زنـدگي‌نامـه عـلامه‌ فيـض مـحمـدكـاتـب هـزاره (ره)

نوشته شده توسط نجیب الله حكیمی/فوق لیسانس علوم قرآن و تفسیر. ارسال شده در فرزانگان

مقدمه

هزارستان همواره در دامن خود شخصیت­های بزرگ، تاریخ‌ ساز و نقش آفرین را در تاریخ افغانستان پروریده است. شخصیت­های چون؛ علامه فیض محمد كاتب هزاره، شهید میر یزدان بخش، شهید عبدالخالق هزاره، شهید استاد محمداسماعیل مبلغ، شهید راه عدالت خواهی و مقاومت رهبر شهید عبدالعلی مزاری و...

در این نوشته بر آنیم تا مرور كوتاهی بر زندگی مجاهد نستوه، تاریخ نگار شهیر و سیاست مدار با تدبیر علامه فیض محمدكاتب هزاره(ره) داشته باشیم. شخصیتی كه با اندیشه و قلم خویش، نام خود را بر فراز گاهنامه­ی سر زمین استبداد زده­ی افغانستان، حك كرد. مردی كه به خاطر نوشتن كارنامه شاهان مستبد افغانستان به مورّخ شهرت یافته است. از این­رو، او را تاریخ نویسان«تاریخ آفرین‌اش خوانده­اند، و "بیهقی ثانی" لقبش داده­اند. اما در علوم دیگر  نیز           یدِ طولایی داشته است و با نوشتن رساله‌های در باب سیاست، پیوند دین با سیاست را تبیین كرده و به نقش اساسی دین در عرصه سیاست تأكید ورزیده است.

طلوع و تحصیل

ملافیض محمد كاتب هزاره(ره) فرزند سعید محمد از قوم «محمد خواجه» در سال 1279هـ،ق، در دهكده‌ای به نام زردسنگ واقع در قره باغ غزنی، چشم به جهان گشوده است. در سال 1298 جنگ خونین میان شیعه و سنی در قره‌باغ غزنی در می‌گیرد در این زمان كاتب 18 سال داشته و از نزدیك این جنگ خانمان سوز را دیده بود كه جـریان این حادثه غم انگیز را در آخر جلد دوم تحفةالحبیب نگاشته است.

در اثر این جنگ و فاجعه زندگی برانداز، چندین خانوار از مردم «محمد خواجه» از جمله خانواده كاتب، از سر زمین و قریه­های شان آواره شده به «ناهور» فرار می‌كنند، و چون مزارع و تمام مایملك آن­ها از دست رفته و در منازل شان مهاجمان جاگزین شده بودند، آنان برای همیشه در ناهور ماندگار شدند.

از تحصیلات كاتب چندان اطلاعی در دست نیست همین قدر معلوم است كه بعد از آموزش مقدماتی، رهسپار قندهار می‌گردد و مدتی در آنجا به تحصیل پرداخته، سپس به شهر لاهور هند آن روز رفته و به تحصیلاتش ادامه می‌دهد، به احتمال قوی قسمت‌های بیشتراز سال‌های1304و1305را(قریب دوسال) در لاهور مشغول تحصیل و کسب علم بوده، در كابل و نجف هم به تحصیل پرداخته است.

كاتب اگر چه به درجه تحصیلاتش اشاره‌ای ندارد با این هم می‌توان گفت كه كاتب علاوه بر اتمام حد متداول علوم شرعیه در اكمال زبان و ادبیات عرب، تاریخ، نجوم و حساب نیز اهتمام ورزیده است و با زبان‌های اردو،  انگلیسی، عربی و پشتو آشنایی داشته است.

بدین ترتیب قسمتی از تحصیلات كاتب در قره‌باغ، قندهار، لاهور به پایان آمد و قسمت دیگر آن در كابل و نجف به فرجام رسید. او در این هنگام، بیشتری از دانش‌های متداول آن روزگار را فرا گرفت، بنابراین مكان‌ها و سال‌های تحصیلات كاتب را می‌توان این گونه ترسیم كرد:

در قره‌باغ 1285- 1297 ق

در قندهار 1297- 1303 ق

در لاهور 1304- 1305 ق

در كابل 1305- 1310 ق

اساتید کاتب (ره)

از اساتید كاتب اطلاع در دست نیست جز آن كه او خود، در صفحه 1149 سراج التواریخ از مولوی محمد سرورخان اسحاق زایی یكی از علمای برجسته اهل سنت، به نیكی یاد می­­كند، كه كاتب« تحریر اقلیدس»، «خلاصه الحساب» و «شرح چغمنی» را نزد او فراگرفته است. کاظم آهنگ، از دو نفر دیگر به نام‌های ملامحمدعلی و ملاعلی‌جان به عنوان استاد کاتب در قندهار در کنار محمد سرور اسحاق‌ زایی یاد کرده است.(آهنگ،1382،ص99).

