سخنرانی/ استاد خلیلی

نوشته شده توسط مدیریت. ارسال شده در بابه مزاری

اشاره:

آنچه در ذيل مي‌خوانيد، متن سخنراني معاونت محترم رياست جمهوري و رهبر حزب وحدت اسلامي افغانستان جناب استاد خليلي است كه در چهاردهمين سالگرد شهادت پر افتخار رهبر شهيد بابه مزاريS و يارانش، در تاريخ 26/12/1387، در مصلاي بزرگ شهيد مزاري در کابل ايراد گرديده است. به دليل اهميت و نکات مهم که در اين سخنراني مطرح شده است متن سخنراني را با اندکي تلخيص نشر مي کنيم، اميد که براي خوانندگان محترم مفيد واقع گردد.

 

بسم الله الرحمن الرحيم

الحمد لاهله والصلوة علي اهلها و بعد قال الحکيم في کتابه المبين: مِنَ الْمُؤْمِنِينَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ فَمِنْهُمْ مَنْ قَضَى نَحْبَهُ وَ مِنْهُمْ مَنْ يَنْتَظِرُ وَ مَا بَدَّلُوا تَبْدِيلاً.

جهت خوشنودي ارواح شهداي راه خدا در طول تاريخ و به خصوص شهداي جهاد و مقاومت و به ويژه مزاري شهيد و يارانش صلوات.

22 حوت سالروز شهادت يکي از رهبران جهاد مردم افغانستان، استاد مزاري و يارانش است، اين روز بسيار المناک را به ملت افغانستان و شما حضار تسليت مي‌گويم.

از حضور گرم شما برادران و خواهران، علما و روشنفکران، اساتيد، شخصيت‌هاي علمي، فکري و سياسي، اعضاي محترم کابينه، شوراي ملي، به ويژه رهبران جهاد، مسوولين دولتي، معاون محترم اول رياست جمهوري، جناب حضرت صاحب مجددي که مرد بزرگ و مورد احترام ملت افغانستان است. برادر عزيزم آقاي قانوني رييس ولسي جرگه و باقي بزرگان، صميمانه تشکر و سپاس گذاري مي‌کنم.

از ستاد مردمي که زمينه اين جلسه را فراهم کردند، از جناب حاجي صاحب رضايي، مو سفيد مردم ما و همکاران عزيزش تشکر و سپاس گذاري به جا مي‌آورم.

شهداي ما به مقام مطلوبي رسيده‌اند

برادران و خواهران عزيز! شهداي ما در هر مرحله اي که هستند، به يک جايگاه و مقام مطلوبي رسيده‌اند که احتياج به گرامي داشت و تجليل ماياني که در دنيايي از نقص و عيب گرفتار هستيم، ندارند؛ ولي اين ما هستيم که بايد از همچو مناسبت‌هايي در جهت بهبود وضع زندگي جامعه، مردم و کشور خود، بهره بگيريم و استفاده کنيم.

در رابطه با استاد شهيد مزاري، صحبت‌هاي زيادي، در طول چهارده سال، از سوي نويسندگان، قلم به دستان و تحليلگران ما صورت گرفته و از اين به بعد هم خواهد گرفت. امروز هم در هر جايي که تجليل از شهيد مزاري است در رابطه با ابعاد شخصيتي شان، صحبت خواهد شد؛ چه در افغانستان و چه در خارج از افغانستان و در کشورهايي که امروز و يا اين هفته از استاد شهيد تجليل مي‌شود. ما خيلي خوشحال هستيم که در هفتمين سال از شرايط جديد در شهر کابل گرد هم جمع شده‌ايم و امروز را گرامي مي‌داريم.

هفت سال پر فراز و نشيب

هفت سالي که ما طي کرديم، هفت سال بسيار پر فراز و نشيبي بود و پيش از هفت سال شما مردم افغانستان شاهد بوديد که چه وضع حاکم بود، مردم افغانستان چه گرفتاريي داشتند و با چه مسايلي مواجه بودند.

بدبختي‌هايي که در افغانستان حاکم بود به همه مردم افغانستان روشن است، ولي آمديم به برکت خون شهداي افغانستان و با همت و فداکاري سنگر داران مردم افغانستان و به حمايت وسيع شما مردم و به کمک دوستان جامعه جهاني يک باب نوي را باز کرديم، شرايط جديدي را به وجود آورديم. در اين شرايط، گام‌هاي بلندي در عرصه هاي مختلف برداشته شد که من در پي آن نيستم که طي اين هفت سال، دستاوردهايي که مردم و اداره جديد افغانستان داشت، به بررسي بگيرم؛ مي‌گذارم به وقت ديگر.

