاريخ ساز هستند افراد موافق و مخالف زياد دارند. بعضي‌ها چهره استاد را خدشه دار مي‌کنند و در مبارزات ايشان شايد تشکيک ايجاد کنند که ايشان افکار صحيح نداشته است. وظيفه شما نسل جوان اين است که استاد را با همه زواياي­ فکري و شخصيتي­شان معرفي کنيد. او برخواسته از حوزه علميه ديني بود. يک روحاني بسيار متعبد بود يک اسلام خواه بسيار خلل ناپذير بود و در عين حال يک عدالت­خواه بسيار استثنائي بود. به برادري اقوام معتقد بود و به برابري انسان‌ها معتقد بود اين زوايايي فکري استاد باز شود.

سخن صبا: استاد محترم، بسيار تشکر که وقت خود را در اختيار ما قرار داديد.

تاريخ مصاحبه: 19/11/1390