عوامل شکوفایی هوش

نوشته شده توسط عبدالعزیز صادقی. ارسال شده در خانواده و تربیت

پرسش:

آيا هوش ارثي است؟

 مقدّمه

 هوش يکي از موهبت­هاي بزرگ الهي است که در وجود انسان به وديعت نهاده شده است تا با کمک آن بتواند زندگي خود را در جهت مطلوب و سعادت­بخش مديريت و هدايت نمايد. امّا اين که آيا انسان­ها در برخورداري از هوش با هم يکسانند؟ بايد گفت خير! زيرا هم­چنان­که افراد بشر از نظر شکل، رنگ و قيافه ظاهري با يگديگر تفاوت اساسي دارند، از نظر خصائص رواني مانند هوش، زرنگي، آگاهي، استعداد و ديگر ويژگي­هاي رواني و شخصيتي نيز بين آن­ها تفاوت­هاي آشکاري وجود دارد. اکنون اين پرسش مطرح مي­شود که چرا انسان­ها در برخورداري از هوش چنين تفاوتي وجود دارد؟ آيا هوش ارثي است؟

پاسخ:

براي دستيابي به پاسخ، ابتدا بايد به تعريف واژه­­ي­ «هوش» اين موهبت بزرگ الهي بپردازيم تا به پاسخ درست به پرسشي که در عنوان اين پژوهش عنوان شده است دست يابيم.

چيستي و تعريف هوش

هوش در لغت به معناي: زيرکي، آگـاهي، شعور، عقل، فهم، و فراست آمده است (علي اکبر دهخدا، لغت نامه­ي دهخدا، چاپخانه­ دانشگاه، تهران، 1345q، ج49، ص338، و محمّد بهشتي، فرهنگ صبا، چ آرمان، 1371، ص1175). تَوَسَّمَ الشَئ؛ آن چيز را از روي فراست در يافت (لوئيس معلوف، المنجد عربي ـ فارسي، ترجمه­ي محمّد بندر ريگي، ناشر ايران،چ ششم،1386،ج2،ص2180). از اين رو، در قرآن کريم مؤمنان راستين و هوشمند با واژه­ي متوسِّمين که به معناي فراست و سريع الإنتقال است توصيف شده است: «إِنَّ فِي ذَلِکَ لَآَيَاتٍ لِلمُتَوَسِّمِين؛ در سر گذشت عبرت انگيز قوم لوط نشانه­هايي است براي هوشياران» (حجر/75) براي مطالعه بيشتر رجوع شود به تفسير نمونه، دارالکتب الاسلامية، تهران، چ بيستم وششم،1385، ج11، ص134 و ترجمه­ي الميزان، مترجم سيد محمد باقر موسوي همداني، دفتر انتشارات اسلامي وابسته به جامعه­ي مدرسين حوزه­ي علميه قم، ج12، ص272 و 274). در حديث معروفي از رسول خـدا (ص) در ايـن زمـينه مي­خـوانيم: «إِنَّ لِلَّهِ عِبَادًا يَعرِفُون النَّاسَ بِالتَّوَسُّم؛ خداوند بندگاني دارد که مردم را به وسيله­ي فراست و دقّت نظرشان مي­شناسند» (نهج الفصاحة، ترجمه­ي غلام حسين مجيدي خوانساري، انتشارات انصاريان، چ نگين، قم، چ اوّل، 1385، ص526؛ و  جلال الدين سيوطي، الدّرالمنثور، دارالکتب العلمية، منشورات محمد علي بيضون، بيروت، ج4، ص 193). يکي از قديمي­ترين تعريف­هاي هوش، تعريفي است که توسط «بينه» (حسن پاشا شريفي، نظريه و کابرد آزمون­هاي هوش و شخصيت، انتشارات سخن، چ چهارم، 1384، ص36) و «سيمون» به صورت زير مطرح شده است: «قضاوت، و به عبارتي ديگر، عقل سليم، شعور عملي، ابتکار، استعداد، انطباق خود با موقعيت­هاي مختلف، به خوبي قضاوت کردن، به خوبي درک کردن و به خـوبي استدلال کردند، اين­ها فعاليت­هاي اساسي هوش به شمار مي­روند» (همان). يکي از تعريف­هاي که خيلي زياد مورد توجه و استفاده قرار گرفته تعريفي است که «وکسلر» پيشنهاد کرده است. او هوش را به عنوان يک استعداد کلّي شخص براي درک جهان خود و بر آورده ساختن انتظارات آن تعريف کرده است (همان). در تعريف هر چيزي معمولاً اختلاف آراء به چشم مي­خورد که مسلّماً تعريف هوش هم از آن مستثني نيست امّا با مرور تعريف­هاي که از هوش به عمل آمده است (براي دستيابي به اين تعاريف مراجعه شود به نظريه و کاربرد آزمون­هاي هوش و شخصيت، صفحه 36 به بعد، و نيز روان شناسي هوش و سنجش آن، انتشارات دانشگاه پيام نور، چ ششم، 1384، ص2، از حسن پاشا شريفي) گونه­اي از همساني را مي­توان استنباط و به مفاهيم زير اشاره کرد:

1. تفکّر انتزاعي.

2. يادگيري از تجربه.

3. حل مسائل از راه بينش.

4. سازگار شدن با موقعيت­هاي جديد.

5. تمرکز و تداوم در به کار انداختن توانايي­ها براي رسيدن به يک هدف مطلوب، (نظريه و کابرد آزمون­هاي هوش و شخصيت، ص40).

پس هوش يک بر چسب کلّي براي گروهي از فرايند­هاست که از رفتار­ها و پاسخ­هاي آشکار افراد استنباط مي­شود به عنوان مثال­، مي­توان فنون حل مسأله را مشاهده کرد و نتايج حاصل از به کار بستن اين فنون را مورد سنجيش قرار داد، امّا خود هوش، که فرض مي­شود اين فـنون را به وجود مي­آورد، به طور مستقيم قابل مشاهده و اندازه گيري نيست. چنان­که آقـاي کن راسل، فيلپ کارتر مي­گويد: «IQ» مخفّف کلمات Intellgnce Quotienrt به معني بهره­وري هوش است؛ و هوش به معني روشني فکر يا فکر سريع است (کن راسل، فيلپ کارتر، روش­هاي ساده براي تست هوش، ترجمه­ي ماندانا دانش، چ سپهر، تهران، چ اول، 1384، ص9). از اين تعبير نيز استفاده مي­شود بهره وري هوش ممکن است اندازه گيري شود امّا هوش که به نظر وي روشني فکر يا فکر سريع است هيچ گاه قابل اندازه گيري نيست.

آقاي «هري الدر» در کتابش به نام «چگونه هوش خود را افزايش دهيم» تحت عنوان بازي با قدرت فکر اين مطلب را عنوان مي­کند: «خبر خوب اين است که اخيراً انواع متفاوتي از هوش، مشخص و پذيرفته شده به بسياري از مردم امکان مي­دهد در خيلي از جنبه­هاي زندگي شان رسماً با هوش شناخته شوند، جالب است بدانيد براي افزايش انواع هوش روش­هاي اثبات شده­اي نيز وجود دارد. پس براي تشخيص نوع و ارتقاء آن هوش، حق انتخاب داريم» (هري الدر، چگونه هوش خود را افزايش دهيم، مترجم فرشاد نجفي پور، ناشر نسل نوانديش، 1383، ص27). ايشان بعد از بيان اين مطلب راهکار­هايي براي ارتقاء و افـزايش هـوش ارائه مي­دهد که اين مطلب نشاندهنده اين است که هوش متأثّر از دو عامل وراثتي و محيطي است.

هوش موهبت تغيير پذير

در گذشته تصوّر بر اين بوده است که هوش و استعداد يکي از خصايص مادر زادي هستندکه از وراثت ناشي مي­شوند و تجربه و شرايط محيطي در آن­ها کاملاً بي­تأثيرند. امّا امروزه معلوم شده است که هرچند عامل وراثت در هوش نقش دارد امّا تجربه و عامل محيطي نيز در هوش و رشد و شکوفائي آن مؤثّرند بر اساس تحقيقات انجام شده رشد و پرورش هوش تحت تأثير عامل وراثت و محيط و تعامل اين دو قرار دارند (حسن پاشا شريفي، روان شناسي هوش و سنجش آن، انتشارات دانشگاه پيام نور، چ ششم، 1384، ص62، سوسن سيف و ديگران، روان شناسي رشد، چ پانزدهم، 1383، سمت، تهران، ص25 به بعد).