اينکه شما مردم افغانستان هفت سال قبل کجا بوديد و امروز کجا هستيد، ما راه را آغاز کرديم، در اين راه ضعف‌هاي هم وجود داشت و موفقيت‌هاي هم داشتيم. مردم افغانستان صاحب اين موفقيت‌ها است و مسوولين دولتي و جامعه جهاني هم شريک در اين موفقيت‌هاي مردم افغانستان است.

وحدت و همدلي

يکي از چيزهايي که پيش چشم من بسيار بزرگ و با ارزش است، وحدت و همدلي مردم افغانستان است. (تکبير حضار) ما در هفت سال قبل خيلي مسايل و مشکلات در رابطه با وحدت و همدلي داشتيم. ولايت با ولايت ديگر رابطه نداشت، قوم با قوم ديگر درگيري داشت، گروه با گروهي ديگر در جنگ بود، از يک ولسوالي به ولسوالي ديگر رفت و آمد اصلاً ممکن نبود به خصوص شرق، شمال، جنوب و غرب. ولي امروز يک همدلي خوبي را بين ملت افغانستان مي‌بينم، چيزي را که همه شهداي افغانستان آرزو داشت. به خصوص استاد مزاري، استاد مزاري هميشه تکيه‌اش بر وحدت ملي بود، برادري اقوام و قبولي همديگر شعار استاد شهيد بود. استاد مزاري هميشه مي‌گفت هرکسي که وحدت مردم افغانستان را مي‌شکند او صادق به مردم افغانستان نيست، او خائن است، او را مي‌توانم جزء خائنين ملي افغانستان حساب کنيم. هميشه در فرمايشاتش تکيه بر وحدت و همدلي داشت. ما خوشحال هستيم که امروز يک‌بار خواست شهداي ما، يکي از آرمان‌هاي بزرگ استاد مزاري که يک محور اصلي در حرکت مبارزاتي و سياسي‌اش بود؛ امروز تحقق پيدا کرد. وحدت و همدلي که امروز بين مردم افغانستان وجود دارد، در هيچ جاي دنيا سراغ ندارم. بين شيعه و سني، بين اقوام مختلف افغانستان امروز وحدت و برادري وجود دارد. اين وحدت را بايد مغتنم بشماريم و برايش ارزش قائل شويم.

در کجاي کشورهاي اسلامي عاشوراي مشترک بين اهل تسنن و تشيع گرفته مي‌شود، نشان بدهيد. در کدام کشور اسلامي برادران تسنن ما مراسم عزاداري مي‌گيرند و بعد از برادران اهل تشيع شان دعوت مي‌کنند که ما صاحب عزا هستيم و شما شرکت کنيد، من کم سراغ دارم و يا هيچ سراغ ندارم، جز افغانستان. اين بسيار ارزشمند است، اين روزها که ما و شما تجليل از شهيد مي‌نماييم، هفته رحمت للعالمين است، تفاوت در تاريخ ميلاد بين تشيع و تسنن يک مقداري وجود دارد. 12ربيع‌الاول يا 17ربيع‌الاول، امروز بر اساس همين روحيه همدلي و وحدت، وزارت حج و اوقاف اين هفته را هفته رحمت للعالمين نام گذاري کرده است. اين خيلي ارزشمند است، يک دستاورد بزرگ در شرايط کنوني است که بايد مردم ما از آن پاسداري کنند. به هيچ وجه شعاري، حرکتي، عملي، گپي و موضع گيري که اين وحدت و همدلي را سست کند و خدشه دار نمايد، مطرح نسازيم و انجام ندهيم. در هر موقفي که هستيم، اگر دکاندار باشيم، اگر روحاني باشيم، اگر روشنفکر باشيم، اگر سياسيون باشيم، اگر در حکومت باشيم، اگر در پارلمان باشيم، اگر در قوه قضاييه باشيم، و وظيفه و رسالت بزرگ اسلامي و ملي ما است که از اين وحدت و همدلي پاسداري کنيم. دشمنان مردم افغانستان در صدد شکستاندن اين وضع هستند، زيرا از اختلاف مردم افغانستان هميشه آن‌ها بهره گرفته‌اند، امروز که اين وحدت و همدلي وجود دارد، آن‌ها در يأس و نااميدي به سر مي‌برند و اين دست آورد بزرگي است.

