سیر اجمالی به تاریخ افغانستان

نوشته شده توسط محمد شریف عظیمی. ارسال شده در تاریخ و فرهنگ

مقدّمه

تاریخ نوین «افغانستان» با عنوان و مرزهای مستقل از زمانی آغاز می شود که «میرویس هوتکی» یکی از سران قبیله غلجائی طایفه هوتک قوم پشتون، درسال 1709م، علیه امپراطوری صفوی ایران، نخستین شورش قبیله ای را برای استقرار دولت خودمختار «افغان» سازمان دهی نمود و سپس قبیله ابدالی نیز به پاخواسته وبا شکست نیروهای ایران وتسخیر هرات، استقلال خودرا اعلام نمود، تا آنکه در1722 م، نیروهای غلجائی به پایتخت صفویان دراصفهان حمله ور شده وشکست را بر دربار صفوی تحمیل نمود. هرچند «غلجائیان» به دلیل تنگ نظری های قبیله ای، عدم هماهنگی مذهبی با رعیّت شیعه مذهب خویش، نداشتن الگوی حکومتی پیشرفته برای اداره شهر توسعه یافته وگونه خشن برخورد ورقابت سخت با قبیله ابدالی دیگر قبیله قدرتمند قوم پشتون، دچار ضعف و گسست شد تا آنکه در سال 1729م، نیروهای ایران به رهبری طهماسب قلی خان (1688- 1747م) مشهور به نادرشاه افشار، ضمن بیرون راندن غلجائی ها ازایران، کنترل هرات را نیز ازابدالی ها گرفت ودوباره استیلای فئودالی ایران را بر دوقبیله طاغی پدید آورد. (گریگوریان، وارتان، 1388، ص65-66). ابدالی ها در ارتش ایران به کار گرفته شده و به دلیل هراس از تحرُّک علیه حکومت ایران، ازهرات به قندهار کوچ داده شد واین کوچ دادن اجباری ابدالی ها توسُّط نیروهای ایران، زمینه قدرت گرفتن ابدالی هار ا در قندهار فراهم نمود. گرچه ابدالی ها به حمایت ایران، رقیب طایفه ای خود غلجائیان را از میدان بیرون رانده بودند و به پاس همکاری با ایران، زمین های طایفه هوتک را پاداش این خوش خدمتی از نادرشاه افشار درسال1737م، دریافت نمودند ولی انگیزه استقلال همچنان در ذهن شان زنده بود تا انکه:

دوره شا هی (1747- 1973م):

1ـ در1747م، حکومت پشتونی ابدالی توسّط احمدشاه بنیان نهاده شد و نخستین حکومت مستقل افغانی درقندهار پایه گذاری شد (دولت آبادی، بصیراحمد، 1387، ص330). احمدشاه با بهره گیری ازحلقه های قومی ومذهبی، کوشید تا پادشاهی جدیدش را متحد نماید. همسر گرفتن ازقبایل مختلف، ضرب سکّه به نام خود و هشت بار لشکرکشی به هند وملحق نمودن پنجاب، کشمیر ومولتان به امپراتوری خود وتوزیع زمین های فتح شده میان قبایل، اقداماتی بودند که او برای متحد نمودن قبایل افغان انجام داد ونیز تأسیس قندهار مدرن، بازسازی کابل، ساختمان سازی درتاشقرغان، پشتیبانی ازحرفه سنگ تراشی و حمایت ازادبیات پشتو وجذب کارگران فنّی ازهند ازعمده اقدامات اقتصادی- فرهنگی اوبود ولی با این همه، نتوانست ساختار جامع نظام مند فئودالی درسرتاسر قلمرو خود ایجادکند. (گریگوریان، وارتان، پیشین، ص70).

