یک خاطره دلنشین با استاد مزاری

نوشته شده توسط مدیریت. ارسال شده در بابه مزاری

اشاره :

پروفییسور، استاد عنایت الله شهرانی، یکی از برجسته ترین چهره های ماندگار فرهنگی و مورخ نامداری است که در باره تورکان، نوشته های مستند تاریخی و تحلیلهای ژرفی دارد. قلم توانای استاد شهرانی، گوهرهای نایابی را از دل یک تمدن گسترده ای صید کرده و به نسل ما سپرده است که با خواندن آنها به عظمت میراث های فرهنگی وتمدنی نیاکان خود پی می بریم. استاد، در مورد تمدن تورک تباران بطورکل ودر مورد حضور تاریخی و تمدنی هزاره ها و حکومت گری آنها دریک دوره طولانی در سرزمین خراسان، بطور اخص نوشته های ارزشمندی بیرون داده است که هم از منظر پژوهشی وهم از جنبه مستندات تاریخی، محکم، و انکار ناپذیر است. استاد درکتابهای " تاریخچه اقوام افغانستان" ، " کابل و کابلیان " و رساله کابل در پرده های تاریخ " روی اصالت تاریخی هزاره ها وحکومت های آنها در افغانستان، تمرکز نموده و وواقعیت های تاریخی، را باتکیه به مستندات غیر قابل انکار، درمورد هزاره ها برملا ساخته است که از لحاظ تحقیقی در نوع خود مانندی ندارد.

در آستانه بیستمین سالگرد شهادت رهبر شهید، تماسی با استاد شهرانی داشتیم، ایشان یادی از رهبر شهید و ملاقات خود در کارته سه کابل نمود. با توجه به این ملاقات تاریخی و عمق نگاه شهید مزاری به تورک تباران و از جمله هزاره ها، که استاد شهرانی از آن پرده برداشت، مارا شگفت زده ساخت. از استاد شهرانی خواهش نمودیم که این " خاطره " خویش را برای " جمهوری سکوت " بنویسد. ایشان لطف نمو دند، با قلم توانا شان این خاطره را نوشتند که با کمال ارادتمندی، از ایشان سپاس گذاری وتشکر می نماییم. دوستان را به خواندن این خاطره جالب و نگاه تاریخی شهید مزاری و استاد شهرانی، نسبت به تورک تباران افغانستان دعوت می کنیم. قابل تذکر میدانیم که استاد شهرانی در رابطه به نوشتن کلمه " تورک " استدلال تاریخی دارد که نباید، " ترک " نوشته شود، بلکه همان " تورک " درست است. لذا ما هم در " اشاره " ، " تورک " نوشتیم.

جمهوری سکوت

 

یک خاطره دلنشین با استاد مزاری

 

 

پروفیسور عنایت الله شهرانی

( اولین وآخرین دیدار)

دراوایل کامیابی مجاهدین ، کابل رفتم ، بایکی ازدوستان خدمــت جناب شهید استادعبدالعلی مزاری درکارته سه کابل رفته ودولت دیدارشان، نصیبم گردید.

جناب مزاری که اصلااز"ورس " می باشد ، مرد هوشیار، زیرک وپرمعلومات بود، میفرمودکه با ایران وایرانی ها سروکاری ندارد وعلاوه نمود که بستگی با بیگانه ، توهین به ملت عزیزهزاره است .

 

وی بر خلاف امرای دیگر، برنامه ای درباره ارتقای جامعه تورک هزاره وکافه مردم افغانستان را درنظرداشت . درآغاز ملاقات ازمحترم جنرال عبدالرشید دوستم ولیاقت اورا به حیث یک افسربرجسته یادآورشده ووی را بی نهایت ستود . درین ملاقات حضرت مزاری، از پادشاهان قدیم کابل که از جمع و بقایای تورکان توکیو وهون های سفید و ختاییان بودند حکایت کرد، دربارۀ شارها، چون : شارهای بامیان ، شارهای غور، شارهای سگزستان (سیستان ، سجستان ) وغیره شرح داد شهید مزاری،مسایل تاریخی زیادی رابه میان کشید و از باشندگان افغانستان مرکزی یاتورکان هزاره ، از نفوس هزاره های شیعه ، هزاره های سنی وهزاره های اسمعیلیه وموقعیت های حیاتی آن ها روایت های دقیقی را برزبان آورد.