ولي وحدت ملي يک مقوله ذهني نيست، وحدت ملي در سايه قبولي هم، قبولي جايگاه و هم پذيري هم و پياده شدن عدالت اجتماعي معنا پيدا مي‌کند. شهيد مزاري مي‌دانست که وحدت ملي بدون عدالت اجتماعي پايدار نخواهد بود؛ از اين جا بود که در کنار وحدت ملي، شعار عدالت اجتماعي را به عنوان يک اصل برجسته مي‌ساخت؛ زيرا اگر ما در کشور خود عدالت اجتماعي را پياده نکنيم، وحدت و همدلي مردم افغانستان سرانجام در هم خواهد شکست. بياييد، تبعيض، تعصب و هزاران نابرابري‌هاي ديگر را از بين ببريم تا وحدت ملي استحکام پيدا کند و جاودانه شود.

عدالت اجتماعي

در اين راستا من هميشه گفته‌ام که اين فصل جديد، آغاز راه است، ولي هنوز عدالت اجتماعي پياده نشده، هنوز هم ما با عدالت اجتماعي فاصله داريم، ولي شرايط خاصي بود که در اين شرايط خاص ما هنوز هم درگير جنگ هستيم، يک چيز طبيعي است که ملت افغانستان درک مي‌کنند که در کشوري که ده‌ها سال بي عدالتي بوده، تبعيض حاکم بوده، نابرابري حاکم بوده، نفي همديگر حاکم بوده است، اين معجزه است که بگوييم همه اين‌ها و اين رسوبات از بين برود. راه طولاني مي‌طلبد و حوصله مندي زياد را مي‌خواهد.

اميدوار هستم راهي را که مردم افغانستان آغاز کرده، سرانجام به پياده شدن عدالت اجتماعي منجر شود. اگر ما اين راه را به پياده شدن عدالت اجتماعي ختم نکنيم، وحدت و همدلي ما را هم دشمنان خواهند شکست. دشمنان آن روزي مي‌توانند وحدت ملي ما را بشکنند که ما عدالت اجتماعي را در کشور پياده نتوانيم.

در اين فصل جديد ما دستاوردهاي ديگري در عرصه هاي مختلف داريم که بسيار ارزشمند است، قانون اساسي که مردم افغانستان دارند، بسيار ارزشمند است. قانون اساسي هم وحدت ملي را پاسداري مي‌کند و هم عدالت اجتماعي را به عنوان يک تکليف براي مسوولين کشور درج کرده است. تبعيض و تعصب در قانون اساسي ما محکوم، ناروا و نا جايز است، هم چنان که در شرع ما هم نا جايز مي‌باشد.

پاسداري از قانون

قانون بسيار خوبي داريم، در سطح منطقه. من معتقدم که قانون اساسي ما در تاريخ کشور بي نظير است. ما بايد از اين قانون اساسي پاسداري کنيم، در هيچ موردي مردم افغانستان اجازه ندهند که قانون اساسي بشکند. مردم افغانستان بايد با چنگ و دندان از اين قانون پاسداري کنند.

برادران و خواهران! اگر ما از قانون اساسي خود پاسداري نکنيم، همه آنچه که تا امروز به دست آورده‌ايم، بر باد خواهد رفت. بسيار واضح مي‌گويم، قانون احوال شخصيه­اي که شما مردم امروز صاحب شده‌ايد، تشکر مي‌کنم از شوراي ملي و از هر دو مجلس که با حسن نيت و روحيه برادري اين قانون را پاس کردند.

يک چيز را بايد بگويم، قانون اساسي ما، قانون احوال شخصيه ما همه دستاورد کل شرايط کنوني، نظام کنوني و مسوولين کشوري است. دستاورد يک فرد مثل من و امثال من نيست. هر که ادعا مي‌کند که من اين کار را کردم، من مي‌گويم اشتباه مي‌کند، همه اين احزاب در رويدادهاي قبلي هم بودند؛ اما چرا ما در اين عرصه نتوانستيم موفقيت داشته باشيم؟ چرا ما در دوره هاي گذشته همچون قانون اساسي خوبي نداشتيم و قانون احوال شخصيه نداشتيم، شرايط طوري بود که هيچ کس قادر نبود چنين چيزي را براي مردم افغانستان در نظر بگيرند.
اين از لازمه وضعيت فعلي است. بارها گفته‌ام و بازهم مي‌گويم که مردم افغانستان بايد از شرايط کنوني حراست کنند. وقتي مي‌گويم شرايط کنوني و فصل جديد، ديگر بحث فرد و افراد نيست بحث شرايطي است که شما در پرتو آن اين چنين گرد هم مي‌آييد و اين چنين دستاوردها داريد. پس نگذاريد که اين دستاوردها خدشه دار شود.