2ـ پس از احمدخان ابدالی، تیمورشاه فرزند او درسال 1773م، قدرت را تصاحب نمود که به خلاف پدرش که برای توسعه قلمروحکومت و کشورگشائی تلاش داشت، خوشگذارانی وعیّاشی را پیشه خویش ساخته وپایتخت زمستانی را به منطقه خوش آب وهوای پیشاور برد (دولت آبادی، پیشین، ص335) و پایتخت افغانستان نیز درزمان او از1775م، پس از 28 سال پایتختی قندهار (1747- 1775م) به کابل منتقل شد.(دفتر مطالعات سیاسی وبین المللی وزارت امورخارجه، 1386، ص221) وفرمانروائی ولایات را به فرزندان خود همایون درقندهار، محمود درهرات، عباس درپیشاور، شاه شجاع درغزنه وزابلستان، واگذار نموده وبدینسان زمینه نزاع برسرپادشاهی را میان فرزندان خود پس از مرگش در 1793م، خود ترتیب داده بود.( دولت آبادی، پیشین، ص335).

3ـ سپس زمان شاه درسنّ 24 سالگی با حمایت طایفه بارکزائی و قزلباشهای کابل به تخت پادشاهی رسید ومنازعات دوقبیله ازدرانی ها یعنی سدوزائی وبارکزائی شدّت گرفت و پاینده خان رهبر بارکزائی ها اعدام شد وغلجائی ها وقزلباش ها به کمک زمان شاه شتافته و اورا برتخت مستقر داشتند. زمان شاه به عنوان قهرمان اسلام در1797 و 1799م، به هند حمله نمود و با پیشه ساختن ظاهر مذهبی، مطالعه منطق را به خاطر خطرآن برای ایمان مردم، تحریم نمود. ولی شورش سیک ها درپنجاب، شورش خان قلات علیه حکومت، اصرار ایران براستقرار دوباره حاکمیت خود بر هرات، رویاروئی با دو امپریالیسم غربی یعنی فرانسه وبریتانیا سبب شدند تا افغانستان با مشکلات عدیده پا به قرن نوزدهم بگذارد. (گریگوریان، پیشین، ص72 و73) تادرنهایت «زمان شاه» با ترک کابل درشنوار توسّط طرفداران محمود برادر خود اسیر وکور شد.

4ـ شاه محمود دیگر فرزند تیمورشاه درسال 1801م، اعلام پادشاهی نمود و مدّت کوتاه «بیش ازدوسال» حکومت او درجنگ بابرادران سپری شد.

5 ـ در 1804م، شاه شجاع دیگر فرزند تیمور با حمایت انگلیس ونیز حمایت قزلباش ها به پادشاهی کابل رسید ومحمود در بالاحصار کابل محبوس شد وشاه شجاع سه قرارداد را با بادار خود انگلیس به امضا رساند که مطابق یکی ازآنها، دولت کابل مانع ورود جاسوسان فرانسه و قاجار به هند می شد.

6ـ شاه محمود محبوس دربالا حصار بار دوّم با همدستی فتح خان بارکزائی اززندان رهیده و پس از شش سال حکومت شاه شجاع، در 1809م، پس ازامضای قرارداد شاه شجاع با انگلیس برتخت پادشاهی نشسته و شاه شجاع مجبور به فرار شد ولی دوستی محمود با فتح خان دیری نپاییده و محمود برفتح خان غضب نموده و اورا محبوس وکور نمود وبعدها در1818م، توسط سدوزائی ها اعدام شد. (دفتر مطالعات سیاسی وبین المللی وزارت امورخارجه، پیشین، ص149) ودر 1818م، با سقوط شاه محمود، تومار خانواده تیمور وسدوزائی ها برچیده شد. (دولت آبادی، پیشین، ص338).

7ـ دوره گسست و شورش های خونین برادران فتح خان و ازدست رفتن قلمروهای حکومت درانی درشبه قاره هند از 1818 تا 1824م، دوام یافت. شاه محمود با رفتن به هرات، با فرزندش کامران درافتاد وبا حمله قاجاریه به هرات در 1823م ومقاومت کامران خان، اقتدار او به فزونی نهاد تا آنکه شاه محمود درعزلت افتاد و در 1829م، جنازه او در حمام قصرش یافت شد. و کامران خان خودرا پادشاه ابدالی اعلام نمود (غبار، میرغلام محمد، 1374، ص403- 404) دولت ابدالی به شکل یک شهزاده نشین کوچک درهرات تا 1863 باقی ماند.

8 ـ در1824م، دوست محمد خان محمدزائی کابل را به تصرف خود درآورد ودر 1833م، شاه شجاع، حمله ناموفقی را زیر چتر حمایت انگلیس به راه انداخت که موفق نشد و شکست خورد. ودر1836م، دوست محمدخان به صورت رسمی خودرا  امیر افغانستان اعلام نمود.

