و اما مساله "وحدت سیاسی" پیروان شهید مزاری(ره)

نوشته شده توسط دکترحیات الله رسولی.

به برکت خون شهید مزاری(ره) و صداقت دینی و عدالتخواهی طلاب جوان، در همین سمینارها، زمینه مبارکی برای بررسی های علمی، دینی و نظریه پردازی های سیاسی در مورد شهید مزاری(ره)، سیاست هزاره ها و مسایل مهم افغانستان فراهم شد...

مساله یا موضوع "وحدت" ارزش مهم و معمول دنیای انسانی تلقی می شود. این ارزش خاص دنیای اسلام یا شرقی و غربی و... نیست. خاص دنیای مدرن و سنتی هم نیست. معمولا امر مطلوب همه جوامع به حساب می‌آید. اما به راستی، معنی واقعی این ارزش چیست؟ به نظر می‌رسد؛ ماهیت واقعی " وحدت" مبهم مانده و موشکافی چندانی صورت نمی‌گیرد. معمولا وحدت ادیان و مذاهب ( وحدت شیعه و سنی) از همه‌ی موارد، مهمتر تلقی می‌شود. در عین‌حال که هیچگاه تعریف چندان روشنی از آن داده نشد است.؛گاهی حق خواهی اقلیت شیعه اختلاف قلمداد می شود، و گاهی برعکس.

  "وحدت" شیعه و سنی، وحدت ادیان، وحدت گروه‌های قومی افغانستان، وحدت گروه های سیاسی هزاره و شیعه" و.... یعنی چه؟ مرز وحدت آنها تا کجاست؟ ابعاد مثبت و منفی دارند یانه؟ اگر دارند، کدام است؟ آیا وحدت  گروه های مذکور به معنی سکوت مطلق یک طرف، و مطلق‌گرایی طرف دیگر است؟ یا نه؟ آیا طرح بحث وحدت صرفا به معنی عدم تضاد است، یاهمگرایی مطلق و یا....؟

در این موضوع/ ارزش، بحث از موارد مهمتر ضرورت غیر قابل انکار است، اما مجال دیگری می‌طلبد. آنچه در این نوشته، و اکنون اولویت یافته، تامل در موضوع وحدت سیاسی جناح های فعال فرهنگی، اجتماعی و گروهی "سیاستمداران جامعه هزاره و شیعه افغانستان معاصر" است. و البته در قدم دوم، و فرصت های دیگر،"وحدت ملی " ما افغانستانی ها، شیعیان، آسیایی ها، مسلمانان و.....

نکته شروع این تامل برگزاری مراسم سالگرد شهادت "استاد شهید عبدالعلي

بابه مزاری: جنگ که سری شما تحمیل شده ، خانه های شما خراب شده است صدمات و خسارات زیادی را دیدین این از طرف وهابی هاست، هیچ وقت برادران مجاهید ما، سلاح به دوشان ما و مردم غیور ما در این فکر نباشند که دشمن شان برادران پشتون یا بردارن تاجیک است بلکه شما برادر هم هستید, دشمنی ملیت ها برای افغانستان فاجعه است.

 مزاری (ره)" در کابل بود. برگزاری دوگانه سالگرد امسال خوشایند طبع اکثر فرهنگیان و سیاسیون جوان قرار نگرفت و هرگوشه ای قلم و زبان به شکایت گشوده شد. در یک تامل جدی، به نظر می‌سد تعدد مراسم سالگرد شهید مزاری(ره) در کابل مخالف  ایده و ارزش " وحدت" وحدت سیاسی پیروان شهید مزاری" و سیاست هزاره نبوده و اتفاق چندان بدی هم نباشد. به چند دلیل:

 1. اولا ارزش و اعتبار "وحدت "سیاسی و رفتاری افراد، مجامع و گروه های سیاسی ما به معنی نفی تعدد، تکثر و تفاوت سلیقه و تعدد تاکتیک های مبارزاتی نبوده، نیست و نباید منفی تلقی شود و البته نباید هم ترسید.

2. به نظر می رسد در یک تامل فلسفی دینی و عقلانی؛ ارزش و اعتبار وحدت در نفی تعدد باطل صراط گمراهی، اتلاف انرژی و البته تضاد منفی افراد یا گروه ها باشد.. اما زمانی که تعدد به معنای تکثیر انرژی،  دست و  پا کردن فرصت های متعدد و البته تکثیر نخبه و... باشد امر به مراتب مثبت خواهد بود. مقوله "وحدت" درادیان توحیدی به معنی نفی معبودهای باطل و اثبات حقانیت ادیان الهی( الله پرستی) است. در عین حال این وحدت گرایی نافی ادیان مختلف در جهت توحیدی همه نیست. وحدت در قرآن(اعتصموا بحبل الله جمیعا و لاتفرقوا....) به معنی چنگ زدن به ریسمان الهی (ولایت امیرالمومنین(ع)) است. زیرا ولایت آن حضرت تداوم نبوت پیامبر اسلام(ص) در قالب امامت به حساب می آید.