آزادي بيان

آزادي بياني که امروز در افغانستان حاکم است، در بسياري از کشورهاي اسلامي و منطقه وجود ندارد، اين يکي ديگر از دستاوردهاي بزرگ وضعيت فعلي است، امروز در هر گوشه کشور، اگر کوچک‌ترين حرکت نا جايزي شود مردم، رسانه‌ها، روشنفکران و قلم به دستان ما مورد انتقاد قرار مي‌دهند. اين يک نعمت بزرگي است که بايد از آن پاسداري کنيم و حمايت نماييم.

حقوق زن

در مورد حقوق زن که تا ديروز زنان کشور ما در اسارت گرفتار بود، امروز کم کم دارد جايگاهشان را تصاحب مي‌کنند، اين‌ها نعمت‌هاي بزرگي است که مردم افغانستان بايد قدر آن‌ها را بدانند. در رابطه با دستاوردهايي که وجود دارد گپ زياد دارم؛ اما فعلاً موقع آن نيست، بگذاريم تا در يک فرصت ديگري برايتان بازگو کنم.

چند مورد که انتظار دارم جنبه عملي بگيرد و خواست ملت افغانستان است، چيزي است که مردم انتظار دارد:

  1. 1.      اداره سالم

ما ديديم که هر ولايت، ولسوالي و سمت يک حکومت بود. در اين هفت سال يک اداره واحد بر اساس انتخاب شما به وجود آمد، اين اداره هم حکومت دارد، هم پارلمان دارد و هم قوه قضاييه؛ ولي در مورد بعدي که پس از چند ماه وارد آن دور مي‌شويم، بايد اداره­اي به وجود بيايد که سالم باشد، عاري از هر نوع پديده هاي منفي تبعيض، تعصب، بي عدالتي و فساد اداري باشد. اين خواست مردم افغانستان است اين حق مردم افغانستان است، بايد در اين قسمت توجه جدي شود.

  1. 2.      فقرزدايي

توسعه و آباداني و انکشاف متوازن. ما گام‌هاي بزرگي برداشتيم؛ ولي نارسايي‌ها و کمبودهاي بزرگي هم وجود دارد، امروز فقر کمر مردم افغانستان را شکستانده است، من مي‌دانم (من مسئول کميته ملي مبارزه با حوادث هستم) که چقدر فقر در گوشه، گوشه کشور بيداد مي‌کند، كارهايي که تاکنون صورت گرفته ناکافي است، فقرزدايي با چند هزار تن گندم امکان ندارد، دوستان شوراي ملي که اين توقع را از ما دارند، گاه‌گاهي يکسري انتقادها دارند، آن يک بحث ديگري است. ولي فقرزدايي بايد ساختاري، اساسي و زيربنايي حل شود. من در سفر خود به کشورهاي دوست آمريکا، دوستان اروپايي و هم چنين کشور همسايه جمهوري اسلامي ايران، اين‌ها را گفتم که دوستان بين‌المللي ما بايد فقرزدايي اصولي و اساسي بکنند، يک شعار را هميشه تکرار کردم و حال هم تکرار مي‌کنم که تا فقر در افغانستان است، کشت کوک نار نابود نمي‌شود، هيچ کس با فشار نمي‌تواند فقر را از بين ببرد؛ تا فقر در افغانستان است، تروريزم خواهد بود، تروريزم از فقر، بيچارگي و بدبختي مردم افغانستان سوء استفاده مي‌کند و فرزندان اين مردم را براي حملات انتحاري استخدام مي‌کنند و به هر عمل انتحاري هم آن‌ها را وادار مي‌کنند خانواده اي که در فقر و فلاکت باشد، ناگزير هستند، يک عضو از خانواده خود را قرباني کنند، تا ديگران را نجات بدهد.