9ـ در1839م، شاه شجاع باری دیگر با حمایت قشون مجهّز انگلیس، پس ازسی سال آوارگی برتخت نشست. ولی مخالفت ها باقدرت گرفتن انگلیس وحضور پنجاه هزار نفری آنان و ایجاد پایگاه های نظامی درافغانستان، میان مردم رو به فزونی گرفت تا انکه در 1841م، شورش ها ومقاومت ها آغاز گشته ودرنخستین جنگ تمام عیارکه از 1838 شروع شده بود در1842 میان افغانستان وانگلیس، تمامی ارتش انگلیس به جز دکتر «بریدون» در نزدیکی جلال آباد به هلاکت رسید وشاه شجاع هم در کابل به ضرب گلوله کشته شد. (دفتر مطالعات سیاسی وبین المللی وزارت امور خارجه، پیشین، ص151).

10ـ دوباره دوست محمّدخان برای جانشیینی شاه شجاع از 1842 با تغییر تاکتیک انگلیس وحمایت آنان از دوست محمد خان، باری دوُّم برتخت نشست. لشکرکشی ایران به هرات نیز در 1856م، اتفاق افتاد که در1875م، هرات نیزطبق معاهده 1857 بین قاجار و انگلیس، تسلیم دوست محمد خان شد تا آنکه در سنّ 72 سالگی در در1863م، ازدنیا رفت.

11ـ پس از دوست محمّدخان، فرزندش امیر شیرعلی خان از 1863 بر تخت نشست. برادران ناراضی او دست به شورش زدند و در جنگ سید آباد وردک از برادران شکست خورده و به قندهار رفت.

12ـ محمد افضل خان در 1867م، درکابل اعلام پادشاهی کرد وانگلیس نیز حکومت محمد افضل را به رسمیت شناخت واین حکومت موقّت تا یک سال دوام آورد. (دولت آبادی، پیشین، ص353) ودر 1868م، سید جمال الدین افغانی نیز به افغانستان سفری داشته است. محمد اعظم خان نیز مدّتی پس از وفات محمد افضل خان برتخت نشست.

13ـ شیرعلی خان پس ازجنگ های متعدّد با برادران به مدت پنج سال تمام بالاخره موفق شد حکومت را با شکست برادران خود قبضه نماید. در1873 قرارداد تعیین خط مرزی «آمودریا» بین انگلیس وروسیه صورت گرفت و تاجیکان وازبک ها دردوسوی این دریا ازهم جداشدند. شیرعلی خان روسیه را درسیاست خارجی خویش حامی می پنداشت و لی درسردی رابطه افغانستان با انگلیس، دوّمین جنگ افغانستان وانگلیس از13دسامبر 1878م، درگرفت امّا روسیه به بهانه سردی وزمستان به کمک امیر شیر علی نشتافته و شیرعلی خان در1879م درسنّ 58 سالگی ازدنیا رفت. (دفتر مطالعات سیاسی وبین المللی وزارت امورخارجه، پیشین، ص153- 154).

14ـ پس ازمرگ شیرعلی خان، پسرش محمد یعقوب خان به حکومت رسید. معاهده «گندمک»  دردوره او میان افغانستان وانگلیس با هدف تقویت استقرار نیروهای انگلیسی و ملحق شدن بخشی از خاک افغانستان به هند امضا شد. تقسیم بندی اداره کشور به هرات، قندهار وکابل تحت نظارت حکومت انگلیسی هند نیز دراین دوره صورت گرفت. تا آنکه با شورش های مردمی و هلاکت انگلیسیان درکابل ووقوع جنگ افغان وانگلیس وسیطره انگلیس برکابل، محمد یعقوب خان در 1879م، عزل شد.