 3.  اما در ارتباط با وحدت" افراد و گروه ها؛  مشکل این نیست که تعدد گروهی و رفتاری یا سلیقه ای باشد. مشکل صرفا در تقابل منفی، تضاد و اتلاف انرژی نیروهای همسو و هم‌سرنوشت است. لذا اگر جهت‌گیری عمومی و کلان گروه های سیاسی جامعه ما در یک سمت و سو، و درمرحله اول برای رفع محرومیت و مظلومیت مردم هزاره( مفهوم فرهنگی، نه فقط تباری) و در مرحله بعد مرتبط با اهداف کلان "جنبش عدالتخواهی افغانستان"باشد، در اینصورت تعدد و تکثیر امر کاملا مثبت است. اگر ضرورت زمانه نباشد. زیرا امید آن می رود که تکثیر گروه ها باعث تکثیر انرژی، پرورش نخبه( چرخش نخبگان اجتماعی) و البته نفی انحصارگرایی سیاسی افراد و  گروه های مدعی سیاست خواهد شد.

 در این مورد خوب است یکی دو مورد به عنوان نمونه ذکر شود:

 الف؛ وقتی استاد محقق از استاد خلیلی جدا شد، تلقی ما منفی نبود. حزب وحدت از نظر سیاسی و رفتاری، در شروع دوره جدید دچار مصلحت گرایی های زمانه و دچار انفعال بود، و ظرفیت سیاسی و رفتاری آنروز حزب وحدت اسلامی برای فعالیت افراد ایدآل‌گرا، پر انرژی، و فعال محدود می نمود. لذا تداوم جنبش عدالتخواهی مردم  ما مستلزم ایجاد ظرفیت و فرصت دیگری بود. این امر هرچند اتفاقی و حساب نشده بود، اما زایده جوشش انرژی و فعال شدن پتانسیل سیاسی مردم ما بود. بعدها دیده شد که این تعدد و تکثیر نه تنها منفی نبود، بلکه باعث ایجاد فرصت دیگری برای قدرت نمایی و انرژی سیاسی مردم ما شد.

ب: مورد دوم در مورد یک کار علمی، تجربه مدیریت کلان علمی و اساتید محترم "موسسه تحصیلات عالی کاتب" بود. کوچ  غیر مترقبه اساتید فرهیخته ما از کاتب در ابتدا امر منفی و باعث تاسف قلمداد می شد. در حالیکه همان موقع نیز برداشت برخی از این اتفاق، زننده و منفی نبود. زیرا بروز این اتفاق را نه امر منفی، بلکه نشانه ای از ظرفیت محدود موسسه کاتب و زمانه جوشش انرژی علمی، مدیریتی و انسانی مردم هزاره می دانست. بعدها دیده شد که دوستان فرهیخته و لایق ما در "دانشگاه ابن سینا" و سایر موسسات تحصیلات عالی دیگر باعث افتخار مردم ما و منشاء خیر و برکت برای مردم افغانستان شد.

 4.  اما در این مورد خاص( میراث داری سیاسی و تجلیل از شهید مزاری(ره) ) . واقعیت آن است که یکی از مشکلات اصلی سیاست جامعه ما انحصارگرایی سیاسی، گروهی و داعیه های مختلف افراد و جناح های مختلف نسبت به شهید مزاری است. این مساله، امر پسندیده‌ای نبوده و نیست، لذا خوب است که از شکل‌گیری و تداوم آن ممانعت شود.

مطابق ایده " جنبش عدالتخواهی شهید مزاری"، هرکسی که در دایره تفکر عدالتخواهی دینی، سیاسی، مذهبی و قومی، و ملی او قرار می‌گیرد، جزو این قافله به حساب می‌آید. لذا همه آنها، میراث‌دار اندیشه، راه، و سیاست عدالتخواهی آن رهبر فرزانه خواهد بود. شهید مزاری (ره) در انحصار هیچ فرد، گروه سیاسی، قوم، منطقه یا سمت، و مذهب خاصی نیست، او بنیانگذار" جنبش عدالتخواهی افغانستان" است. و انشاالله می رود که در آینده های نزدیک الهام بخش تداوم این جنبش مبارک دینی و ملی در تمام ابعاد سیاسی، فرهنگی، اجتماعی، تاریخی، علمی، اقتصادی و...افغانستان باشد.