اصولاً يکي از بحث­هاي جدال انگيز روان شناسي امروزه همين است که تأثير هريک از عوامل وراثت و محيط در «هوش» و توانائي­هاي ذهني چه اندازه است. براي پاسخ دادن به اين پرسش، پژوهش­هاي مختلفي صورت گرفته است که يکي از اين تحقيقات توسط بوچارد [Bouchard] و مک کيو [McGue] که از بررسي نتايج بسياري از تحقيقات انجام شده به دست آمده است نشان مي­دهد که هر اندازه درجه­ي خويشاوندي بيشتر باشد همبستگي بين نمره­هاي هوش افزايش مي­يابد و تأثير عامل وراثت در هوش، بيش از عاملي محيطي است (روان شناسي هوش و سنجش آن، ص32، نظريه و کابرد آزمون­هاي هوش و شخصيت، ص57). به نظر جنسين [Jensen] هشتاد در صد تغييرات رشد نتيجه­ي تأثير عامل محيطي و بيست در صد آن متأثّر از عامل وراثتي است (حسن پاشا شريفي، همان). امّا حقيقت مطلب آن است که جدا کردن سهم هريک بر اساس اندازه­ي در صدي يا تقريبي کار بسيار دشواري است.

بدون ترديد هوش همان گونه که متأثّر از ژن ارثي است به همان ميزان متأثّر از عوامل محيطي است به گفته­ي آلر ژاکار، هوش در اثر تمرين و ممارست هر روز قوي­تر مي­شود او هوش را به يک صفحه نقّاشي تشبيه مي­کند که هر چه به آب و رنگ آن اضافه کني روز به روز نقّاشي قشنگ­تر و بهتر مي­شود هوش نيز همين گونه است هر بار که از مغزت استفاده کني، قوي­تر مي­شود بر عکس باطري که هر چه بيشتر از آن استفاده کني کم قدرت­تر مي­شود؛ اگر از مغز استفاده نکني کم قدرت­تر مي­شود (آلر ژاکار، هوش چيست؟، ترجمه­ي کيان فروزش، نشر مرکز، تهران، چ دوّم، 1384، ص6). در اسلام بازي با آلات قمار حرام است در قديم فقهاء همين حکم به حرمت را در مورد بازي با شطرنج مي­دادند امّا امروزه شطرنج در سطح جهان، آلت قمار به حساب نمي­آيد بلکه آن را نوعي وسيله­ي بازي فکري [که در رشد و شکوفايي هوش تأثير به سزائي دارد] مي­شناسند از اين رو، شطرنج از نظر موضوع حکم شرعي [حرمت] تغيير يافته است؛ و به تبع آن، حکمش نيز دگرگون شده است (حيدر رضا شاکرين و ديگران، پرسش­ها و پاسخ­هاي دانشجوئي دفتر7، نمايندگي مـقام معـظّـم رهـبري در دانشگاه­ها، مرکز فرهنگي، اداره مشاوره و پاسخ، ناشر دفتر نشر معارف، هفتم76، ص 370).

عوامل که موجب تفاوت يا تقويت هوش مي­شوند

مسلمّاً همچنان که رشد جسماني کودک علاوه بر خصوصيات بالقوه­ي ارثي به عواملي محيطي مانند تغذيه، بهداشت، نور آفتاب، هواي تازه، آب و هوا، هيجانات و فعّاليت­هاي بدني بستگي دارد هم چنين هوش، علاوه بر عامل وراثتي نيازمند عواملي محيطي و اکتسابي است که موجب تفاوت، تقويت و شکوفائي آن مي­شود. اکنون با توجّه به ظرفيت پژوهش به برخي عوامل رشد و شکوفائي هوش ذيلاً اشاره مي­شود:

1 . تفاوت­هاي جنسي

پژوهش­هايي که براي مقايسه­ي هوش دختران و پسران انجام گرفته­اند، اغلب به اين نيتجه رسيده­اند که از نظر هوش کلّي بين دو جنس تفاوت وجود دارد. بايد دانست اين تـفاوت­ها بيشتر معلول روش تربيت دختران پسران و عوامل فرهنگي است تا عواملي زيستي و وراثتي مربوط به دوجنس. چنان که در بيشتر فرهنگ­ها از دختران انتظار مي­رود که داراي مهارت­هاي اجتماعي و کلامي بيشتري باشند و مشاغل منشيگري، پرستاري و خـدمات اجـتماعي را بيشتر خاص دختران مي­دانند. از سوي ديگر از پسران بيشترانتظار مي­رود که در کارهاي فنّي و حل مسائل رياضي بهتر از دختران باشند (نظريه و کاربرد آزمون­هاي هوش و شخصيت، ص 51).