  1. 3.      انکشاف متوازن

ما آرزومند هستيم که در دور بعدي، وزارت خانه هاي ما در بودجه انکشافي توازن و عدالت را در نظر بگيرند که متأسفانه در سال‌هاي پيشين وجود نداشت، من بارها در کابينه هم گفته‌ام (وزير صاحبان اين جا هستند، رييس صاحب تشريف ندارند، معاون اول هست) که بايد انکشاف متوازن را در نظر بگيريم. برنامه ريزي‌هاي يک سري وزارتخانه ها به هيچ وجه قابل توجيه نيست.

 

  1. 4.      تقويت جريان‌هاي معتدل اسلامي

مسأله ديگري که براي دور بعدي بايد در نظر گرفته شود، حمايت و تقويت جريان‌هاي اسلامي معتدل در مقابله با تروريزم بنيادگراي افراطي است که منجر به تروريزم مي‌شود، تا زماني که اسلام معتدل تقويت نشود، ما نمي‌توانيم به افراط گرايي پيروز شويم، ديروز هم يک هيأتي که از جاپان آمده بود، يادآور شدم، ما زماني مي‌توانيم بر تروريزم و بنيادگرايي افراطي پيروز شويم که اسلام معتدل را حمايت و تقويت کنيم و از جريان‌هاي اسلامي معتدل حمايت صورت بگيرد (تکبير حضار) نه اين که جريان‌هاي اسلامي را تضعيف کنيم. اگر جامعه جهاني هم به اين فکر هستند، اشتباه مي‌کنند، اگر فکر مي‌کنند، با دشمني با اسلام يا با تضعيف جريان‌هاي اسلامي بر بنيادگرايي‌هاي افراطي پيروز مي‌شوند اشتباه مي‌کنند. اين راه به ترکستان است و با اين کار لشکر تروريزم را تيره مي‌کنند. همان طوري که معاون صاحب اول هم در يک بخش صحبت‌هايش همين موضع را گرفت، ما بر تروريزم و بر بنيادگرايي افراطي، تنها با حمايت از اسلام معتدل و جريان‌هاي اسلامي معتدل مي‌توانيم موفق شويم. مجاهدين نبايد احساس کنند که دنيا همه به دنبال تضعيف آن‌ها است، بلکه از مجاهدين بايد در جهت منافع ملي اين کشور استفاده شود، اما مجاهديني که عيب دارند و نقص دارند حسابشان از ديگران جدا است آن‌هايي که به نام جهاد و مجاهدين در باندهاي مافيايي و فساد آغشته‌اند، حساب آن‌ها را هم دنيا و هم مردم افغانستان از مجاهدين وارسته و پاک و بي آلايش جدا بدانند.

  1. 5.      مشارکت همگاني

چيزي ديگري را که يادآور شوم اين است که در دور بعدي بايد مشارکت همگاني در اداره افغانستان به وجود بيايد، خيلي از افراد فعلي که هستند، مثل ما از اول رفتيم دو درصد و دو و نيم درصد بود، با تلاش همگاني به مرحله 5 يا 6 درصد رسيديم، اين عادلانه نيست، اين چيزي است که هميشه صحبت داشتيم و صحبت کرديم، بحث اين نيست من که آن جا معاون رييس جمهور هستم، تلاش کنم که وابستگان و دوستان، من رفته باشند، دوستان جناب استاد محقق، جناب مدبر، حاجي آقاي عرفاني، حاجي صاحب ياري کلان قوم، همه شاهدند در جلسه اي که با رئيس جمهور داشتيم گفتم که اين درصدي 5 و 6 درصد بالا برود، ما نمي‌گوييم صد درصد عدالت پياده شود، ولي اين را مي‌خواهم که از حالت موجود بالا برود. و حال هم مي‌گويم اگر در اين دور مردم افغانستان مشکلات افغانستان را درک مي‌کردند و در نظر مي‌گرفتند و دندان روي جگر گذاشته، بي­عدالتي‌ها را تحمل کردند؛ ولي در دور بعدي اصلاً امکان ندارد. بايد با حضور مردم افغانستان در ادارات دولتي، عدالت پياده شود.

درخواست ديگر از اداره بعدي که مردم افغانستان و مناطق محروم و بسيار عقب مانده دارند، اين است که هر کانديداتوري و هر اداره اي که در مرحله بعدي به وجود مي‌آيد، بايد اين دو خواست هميشگي اين مردم را در نظر بگيرند.