15ـ پس ازیعقوب خان، عبدالرحمان خان جابر پسر محمد افضل خان ونوه دوست محمدخان، پس ازدوازده سال تبعید درروسیه به افغانستان برگشته و با رأی لویه جرگه درجولای 1880م، لقب امیر گرفت. او به حس ناسیونالیستی مشهور بود ولذا انگلیس به وی اعتماد نموده و از او به رغم سالها اقامت در روسیه حمایت نمود واین حاکم ظالم به کمک انگلیس وهدایت آنان برتخت نشست و شورش های هزاره جات (1891- 1894م، ونیز شورش مردم شینواری قندهاررا قبل ازان و شورش غلزائی ها را سرکوب نموده وجوی خون راه انداخت وبیشترین ظلم را برمردم هزاره تحمیل نموده وباکشتن وبه غلامی گرفتن شان، وحشت وستم را درافغانستان راه انداخت (طنین، ظاهر، 1384، ص21). مرزهای فعلی افغانستان با تفاهم دو قدرت وقت یعنی انگلیس وروسیه درزمان او تثبیت شده است. در1893م، خط «دیورند» که برگرفته از نام مسئول امنیت خارجی حکومت انگلیسی هند است، درجنوب افغانستان  با امضای عبدالرحمن خان وطبق معاهدات حکومت انگلیسی هند و افغانستان به عنوان مرز هند ان زمان یاپاکستان فعلی وافغانستان تعیین شد که پشتون ها وبلوچ هارا دردوسوی مرز قرارداد. (دفتر مطالعات سیاسی وبین المللی وزارت امورخارجه، پیشین، ص156). مرزهای فعلی، ساختار دولت وتشکیل ارتش صدهزار نفری و مرکزیت یافتن سازمان قضائی افغانستان به گفته احمدزی ازیادگارهای عبدالرحمن جابر است ونیز تعمیم مالیات. تنها مزاحمان امیر عبدالرحمن خان، ملّاها، میرهای ترکستان وهزاره وخوانین غلزائی بودند. (طنین، ظاهر، 1384، ص20، به نقل از تاج التواریخ یا پندنامه دین ودنیا).

16ـ حبیب الله خان پسر عبدالرحمن خان پس ازمرگ پدرش در1901 م، جانشین پدر شد. او از امرای روشنفکر ومتجدد افغانستان به شمار میآید و به منظور شکستن خاطره وحشتناک پدرش، سلطنت خودرا با تظاهر به تقوا آغازنمود و رقاصی و رفتن زنان را به محل های تجمع چون بازار وزیارت گاه ها ممنوع نمود و زنان آواز خوان و رقاصه را به توبه وادار نمود وخود نیز پنجمین زن خودرا طلاق داد تا با شرع برابر گردد ولی پس ازسفر به هند تحت کنترل بریتانیا به مظاهر دنیوی روی آورد و بعدها عدد زنان وی ازصد هم عبور نمود ولی تلفن، پست خانه، عکاسی و موتر وساختن سد جبل السراج وآوردن آب پغمان به کابل برای آشامیدن ومکتب حبیبیه میراث عهد او یند وکتا ب سراج الاخبار در دوره او انتشار یافته و جنبش مشروطیت نیز در عهد او با سمبل های قلم، شمشیر و قرآن راه افتاد. جنبش مشروطیت ازافکار سید جمال ناشی می شد که محمود طرزی اورا دراستانبول دیده وافکارش را درافغانستان ترویج می نمود و معلمین هندی وافغانی لیسه حبیبیه مروّج این جنبش بودند. ولی جنبش مشروطیت به مذاق شاه روشنفکر چندان خوش نیامد وآن را سبب تزلزل استبداد خاندانی خود شمرده و رهبرآن مولوی محمد سرور واصف را به توپ بست و سایر اعضا را قتل عام ویا زندانی کرد. (طنین، ظاهر، پیشین، ص26-27) درعهد حبیب الله خان که اورا به خواطر نواوری هایش امیر اصلاحات هم گاهی لقب می دهند، سوّمین جنگ انگلیس وافغانستان در1918م، اتفاق افتاد. حبیب الله خان در 20 فوریه 1919م، درجلال آباد توسط قاتل ناشناخته کشته شد. (دفتر مطالعات سیاسی وبین المللی وزارت امورخارجه، پیشین، ص158).