در این زمینه بد نیست یادی از گذشته‌ها شود؛ سالها قبل(بعد از شهادت استاد مزاری(ره)) برداشت جمعی از پیروان جوان شهید مزاری(ره) این بود که از مصادره شهید مزاری(ره) به نفع گروه، منطقه، قوم و یا فرد خاصی باید ممانعت صورت گیرد. این تلاش اولین بار در برگزاری مستقل مراسم سالگرد شهادت استاد مزاری(ره) و یاران، توسط طلاب جوان حوزه علمیه قم (که امروزه بسیاری از آنها افتخار علمی و فرهنگی مردم است) کلید خورد. مراسم سالگرد به شکل متفاوت، علمی و جدا از حزب وحدت (استاد خلیلی) در قالب سمینار برگزار شد. در این مراسم شعری بسیار زیبا و پر معنی خواند شد که بیانگر ایده اصلی برگزار کننده‌گان بود. سراینده وخواننده این شعر فرهیخته مهاجر" بشیر رحیمی خسته دل" بود. خوب است این شعر لینک شده یا توسط مخاطبان عزیز ملاحظه شود."آه، ای همیشه وسوسه واژه های من".....

در آن جلسه یکی از سخنرانان تاکید کرد که پیام اصلی این سمینار همین شعر است. لذا این سمینار بیانیه ندارد. برگزاری چنین جلسه ای قوی و با آن پیام روشن در آن شرایط جسورانه بود. به گونه ای که این امر و در آنزمان خوشایند مسئولین سیاسی و فرهنگی حزب وحدت در خارج از کشور (ایران- هفته نامه وحدت) نبود، لذا مسئول هفته نامه (مرحوم شفایی) در مراسم شرکت نکرد و گزارش مراسم طلاب جوان (در دانشگاه مفید-قم) هم در هفته نامه چاپ نشد.

البته در این میان ناگفته نماند که مورخ معاصر و مردمی ما ( استاد بصیر احمد دولت آبادی) تنها دست اندرکار "هفته نامه وحدت" بود که هرچند مستقیما دست‌اندرکار نبود، اما موافق این روند و از مدافعین صدیق آن به حساب می‌آمد. این در حالیکه بود که یکی از مسئولین "هفته نامه وحدت"  به یکی از طلاب جوان و دست‌اندرکار  با کنایه و طعنه گفته بود:" کار شما به معنای جبهه گیری با حزب وحدت و مقام رهبری مردم هزاره است و برای شما هزینه خواهد داشت.(!!!؟)

این تذکر بزرگوارانه،(!!!؟) به نظر آن دوست فرهنگی( که الآن از بزرگان است) یک تهدید و البته مرکز گریزی غیر قابل قبول به حساب می آمد. اما برای برگزار کنندگان و سخنرانان سمینار، نشان انفعال و موضع ضعف. البته این اقدام مثبت طلاب جوان بدون هزینه هم نبود، در عین‌حال اما، نشانه فوران انرژی و زمینه تکثیر شهید مزاری(ره) در بین مردم و شکست ایده مصادره شهید مزاری(ره) بدست سیاست بازان زمانه بود. بعد از این مراسم، و سالهای بعد نیز، مراسم شهید مزاری در دوقالب؛ سمینار علمی و مجلس عمومی- مردمی در شهر "قم "و با هزینه های مختلف مالی ، حیثیتی، سیاسی و.... طلاب همواره برگزار می شود.

شکی نبود که طلاب عزیز در این امر سرشار از اخلاص و صداقت و اهداف مقدس دینی و عدالتخواهی بودند، لذا این ایده و رفتار بعدها به سرعت در بین مردم هزاره در شهرهای دیگر ایران، و در ادامه در سراسر عالم تکثیر شد. به گونه‌ای که بعدها و البته امروز مدعیان میراث سیاسی شهید مزاری(ره) منفعل از صداقت مردم و تنها عقب مانده این قافله عدالتخواهی به حساب می آیند. حقیقت سیاست جامعه امروز ما این است که همین اقدام مبارک، زمینه ساز تداوم " جنبش عدالتخواهی افغانستان" شده و از همین معبر، مردمی بودن  شخصیت، راه، اندیشه، سیاست و عدالتخواهی شهید مزاری(ره) در جریان تاریخ افغانستان ماندگار خواهد شد. انشاالله.