 

استاد مزاری از حضور تاریخی تورک هزاره درکابل زمین ، زابلستان وغزنی وقدامت آنها را همچون یک مورخ توانا تصویرمیکرد . گفته ها ی استاد شهید به خاطر قابل تایید بود که وی متکی به اسناد تاریخی سخن میگفت . چون بحث های تاریخی ، دربارۀ اختلاط خونی ، زبانی ومذهبی وغیره روابط به میان آمد ، من نگارنده ازجناب استاد مزاری پرسیدم که جناب شما خودرا تورک می انگارید ویاشیعه ؟ این سوال را ازروی شرح وبسطی که درمیان آمده بود ، بمیان آوردم .

 

استاد مزا ری بعد از لحظه ای گفت :

"وی تورک است ، ومذهب عقیدۀ شخصی هرکس است ، ولی از حقیقت خون ، کسی نمیتواند انکار نماید."

واقعآ امروز اثبات ( دی، ان ، ای )درقسمت نژاد ها، بهترین ثبوت علمی است. استاد مزاری از کسانیکه از اصالت نژادی خود انکار میکنند، عمل ناصواب خواند. مکررا یکبار دیگر برایم فرمود که (خودش و جمله هزا ره ها تورک میباشند) وبه جهت اثبات قول خود کتاب جناب دانشمند ( حاج کاظم یزدانی) را برایم نشان داد ، البته این نگارنده که سالها درین باره تحقیق کرده بودم ومیدانستم که هزاره ها تورک هستند ، خیلی ها خوشحال شدم ، من فکر میکردم که وی مثل دیگر سیاسیون کاذب وکاغذی ، بخاطر دستیابی به موقف ، مطابق مود روزحرف میزند، ولی دانستم که او مرد حق ،باشهامت ، دانا و مدبراست.

 

اینجانب درمقالات خویش دایم تورک هزاره - تورک اوزبیک ، تورک تاتار، تورک قزاق ، تورک اویغور، تورک قرغز، تورک آذر، وغیره نوشته ام وکلمات ( هزاره و اوزبیک ) بسیارقدیم نمی باشند وبعد ها برایشان داده شده است ، وگرنه هزاره های افغانستان ( تورکان ختای ) و اوزبیک های افغانستان و تورکستان بنام ( تورک ) یاد می شدند ، و جمع تورکان به بیش ازسیصد ملیون بالغ میگردد.

 

استاد عبدالعلی مزاری مرد ساده پسند ، باشهامت و مردم دوست بود. غذای ظهر را دریک کاسه شوربا خوری ، که به عوض گوشت چند دانه نخود گذاشته شده بود ، با هم صرف نمودیم و او مانند رهبران واقعی بگونۀ حیات عادی مردم افغانستان ، خاصتآ هزاره ها می زیست و رهبریت مردمش را بدست داشت و نشان میداد که او هم جزء آنهاست و فرقی درمیان نیست .

 

البته در میان تورکان هزاره ، مخصوصا اسلاف شان ، شاید هزاران قاید و زعیم باشهامت می زیستند. ولی درعصر حاضر باورم نمی آید ، چون عبدالعلی مزاری رهبر بسیار هوشیار، و ضمنا هزاره شناس و هزاره پسند پیدا شود ، وی کتاب های تاریخ را خوانده بود، ازمن تقاضای نوشتن یک مقالۀ تحقیقی را در بارۀ تاریخ هزاره در سیستان نمود.

 

درکتاب های " تاریخچۀ اقوام درافغانستان " " کابل و کابلیان " ورسالۀ " کابل درپرده های تاریخ " راجع به اصالت تاریخی هزاره ها و حکومت آنها در افغانستان، این قلم نوشته های انجام داده ومنتشر نموده ام .