1-    حل معضل کوچي‌ها

حل معضل کوچي‌ها، من بارها گفته‌ام که پديده کوچي گري توسط زمامداران ظالمي که هم کوچي را به مظلوميت کشانيده و هم مردم ده را، به وجود آمده است. مردم کوچي امروز آسيب‌پذيرترين مردم است، در بخش‌هاي مختلف، و مردم ده هم از آن بدتر. پديده ظالمانه اي که از گذشته تا امروز مانده است، بايد در اين شرايط يک راه حل پيدا شود، برادران و خواهران کوچي از اين وضعيت کوچي گري سخت در عذابند، بارها آمده‌اند و به من گفته‌اند، حتي پارسال وقتي بحث اسکان کوچي‌ها را مطرح کردم، آمدند تشکر کردند که تا کي زندگي کوچي گري، امروز زندگي کوچي گري با زندگي اصلاً سازگاري ندارد؛ بايد يک راه حل پيدا شود اين خواست همه مناطق مرکزي، و مردم هزاره‌جات است، بايد يک راه حل معقول و عادلانه در اين مورد به وجود بيايد که هم مردم ده و مردم هزاره‌جات، که اصلاً طبيعت هزاره‌جات استعداد کوچي گري ندارد، از اين وضعيت نجات پيدا کنند و هم زندگي کوچي گري براي برادران و خواهران کوچي ما مشکل است. اين يکي از خواست‌هاي هزاره‌جات و مردم مناطق مرکزي است.

2-    تعديل واحدهاي اداري

خواست ديگري که مردم دارند که بايد در دور بعدي بيشتر به آن توجه شود، البته در اين مرحله نيز با تلاش بزرگان شما گام اوليه برداشته شد، تعديل واحدهاي اداري است، در هر دوره يک سري تعديل‌ها به وجود آمده؛ ولي در مناطق هزاره‌جات در طول سال‌ها و سال‌ها تعديل واحدهاي اداري به وجود نيامده، اين طور هم نيست که فقط در هزاره‌جات اين بي عدالتي باشد، در خيلي ولايات ديگر هم بي عدالتي است. يک ولسوالي 250 هزار نفوس يک ولسوالي 5 هزار نفوس، خواهشم اين است که حکومت بعدي و پارلمان در اين رابطه بيشتر توجه کنند و سعي نمايند يک روش عادلانه را در جهت تعديل واحدهاي اداري به وجود آورند. هيچ کس احساس نکند که بي عدالتي شده، ما در شمال کشور، در جنوب کشور در غرب و شرق کشور در مناطق مرکزي اين را سراغ داريم که يک ولسوالي تا سه صد هزار نفوس دارد ولي ولسوالي ديگر در کنار آن 5 تا 15 هزار نفوس دارد. بايد يک روش معقول پيدا شود. در افغانستان به خصوص مردم مناطق مرکزي و جاغوري که پيشنهاد ولايت دارند؛ اميد دارم جاغوري از سطح ولسوالي به ولايت ارتقا پيدا کند.

به هر حال برادران و خواهران! اميدوار هستم به برکت خون شهداي افغانستان، به برکت خون پاک و مطهر استاد شهيد استاد مزاري و يارانش ما هم وضعيت فعلي خود را قوام بدهيم و هم يک سري نارسايي‌ها و کمبودهايي که وجود دارد، با حفظ وضعيت فعلي يک راه حل پيدا کنيم و برطرف کنيم، در آن صورت ما به وحدت ملي واقعي دست مي‌يابيم. در آن صورت است که وحدت ملي پايدار خواهد شد و هر دشمني و هر قدرتي که بخواهد از بدبختي مردم افغانستان استفاده کند، موفق نخواهد شد. اين يکي از آموزه هاي همه شهداي افغانستان بوده و آرزوهاي ملت افغانستان. ما بايد به هيچ وجه اجازه ندهيم که وحدت و همدلي مردم افغانستان بشکند، خيلي از دشمنان ما در کمين است که اين وحدت و يکپارچگي مردم را بشکنند.

از اينکه شما عاشوراي مشترک مي‌گيريد، از اينکه ميلاد مشترک مي‌گيريد و هفته ميلاد را هفته رحمت للعالمين نام گذاري مي‌کنيد و از اينکه در گرد هم جمع مي‌شويد و در همه مراسم، پشتون است، تاجيک است، هزاره است، ازبک است، اين براي خيلي کساني که مخالف عزتمندي افغانستان است مايه رنج و عذاب است، بگذاريم که دشمنان ما به اين رنج و عذاب بسوزد و وحدت و همدلي مردم افغانستان استحکام پيدا کند.

 والسلام عليکم و رحمت الله