نکته مهم دیگر این است که به برکت خون شهید مزاری(ره) و صداقت دینی و عدالتخواهی طلاب جوان، در همین سمینارها، زمینه مبارکی برای بررسی های علمی، دینی و نظریه پردازی های سیاسی در مورد شهید مزاری(ره)، سیاست هزاره ها و مسایل مهم افغانستان فراهم شد. بسیاری از ایده های علمی در مورد شهید مزاری(ره) و سیاست افغانستان متاثر از چنین فضای بود. خوشبختانه اغلب نظریات مذکور  در محور تفکر دینی و عدالتخواهی شهید مزاری(ره) و سیاست مردم هزاره و مبانی فلسفی، کلامی، قرآنی، فقهی و....این سیاست ها بود. شاکله اصلی این نظریات را ایده " جنبش عدالخواهی افغانستان" و تداوم علمی، فرهنگی و دینی" جنبش عدالتخواهی شهید مزاری" تشکیل می‌دهد.

5. مطابق ایده " جنبش عدالتخواهی شهید مزاری"، هرکسی که در دایره تفکر عدالتخواهی دینی، سیاسی، مذهبی و قومی، و ملی او قرار می‌گیرد، جزو این قافله به حساب می‌آید. لذا همه آنها، میراث‌دار اندیشه، راه، و سیاست عدالتخواهی آن رهبر فرزانه خواهد بود. شهید مزاری (ره) در انحصار هیچ فرد، گروه سیاسی، قوم، منطقه یا سمت، و مذهب خاصی نیست، او بنیانگذار" جنبش عدالتخواهی افغانستان" است. و انشاالله می رود که در آینده های نزدیک الهام بخش تداوم این جنبش مبارک دینی و ملی در تمام ابعاد سیاسی، فرهنگی، اجتماعی، تاریخی،علمی، اقتصادی و....افغانستان باشد.

لذا ضرورت اصلی تداوم این ایده مقدس، تکثیر شهید مزاری(ره) در همه ابعاد زندگی مردم هزاره و البته قاطبه مردم افغانستان است. یادمان باشد که حداقل‌های مشارکت مردم افغانستان برای عضویت در "جنبش شهید مزاری" هزاره بودن، شیعه بودن، افغانستانی، و عدالتخواه بودن است. محدودتر از این مرز، هیچ طبقه بندی خاصی وجود ندارد. شهید مزاری(ره) منادی و بنیانگذار وحدت سیاسی، اجتماعی و فرهنگی مردم هزاره و شیعه افغانستان بود، لذا هرنوع ایجاد اختلاف، تضاد، و دشمنی خارج از راه، اندیشه و " جنبش عدالتخواهی شهید مزاری" است.

هیچ فرد، گروه، قوم و منطقه‌ی خاصی نماینده شهید مزاری نیست. با این وجود، همه می توانند افتخار پیروی از شهید مزاری و مشارکت در "جنبش عدالتخواهی" او را داشته باشند. البته کسانی که به اندیشه، راه‌ و "جنبش  عدالتخواهی"او باور ندارد، خودش خارج از دایره این توفیق  قرار گرفته است 

لذا در مرحله اول، هرکسی هزاره و شیعه (مفهوم فرهنگی این‌دو، نه تباری) است، و خواستار احیای هویت مردم هزاره مطابق با عدالت و عدالتخواهی است، جزو پیروان، فرزندان و وارثان آن شهید به حساب می‌آید. در مرحله دوم، هرکسی که افغانستانی است، مخالف تبعیض، ظلم، و خواهان برادری، و عدالت است، شامل "جنبش عدالتخواهی شهید مزاری" خواهد بود. لذا هیچ محدودیت تعریف شده‌ای برای مشارکت هر فرد افغانستانی در " جنبش عدالتخواهی شهید مزاری" وتجلیل از سالگرد آن شهید وجود ندارد.

هیچ فرد، گروه، قوم و منطقه‌ی خاصی نماینده شهید مزاری نیست. با این وجود، همه می توانند افتخار پیروی از شهید مزاری و مشارکت در" جنبش عدالتخواهی" او را داشته باشند. البته کسانی که به اندیشه، راه‌ و " جنبش  عدالتخواهی" او باور ندارد، خودش خارج از دایره این توفیق  قرار گرفته است. روح بلند شهید مزاری و پیروان او نیز هیچ  ابایی از مخالفت معاندان عزت مردم هزاره و دشمنان عدالتخواهی همه جانبه افغانستان ندارند (ولایخافون فی الله لومه لائم).