17ـ یک هفته پس ازقتل حبیب الله خان، فرزند سوّم او امان الله خان به پادشاهی رسید. درعهد او انگلیس، پیشنهاد استقلال را افغانستان را پذیرفت و در 1919م،  افغانستان به استقلال دست یافت. او لقب خودرا از امیر به پادشاه تغییر داد و پس از سفری به غرب، مقرر نمود تا زن ومرد برابر باشند. با سفر دوّم به مسکو ولندن، اصلاحات دیگری را روی دست گرفت: رفع حجاب ازنان، مدارس مشترک پسر ودختر، پوشش اجباری لباس های انگلیسی، تأکید برجدائی دین ازسیاست، تک همسری، تغییر روز تعطیلی از جمعه به یک شنبه و... ولی وضع افغانستان با این اقدامات هیچ تغییری نیافت. شاه امان الله خان جهت افغانستان را به خاطر عدم حمایت انگلیس ازغرب به شوروی تغییر داده وبابه رسمیت شناختن دولت سوسیالیستی شوروی به عنوان اولین کشور، خواهان رابطه نیک با شوروی شد که لنین شرط این کاررا سوسیالیستی نمودن افغانستان قرارداد (دفتر مطالعات سیاسی وبین المللی وزارت امورخارجه، پیشین، ص158- 159). درزمان اومعارف توسعه یافت ولیسه امانی (نجات) به کمک فرانسویها وامانیه ( استقلال) به کمک آلمان ها درعهد او بنا نهاده شد وسینما و تاتر وکتابخانه ملّی (کتابخانه عامه) درعمارت نصرالله خان با کتبداری محمد اکبر تائب بنا نهاده شد ونام پول افغانی از ان زمان برپولهای رائج نهاده شد ونخستین قانون اساسی افغانستان دردوره او نگاشته شد و مردم با هواپیما وموتر آشنا شدند ونخستین هواپیمایی که وارد افغانستان شد مردم چون ندیده بودند با تفنگ اورا زده وسقوط دادند (طنین، ظاهر، پیشین، ص41-45) امان الله خان هوای اتحاد ترکیه، ایران وافغانستان را درسر داشت وبه خلافت عثمانی نیز تمایل داشت وحتّی زبان ترکی به عنوان زبان دوّم تدریس می شد. (گریگوریان، وارتان، پیشین، ص291 و 298). اولین قیام از منگل پکتیا به رهبری ملای لنگ (ملا عبدالله) باقرآنی دریک دست وحقوق جزا دردستی دیگر آغاز شد ودامنه قیام گسترش یافت واقدامات او سبب شورش مردم گشته و حکومت او در 1929 با شورش مردمی سقوط کرد. که بسیاری ازصاحب نظران و ازجمله فرزند شاه امان الله خان، تبلیغات استعماری انگلیس و ارتجاع داخلی ونیز تمایل او به روسیه را زمینه سقوط او میداند که تصاویری از برهنه بودن زن امان الله خان و دیدار او با پاپ و... را ولذا ازاسلام برگشته است، سبب شورش ها شد. ( طنین، ظاهر، پیشین، ص45 و 54و 58) امان الله خان سرانجام با آنکه از خیلی ازاصلاحات خود عقب نشینی نمود ولی کارگرنیفتاد و او با واگذارنمودن قدرت به برادرش عنایت الله، ازکابل مجبور به فراربه قندهار شد. ولی با مقاومت مردم ونیز شورش حبیب الله معروف به بچه سقاو، خاندان سلطنتی از کابل به پیشاور فرار نمودند و بالاخره امان الله خان درآوریل 1929م، افغانستان را به قصد هند ترک کرد و ازطریق بمبئی به ایتالیا رفت. (گریگوریان، وارتان، پیشین، ص329- 330). وسپس در 1960 درزوریخ درگذشت. بدینسان، بنگاه های مذهبی وقبیله ای مانع تجدد گرائی امان الله خان گردید. لازم به ذکر اینکه از چهاردهم جنوری تا 17 جنوری 1929م، عنایت الله خان نیز حکومت 3 روز برتخت نشست.