 

مردم هزاره که قبل ازحملۀ اسکندردرمرکزافغانستان و تخارستان حیات بسرمی بردند، درمیان آنها شخصیت های نامدار از جمع کوشانی ها و یفتلی ها بروز نمودند، که ارتباط خونی شان به طایفه سیتی های ختای منتهی میشود.

چون سومری ها وتورکان هزاره درمنشاء یکی می باشند ، بسیار کلمات پیداشده ای شان ، باهم مشترک است وسومری ها تمدن تورکستان شرقی را باخود جانب غرب وجنوب بردند وهزا ره ها از آن تمدن برخوردار بودند که در مناطق مرکزی افغانستان و تخارستان آن مدنیت، در زمان هجرت سومری ها متجلی بود.

 

اکنون دربین تورکان هزاره ، قرلوقی ها، نایمانی ها ، تورکمنی های، تای هاودای ها وغیره موجود می باشند که عینا در میان تورک های دیگر افغانستان این طوایف باهمان اسماء وجوددارند ، سلطان محمودغزنوی از طایفه تورک قرلوق است و قرلوق طایفه از هزاره وتورک بشمارمی آید.

 

در کتاب تحقیقی کمیسون سرحدی افغان وانگلیس که توسط جناب گیزابی بفارسی ترجمه شده است ، آورده شده که گویا هزاره ها از بقایای لشکرچنگیزی ومغولی می باشند ، در حالیکه تورکان هزاره دست کم هزار سال پیش از حملات مغول ها در افغانستان تشریف داشتند ، یکی از دلایل آنها بطور مستند" کتاب اکبرنامه" ابوالفضل علامی می باشد، وآن سند ، یک گفته حسی وسیاسی است ، امیر تیمور تورکستانی الاصل از خوانین تورکان سمرقندی، تمام ریشۀ حکومت های مغولی را از میان برد ، ووی به یاسای چنگیزی علاقۀ فراوان داشت ، چون تورک ومغول در ریشۀ نژادی باهم نزدیک میباشند ، بناء از نام آنها که گرفتن نام مغول در آن زمان لرزه براند ام وارد میکرد ، استفادۀ سیاسی میگردید، چنانچه که درهند بنام مغول اعظم مردم آشنامی باشند.

 

بابرشاه نواسۀ امیر تیموربه میر بیانه چنین پیغام فرستاد ." باتورک ستیزه مکن ای میربیانه " و در مصرع دیگر گفت " چالاکی مردانگی تورک عیان است" یعنی با بریکی از بزرگترین زعیم شرق خودرا تورک گفته نه مغول وجلال الدین اکبر، نواسۀ اوست که اکبرنامه به افتخار او تحریریافته است.

چهارایماق ها وجمع ایماق های تورکستان تورک وتورک هزاره می باشند، مرحومه محجوبۀ هروی که ازنسل جمشیدیان ایماق است بزبان شیرین خویش چنین میفرماید: " جدوآبایم که سرداران تورکان بوده اند" ملک شان خوارزم وآنجا نامداران بوده اند " و....

اگرچه شاد روان فیض محمد کاتب هزاره مورخ بی نظیر و فخر افغانستان بشمار میرود. ولی درین عصرنام نامی شخصیت عالیقدر و تاریخ دان بلند سویه جناب حاج کاظم یزدانی ، که در تاریخ هزاره آیتی می باشد ، نوشته های مستند او، هزاره و تاریخ آنرا زنده ساخته وهمه گفته هایش مستند و از روی شواهد وحتی شواهد عینی می باشد.

جناب یزدانی به اثبات رسانیده است که هزاره تورک است و هزاره ارتباطی به آریایی ندارد ، وکسانیکه درین باره که باید هزاره را آریایی ثابت کنند، اشتباه مینمایند وآب شان از سرچشمۀ نفاق افگنان همسایه ها می آید . ای وای از مردمی که به جعل نسب خود ، دست میزنند و رحمی بر اقوام خود ندارند ، این خیالات پوچ وبی معنی در عصر حاضربدون تکلیف ازروی ( دی ان ای)که بیش ازنودونه اعشاریه نه درصد ، درست است میتواند اثبات علمی و انکار ناپذیر باشد، وبه جعل کاران باشوق های کاذب شان درس خوبی میدهد.

