كاتب پيشگام در احیای هویت و تقريب بين مذاهب

نوشته شده توسط مصاحبه‌كننده: رمضان اكبري. ارسال شده در فرزانگان

گفتگو با حجت الاسلام والمسلمين دکتـر عبـدالمجيد ناصـري داوودی 

...افزون براين او  کتابي تحت عنوان «اتحاد نظر مجتهدين» خلق کرد که در آن به بيان مشترکات مذاهب اسلامي پرداخت تا زمينه فهم مذاهب گوناگون فراهم شده و تقريب مذاهب به صورت کاربردي خود در آن جامعه عملي گردد و پياده شود. تفصيل اين مهم مجالي بيش از اين ميطلبد و بايد به آثار گوناگون وي مراجعه شده حق بزرگ «کاتب» که بر ملت افغانستان دارد؛ روشن گردد. او به حق پيشگام ايده تقريب بين مذاهب اسلامي در افغانستان به حساب ميآيد. 

                 

اشاره: دكتر عبدالمجيد ناصري در سال 1342 در منطقه داود جاغوري از توابع غزنين به دنيا آمده است. سواد فارسي و قرائت قرآن را نزد پدر فرا گرفته سپس وارد مكتب‌خانه محل گرديده و از سن هفت سالگي همزمان در مكتب داود و زيرك به تحصيل علوم جديد پرداخته در سال 1357 جهت ادامه تحصيل وارد ليسه وحدت انگوري شده است. در سال 1358 با آغاز انقلاب و تعطيلي مكاتب دولتي وارد مدرسه علميه حوتقل شده و دروس حوزوي را از اساتيد آن مدرسه فراگرفته است در سال 1362 براي ادامه تحصيل راهي حوزه‌هاي علميه ايران شده است.

دكتر ناصري همزمان با فراگيري علوم حوزوي از سال 1368 به تحصيل در رشته تاريخ پرداخته و در سال 1373 از پايان‌نامه فوق‌ليسانس،  و در سال 1388 از رساله دكتري خود دفاع نموده است. همزمان از سال 1376 وارد عرصه پژوهش شده با مراكز متعدد همكاري‌هاي آموزشي و پژوهشي داشته است. از ايشان چندين جلد كتاب ده‌ها مقاله پژوهشي در نشريات مختلف به چاپ رسيده و فعلا در كابل نمايندگي جامعه المصطفي به عنوان رياست  پژوهش فعاليت دارد.

سؤال: جناب آقاي دکتر ناصري، از اين­كه وقت خود را در اختيار ما قرار داديد تشكر مي‌نماييم. بدون هيچ مقدمه ي به سراغ نخستين سؤال مي‌رويم: از نگاه شما؛ برجستهترين ويژگي شخصيتي مرحوم کاتب را در چه ميدانيد؟

جواب: برجسته ترين ويژگي شخصيتي مرحوم ملا فيض محمدکاتب همان دانش سرشار و اهتمامش در به کارگيري هدفمند آن دانش به اندازه ظرفيت شرايط و امکانات روز براي کشور و مردمش به خصوص در باب تاريخ نگاري ميباشد. او در زمانش علوم اسلامي و انواع هنر خوشنويسي، زبانهاي رايج کشور و منطقه را فرا گرفته بود و در فن نويسندگي نيز مهارت و چيره دستي درخور تحسين داشت. به دليل روشن انديشي، معنويت ورزي و دين داري که داشت تن به آسايش نداده و در کشور با همه مشکلاتش بازگشت و مانند بسياري از همگنان به ملاي مکتبي و وظايف نسبتا آسان و بي درد سر آن تن نداده به دربار حاکم و سياست روي آورد و همه خطرات را به جان خريده و توانست به اسناد مهم و گوناگون دولتي دست يافته واز دل آنها با هوشمندي و زيرکي به تدوين تاريخ معاصر کشور پرداخت و تحت اشراف و نظارت شديد دولت خودکامه و استبداد مطلقه و لگام گسيخته آثار بزرگ و ماناي علمي و ملي خلق کرده ياد و نام خود را جاويدانه کرده به حق عنوان « بيهقي» زمانه را کمايي کرد.

اصولاً نفس توجه و اهتمام به فرهنگ مکتوب و خلق آثار قلمي آن هم در شرايط نامساعد سياسي و امنيتي از سويي و به فراموشي سپرده شدن فرهنگ مکتوب و خلق آثار قلمي و دست زدن به قلم و نويسندگي از سوي ديگر بسيار در خور قدر و ارزش ميباشد که بايد از فضايل وي و برجستگي بي­مانندش دانست. او به جاي اينکه برخورد سلبي با پديده دربار و سلطنت نمايد و از آن به عنوان تهديد احساس يأس و مرعوبيت نمايد، آن را تبديل به فرصت کرده امضاي دربار و ديکتاتور را براي صداقت گفته و نوشته­هايش گرفته به تاريخ و نسل­هاي آينده سپرد تا خود در باره کارنامه سراسر سياه اجداد حاکم به خصوص عبدالرحمان خان قضاوت نموده به زواياي نگفته نيز برسند.