18ـ حبیب الله تاجیک مشهور به بچه سقاوبا شعار بازگشت به اصول قرآن و شریعت اسلامی سرکار آمد. او تمام اصلاحات امان الله خان را به تعلیق درآورد و دانشجویان دختر را ازترکیه فراخواند و مدارس مدرن بسته شد و مشاوران خارجی مجبور به ترک کابل شدند و چهار نفر از هشت عضو کابینه به شمول خود حبیب الله بی سواد محض بودند و 9 ماه دوره حکومت او از 17 ژانویه تا 12 اکتبر 1929م، با ستم ها ونیز سرقت ها و تجدد سوزی ها همراه بود تا آنکه شورش ها درولایات آغاز شد وهرکدام درپی استقلال وتصاحب سلطنت بودند (گریگوریان، وارتان، پیشین، ص341- 344) روس ها به بهانه حمایت از امان الله خان ارتشی با حدود 1000 سرباز قزقیزی دراختیار غلام نبی سفیر افغانستان درمسکو قرارداد تا امان الله را به قدرت باز گرداند ولی درجنوب افغانستان خبرهائی دیگری درراه بود.

19ـ نادرخان سفیر پیشین افغانستان در پاریس از اروپا وارد هند شد وسپس با حمایت انگلیسی ها وارد کابل گشته ودراکتبر 1929م کابل راتصرف نمود و تاریخ 16 اکتبر همان ماه تاج گذاری نمود. وغلام نبی که ازروسیه لشکرکشی نموده بود، شکست خورده ودر 1963م، اعدام شد. نادرشاه نیز اصلاحات را متوقف نموده وخواستار اجرای شریعت گردید. نفوذ انگلیس وآلمان درافغانستان افزایش یافت ولی نادرشاه دردادن امتیازات به انگلیس و شوروی می کوشید متعادل باشد وهردو را دریک سویه امتیاز می داد. ( دفتر مطالعات سیاسی وبین المللی وزارت امور خارجه، پیشین، ص161- 162). نادرشاه حساب کار را با حبیب الله نیز چنین تصفیه کردکه حبیب الله کلکانی یا همان بچه سقاو را با دوازده نفر از همکارانش به رغم تعهد درحاشیه قرآن برای حفظ جان او ازشمال کابل به مرکز کابل آورده وبعد از زندانی کردن، همه را اعدام نمود. (طنین، ظاهر، پیشین، ص70). نادر خان به دست محصّل لیسه امانی (نجات)، عبدالخالق هزاره فرزندخوانده غلام نبی سفیر پیشین درمسکو که توسط نادرخان اعدام شده بود، درهشتم نوامبر1933م، پس از چهار سال پادشاهی به قتل رسید. وعبدالخالق با همکلاسیهای خود گرفتار آمده و به طرز فجیعی کشته شدند. (طنین، ظاهر،پیشین، ص74). 

20ـ محمد ظاهرشاه پس ازقتل پدر، درنوزده سالگی به پادشاهی رسید ولی قدرت عملا در اختیارعموهای وی ولی خان، هاشم خان و محمودخان بود. ظاهرخان به کمک داود شوهر خواهر خود دست عموها یش را ازقدرت در 1953م، کوتاه نمود و داود هم نخست وزیر شد. ظاهرشاه تحرکاتی را برای سلطنت مشروطه انجام داد و تعداد افراد خانواده سلطنتی در حکومت را محدود کرد ولی تغییر زیاد نخست وزیران پس ازداودخان که درده سال از 1963 تا 1973 پنج بار نخست وزیری تغییر یافت و یوسف، میوندوال، اعتمادی، ظاهر وموسی شفیق به دنبال هم نخست وزیرگشتند.(دفتر مطالعات سیاسی وبین المللی وزارت امور خارجه، پیشین، ص162- 163) تا انکه داودخان در 1973م، با استفاده از همین تغییرات عدم ثبات درحکومت موفق به انجام کودتا گردید. درعصر ظاهرشاه ودر دوره نخست وزیری داودخان دوباره کشف حجاب تحت عنوان نهضت نسوان اجرا شد وپشتونیستی کردن افغانستان چنان درنظر داود خان اهمیت داشت که تا مرز جنگ با پاکستان پیش رفت. (طنین، ظاهر، پیشین، ص99و102). بالاخره داودخان با کودتا در1973م، به حکومت چهل ساله ظاهر شاه که برای تدوی چشم خود به ایتالیا رفته بود فقط با مقاومت اندک وبا کشته شدن چهار پلیس پایان داد.