فعالیت‌های فرهنگی

كاتب علاوه بر مراتب علم و دانش، در هنر خطاطی و خوش نویسی نیز سر آمد روزگار بوده است. نسخه‌های متعددی از قرآن را به خط زیبای خویش نوشته است. به خاطر همین درایت و استعداد و با پیش­نهاد استادش ملا محمد سرور اسحاق زایی در سال 1310هجری به عضویت دارالانشا و مجلس تألیف در می‌آید. چنان كه خود می­گوید: بنا به تعریف و پیشنهاد ملا محمد سرور اسحاق زایی به این مأموریت گماشته شد.

قبل از این به سال 1303 هجری عضویت یك هیأت پنج نفری در امر مصالحه با ابراهیم سلطان پشه‌ِیی جاغوری را داشته كه  تمرد ورزیده بود و هیأت، قضیه او را به اصلاح رسانید و به سال 1304 هجری در جبهه «اندر» لباس جنگ‌ جویی را در برداشته است.

فعالیت‌های سیاسی

نگاهی به آثار به جا مانده از ملا فیض محمدكاتب هزاره(ره) نشان می­دهد كه او در

تمام نوشته‌هایش وجدان یك سیاستمدار روشن­فكر را تجلی بخشیده و مقامش را

به حیث یك انسان آگاه، روحانی روشن، سیاست شناس، تاریخ نویس و نویسنده پیشتاز و نستوه حفظ كرده است. كاتب كوشیده است تا در نوشته‌هایش به دور از مسایل قومی و مذهبی احوال ستم دیدگان را تبارز دهد و با بیان ظلم­ها و ستم­های حكام مستبد، به روشنگری در عرصه­ی سیاست و زندگی اجتماعی پرداخته و از این طریق دَین خود را نسبت به انسانیت و وطن ادا نماید.

ملافیض محمدكاتب به عنوان یك روحانی روشن، بیدار و آگاه از عصر و زمان كه ظلم و استبداد در آن بیداد می­كرد، گام­های عملی نیز در عرصه­ی سیاست برای بهبود وضع كشور برداشت. از این­رو، به حلقه مشروط خواهان پیوست و علی رغم همه محدویت­ها و خطراتی كه برای شخص او وجود داشت جهت تحقق عدالت اجتماعی و آزادی سیاسی مبارزه كرد و به زندان رفت.

در همین راستا در عصر پادشاهی امان‌الله خان عین‌الدوله در لوی جرگه­ی پغمان به دفاع از حقوق اولیه مردمش كه كتله­ی بزرگ جامعه­ را تشكیل می­دهد، پرداخته و خواستار به رسمیت شناختن مذهب شیعه می­شود چنان‌كه دانشمند شهید سید اسماعیل مبلغ و عده­ی دیگری از اهل خبره، گفته­اند. گرچه این طرح عقلانی و سیاسی معقول و منطقی كاتب با مخالفت گروهی از روحانیون قشری و متعصب اهل سنت ناكام ماند، اما در تاریخ مردم مظلوم و ستمدیده­ی هزاره ماندگار گردیدو بار دیگر، توسط خلف صالح كاتب(ره) شهید راه عدالت و مقاومت رهبر شهید مزاری بزرگ(ره) احیا گردیده و به عنوان خواسته بر حق مردم ما مطرح شد. گرچه بعدها كه فضای باز بر كشور حاكم شد، آن­های كه دیروز و در دوران مقاومت، در كنار زیاده خواهان و انكار كنند­گان حقوق اولیه­ی مردم ما قرار داشتند و در لوی جرگه­ی قانون اساسی نیز مخالف طرح آن در صحن لوی جرگه بودند، این عنوان را یَدك كشیده و می­كشند!! اما حافظه تاریخ مقاومت بر حق و عدالت‌خواهی قائد شهید مزاری همیشه جاوید و جفای آنان نسبت به مردم مظلوم ما را فراموش نخواهد كرد.

غروب خورشید

با توجه به اسناد تاریخی در پی قیام مردم هزاره علیه حكومت حبیب الله كلكانی معروف به بچه سقاو در سال 1308ش ملا فیض محمد كاتب هزاره از طرف او به تركیب محمد عظیم كوهستانی، میر آقا مجتهد و خلیفه غلام حسن خان به هزاره‌جات فرستاده می­شود تا مردم هزاره را به صلح و سازش فرا خوانند. اما هیأتی كه در رأس آن كاتب بود، بدون موفقیت و اخذ نتیجه مثبت به كابل برگشتند. جاسوسان مخفی حبیب الله كلكانی، كاتب را متهم كردند به این­كه در خفا سران هزاره را به پایداری  و مقاومت بر ضد حكومت بچه سقاو تشویق كرده است. از این جهت او و همراهانش را به دستور شاه، مورد شكنجه فراوان قرار دادند كه كاتب در اثر آن، آسیب جسمی شدید دید و برای تداوی رهسپار كشور ایران شد اما دیگر سلامتی‌اش باز نگشت و بدون حصول نتیجه به وطن بازگشت. زیرا كاتب در این هنگام هفتاد سال داشت. سر انجام در 16 جدی سال 1309 خورشیدی در حالی‌كه پنجاه سال آن را در خدمت فرهنگ و ادب به سر برده بود، دارفانی را وداع و روحش به ملكوت اعلی پیوست و در بالاجوی چنداول به خاك سپرده شد. روان پاک و مطهرش شاد و یادش گرامی باد!

 

منابع

در نشریه سخن صبا موجود است.