2. جمعيت خانواده و ترتيب جمعيت

پژوهش­هاي انجام شده در باره­ي­­ رابطه­ي بين متوسّط هوش و کودکان و تعداد فرزندان خـانواده­ها حاکي از آن است که بين افزايش تعداد فرزندان خانواده و کاهش متوسـط هوش فرزندان رابطه وجود دارد. متوسط هوش در بين خانواده­هاي پر جمعيت پايينتر از مـتوسّط هـوش در خانواده­هاي کم جمعيت است (نظريه و کاربرد آزمون­هاي هوش و شخصيت، ص 52).

3.  پايگاه شغلي پدر و مادر

پژوهش­هاي انجام شده در مورد مقايسه­ي هوش فرزندان طبقه­هاي مختلف شغلي اغلب نشان داده است که با افزايش سطح و پايگاه شغلي والدين سطح هوش فرزندان نيز به طور متوسط افزايش مي­يابند (نظريه و کاربرد آزمون­هاي هوش و شخصيت، ص53).

4. پايگاه اجتماعي ـ اقتصادي

پژوهش­هاي انجام شده در باره­ي رابطه­ي هوش و سطح زندگي اجتماعي ـ اقتصادي خانواده­ها نشانگر آن است که متوسّط هوش فرزنداني که خانواده­هايشان پايگاه بالاتري دارند، بيش از افراد متعلق بـه خانواده­هايي است که به پايگاه اجتماعي ـ اقتصادي پايينتري تعلّق دارند. منظور از پايگاه سطح شغل، سطح تحصيلات و ميزان در آمد پدر و مادر است (نظريه و کاربرد آزمون­هاي هوش و شخصيت، ص 53 و سوسن سيف و ديگران، روان شناسي رشد، چ پانزدهم، 1383، سمت، تهران، ص 42).

5. عوامل فرهنگي و محيط زيست

پژوهش­هاي انجام شده در مورد تأثير سکونت در هوش و توانائي­هاي ذهني کودکان نشان داده است که به طور متوسّط، هوش کودکان مناطق روستايي پايينتر از کودکان شهري است. مطالعه­ي انجام شده توسط مؤلّف کتاب ( تأثير روند افزايش سن بر آمادگي دانش آموزان براي ورود به نظام آموزش رسمي1372)، دانش آموزان مناطق روستايي ايران در مقايسه با دانش آموزان مناطق شهري از نظر آمادگي و توانايي­هاي ذهني براي ورود به کلاس اوّل از نظر پيشرفت تحصيلي به طور قابل ملاحظه­اي در سطح پايينتري قرار دارند (نظريه و کاربرد آزمون­هاي هوش و شخصيت ، ص55 و روان شناسي رشد، ص 41).

نتيجه

هوش يک موهبت بزرگ الهي است که براي سوق دادن زندگي در مسير مطلوب و سعادت­بخش در وجود انسان به وديعت نهاده شده است. هوش همچنان که متأثّر از عاملي ارثي، ذاتي و طبيعي است؛  متأثّر از عواملي محيطي و اکتسابي نيز هست که به برخي عوامل تفاوت يا تقويت  هوش اشاره شد. خلاصه­ي مطلب اين­که تأثير متقابل دو عامل وراثت و محيط براي به وجود آوردن فرايند هوش، رشد و شکوفائي آن امروزه غير قابل انکار است بر اين اساس، همگان مي­توانند در پرورش و تقويت آن بکوشند و از هوش و فراست بالاي برخوردار شوند.

حديث پاني

رسول خدا (ص) مي­فرمايد: «إِتَّقُوا فَرَاسَةَ المُؤمِنِ، فَإِنَّهُ يَنظُرُ بِنُورِالله؛ مراقب فراست، زيرکي و هوشمندي مؤمن باشيد؛ زيرا او (در تدبير امور) با نور خداي عزَّ و جلّ مي­نگرد» (محمّد بن يعقوب کليني الرازي، الکافي، دارالکتب الإسلاميه، تهران،1407ه- ق، ج1، ص218).