 البته ناگفته نباید گذاشت که تکثیر شهید مزاری(ره) به معنی گسترش گفتمان سیاسی او، و تعدد مراسم سالگرد هرگز به معنی تقابل نیروها، تضاد فرهنگی و سیاسی گروه های منتسب به شهید مزاری(ره) و ایجاد فتنه نیست.  زیرا هرگونه فتنه و اختلاف و درگیری در خط و آرمان شهید مزاری و برگزاری مراسم آن شهید خیانتی نابخشودنی به حساب آمده و ناقض راه و آ‌رمان مقدس" جنبش عدالتخواهی شهید مزاری" است. مطلوب این است که یک روزی سالگرد شهید مزاری(ره) توسط تمامی اقوام، احزاب، گروه‌ها، افراد و مدعیان سیاست مردم افغانستان و علی الخصوص قاطبه مردم هزاره در سراسر عالم باشد، اگر یک وظیفه ضروری زمانه آن نباشد!

 6.  به نظر می‌رسد، با توجه به صداقت دینی، سیاسی و ایمان مردم نسبت به شهید مزاری(ه) مراسم مردم هزاره و شیعه در سراسر جهان صادقانه و بسیار با اخلاص‌تر از مراسم های فرمایشی و نمایشی گروه ها، حزاب و اشخاص سیاسی باشد. زیرا مردم ما با تمام صداقت و باور راستین خودشان نسبت به شهید مزاری(ره) و تداوم راه عدالتخواهی او احساس نیاز می کنند، و همین مساله زمینه روحی- روانی و انگیزه دینی برای تجلیل از آن شهید است.

 البته ناگفته نماند که: عامل اصلی تکثیر شهید مزاری(ره) اخلاص دینی، و انگیزه الهی او در صداقت گفتار و مبارزه اش برای اعتلای کلمه الهی ( عدالت) بود. سنت خداوند در قرآن است که کسی که مومن باشد و در راه اعتلای کلمه الهی تلاش کند، خداوند یاد او را زنده نگه داشته، محبتش را در دلها تکثیر نموده و بلند آوازه اش خواهد کرد.( ان الذین ‌آمنوا و عملوا الصالحات، سیجعل لهم الرحمن ودا ) شهید مزاری یکی از مصادیق بارز این آیه بود.

اما سیاسیون به اهدافی چون نیاز به مردم، ترس از انزوای عمومی، مانور سیاسی و البته احساس نیاز به قدرت مردمی و مشروعیت سیاسی رونده این قافله به حساب می آیند. در عین حال صداقت بسیاری از دست اندرکاران سیاسیون زمانه به شهید مزاری و ایمان به عدالتخواهی او نیز قابل انکار نمی‌باشد. در این ارتباط نکته قابل تذکر اینکه: "سیاست هزاره برای هزاره" امر موهوم و معلول تلقینات دشمنان این مردم است. چنین چیزی هرگز وجود نداشته، و اگرهم وجود می‌داشت، چندان جای ملامت نبود، از آنرو حق‌خواهی قومی هزاره‌ها نیز در راستای رفع محرومیت و مظلومیت، احیای هویت، و برای تحقق عدالت است. والبته فهم درست این امر برای همه کار آسان نیست.

7.  در این رابطه، گزینه اخیر و سئوال اصلی این است که : چرا سایر جریان ها و گروه های سیاسی مردم هزاره و شیعه (مفهوم مترادف)، و از جمله احزاب موصوف به وحدت ( حزب وحدت استاد محمد اکبری و استاد عرفانی یکاولنگی)مسئولیت خویش را نسبت به بنیانگذار جنبش عدالتخواهی افغانستان (شهید مزاری(ره) جامعه عمل نمی پوشانند؟ البته این سئوال و این مسئولیت دینی، مذهبی، قومی و ملی متوجه سایر افراد فعال سیاسی( از جمله نمایندگان محترم پارلمان) نیز خواهد بود.

این سئوال زمانی جدی به نظر می رسد که همه ما تلاش صادقانه دانشجویان و فرهنگیان جوان و هیات های مذهبی و توده های عزیز مردم ما را در سراسر جهان  به روشنی  بینیم. به نظر می‌رسد این خیزش عمومی در تجلیل از شهید مزاری(ره) و  به هدف تداوم " جنبش عدالتخواهی افغانستان" احساس مسئولیت زیادی را متوجه نمایندگان مردم، موسسات تحصیلات عالی، مجامع علمی و فرهنگی، سایر اقشار و افراد آگاه و فعال سیاسی جامعه ما خواهد کرد.