جعل کاری ها بمفهوم بهره یابی سیاسی است واستاد مزاری از آن بیزار بود و آنچه که حقیقت بود ، آنرا می پسندید ناگفته نماند که روزی شنیدم که یک رهبرباچند نفر از هزاره ها سعی دارند که جاغوری را ولایت بسازند باعجله وشتاب زیاد ازآمریکا به رهبر تیلیفونی عرض کردم ، که جاغوری یعنی غزنی و غزنی یعنی جاغوری وهر دو یعنی ملک هزاره ، حالاکه در غزنی مردمان غیر هزاره زیاد آمده اند ، اگر جاغوری از آن جدا میشود نه تنها کدام منفعتی ندارد، بلکه غزنی هم بسان دیگر توجیه میگردد.

 

جناب رهبر فرمودند که " ما خودماراجع به این گپ ها فکرمیکنیم " وای بر آن کردم که مزاری کجا و دیگران کجا ؟

ما درباره سیاستمدارها بصورت شفاهی شنیده بودیم که میگفتند: " سیاستمداریکه کلمۀ "نی " را استعمال نماید، اواصلا سیاست نمیداند و تنها راجع به خود می اندیشد" جواب آن رهبر از روی زمانه باید این می بود که اقلا می گفت تشکر از لطف شما که دربارۀ ما فکرکردید ، انشاآلله درآن باره بامشاورین خویش بحث خواهیم کرد.

 

غزنی اصلابنام "غزنه جان " دختر آچیل بای رییس وخان قبیله تورکان توکیو(ختاییان ) نامگذاری شده است. غزنی درجهان شرق بخاطری اسم ونام مقدس بشمارمی آید که اولایکی از جایها و خاستگای هزاره ها وعروس البلاد دنیای آن زمان بوده وثانیا مرکز امپراتوری یکی از بزرگترین شهنشاهان جهان سلطان محمود کبیراست .

غزنی از مراکز عمده و اولی فرهنگ شرق است . در غزنی اساس گذاری و انکشاف زبان فارسی بحد اعلی رسیده بود ، بزرگان فارسی گوی چه تورک ویا تاجیک چون البیرونی ، عنصری ، فرخی ، فردوسی ، عسجدی ، بیهقی وبعدا سنایی غزنوی وصدهای دیگر، درآن دربارغزنه سربرآورده اند ، باآنکه سلطان وجمله اعضای فامیل واعیان واشراف تورک بودند.

 

غزنی از شهرهای اول جهان اسلام بشمارمی آید، که تقریبابیش از نیم نفوس مسلمانان جهان به همت قایدین آن جا ،به اسلام گرویدند، همین وهمان غزنه مرجع کابلستانی ها ، بامیانی ها ، تخارستانیها ، سیستانی ها ، غرجستانی ها و زابلستانی ها بود ، و باالاخره همه بگونه یک قوم از خان بزرگ شان مشوره ها گرفته ، به اطاعت و فرمانبرداری می پرداختند ، ایران وتوران وعالم عرب محمود بزرگ راکه غزنیچی بودهمه قاید اعظم می دانستند ، وچراباید اکثریت رادرغزنی حفظ ننماییم .

یادداشت :

این نوشته بدون افکار مردود فاشیستی و احترام به گرامیان اقوام دیگرکه در غزنی تشریف داشتند و دارند به پیروی واعتقاد به آیات متبرکۀ ذیل تحریریافته است :

" من آیاته خلق السموات والارض واختلاف السنتکم والوانکم " ترجمه : "فقط بخاطر شناسایی هر یک از مخلوقات آفریدۀ خداوندی است".

عنایت الله شهرانی

ششم فبروری 2015 میلادی