سؤال: مهم ترين ميراث کاتب چيست و چگونه بايد از آن پاسداري کرد؟

جواب: همانگونه که ميدانيم مرحوم کاتب داراي آثار متعدد ميباشد که از مهمترين آنها «سراج التواريخ» است که با نام وي عجين شده است. اين اثر که جلد چهارم و در واقع مهمترين بخش آن براي نخستين بار در سال گذشته به زيور چاپ آراسته شد داراي ارزش فوق العاده در تاريخ سياسي، فرهنگي، اجتماعي و ديني کشور ميباشد و اگر اين اثر نبود نه تنها ما با فقد منابع در تاريخ معاصر کشور و مقطع حساس شکل گيري افغانستان به جاي خراسان مواجه بوديم بلکه بخش­هاي متعدد و فراوان گذشته کشور و جغرافيا و اوضاع مملکت ما قابل مطالعه و فهم نبود، از اين رو «سراج التواريخ» هم منبع مهم و منحصر به فرد در تاريخ کشور است و هم خود کليد گشايش متون تاريخ و جغرافي ما در گذشته و ادوار بس دور ميباشد و بدون «سراج التواريخ» نميتوان متون گذشته را فهم کرد و ابعاد آن را دانست. جغرافياي کشور حضور اقوام در نقاط گوناگون جغرافيايي، جابه جايي جمعيت، وضعيت فرهنگي و بسياري از امور ديگر که امروز شاهد هستيم بدون سراج مشمول تاريخ و جعليات است. پس نامگذاري «سراج التواريخ» را به سراج همه تاريخها و متون تاريخي کشور بدون حساب و کتاب نبوده و دقيق و به جا ميباشد. اين اثر هم تاريخ مهم و ارزنده است براي دوره معاصر و هم کليد و چراغ منابع تاريخي گذشته کشور است. ساير آثار سياسي، مردم شناسي، رجال، فقه تطبيقي، خوشنويسي و جز آنها نيز که از وي باقي مانده بسيار راهگشا و ماندگار ميباشند.

سؤال: حضور کاتب را در دربار چگونه ارزيابي ميکنيد؟

جواب: همانگونه که اشاره شد مرحوم ملا فيض محمد کاتب ملا و عالم به تمام معنا بوده است. او اديب، فقيه، اصولي، مُوَرِخ، مترجم، مفسر، خوشنويس، شاعر، متکلم، مبارز و سياستمدار بوده است. دربار حبيب الله خان او را براي خوشنويسي و کتابت رسايل رسمي دربار جذب کرد و پس از مدتي با در نظرداشت توانايي هاي متعدد و ارزندهاش و علي رغم هشدارها و مخالفت عدهاي از درباريان براي تاريخ نگاري کشور برگزيد و اسناد و مدارک دولتي و منحصر به فرد را بدو سپرد و کار تاريخ نگاري و نويسندگي وي به گونه ديگر و جدي آغاز شد. نامبرده در کنار تاريخ نگاري و وقايع نويسي به تدوين آثار ديگر پرداخت و نشان داد که داراي دانش گسترده اسلامي و انواع هنر بوده و در زمان خويش فرد کم نظير و بلكه بينظير و جامع علمي و ديني به شمار ميرفت.

او يک محقق صرف و مورخ محض نبود بلکه به حکم روحاني و عالم ديني بودن، خطيب و کارشناس فرهنگي و پيشگام مسايل فرهنگي و ديني نيز بود و در غزني و کابل و جز آن‌ها به فعاليت‌هاي فرهنگي اشتغال داشت همانگونه که مدتي در مکتب حبيبيه استاد و آموزگار بوده به تدريس اشتغال داشت و امتياز بزرگ ديگر وي مبارز بودن و فعاليت سياسي و اجتماعي ميباشد که همواره و در همه جا آن را در نظرداشته فعاليتهاي گوناگون وي رنگ هدف‌مندي و مبارزاتي به خود ميگرفت. او در سنگرهاي مختلف و فرصت‌هاي متعدد ريز و درشت در راستاي اهداف عالي خويش بوده و از امکانات و شرايط قابل دسترس به نفع اهداف و براي نيل مقاصد عالياش که صلاح مملکت و اصلاح امور باشد سود ميجست. او اين هدف‌مندي و اصلاح ورزي آرام و فرهنگي را هيچ گاه فراموش نکرده از همه شيوه‌ها و راه‌ها و ابزار جهت نيل به اهدافش بهره وري مينمود.

سؤال:نقش کاتب در تقريب بين مذاهب اسلامي چگونه بوده است؟

جواب:کاتب با نظر داشت شرايط ويژه زمانه‌اش از سوي و کار در دربار را که به عهده گرفت ذاتا در پي تقريب بين مذاهب بود. او مشکلات مختلف تعصبات را با تمام وجود درک کرده بود و شخصا آزار و اذيتهاي زياد در اين راه ديده بود و باور به اصلاح امور داشت از اين رهگذر به کشور خدمت نموده و تن به مهاجرت به کشورهاي همسايه و يا دورتر که در آن روزگار بسيار به راحتي ميسور بود نداد و ميخواست که مطابق وظيفه اسلامي، انساني و ملي به خدمت پرداخته و راه زندگي مسالمت آميز بين مذاهب و اقوام مختلف کشور را ترسيم و ترويج نمايد و سراسر آثارش به گونه‌اي فرا مذهبي عمل نمودن و تقريب مذاهب است. او شاهد کشته و آواره شدن بيش از نيمي از جمعيت اقوامش به دست مهاجمان خارج مرزي بود که تنها در سايه تعصبات مذهبي توانستند به آرمان تجاوز کارانه خويش برسند.

افزون براين او کتابي تحت عنوان «اتحاد نظر مجتهدين» خلق کرد که در آن به بيان مشترکات مذاهب اسلامي پرداخت تا زمينه فهم مذاهب گوناگون فراهم شده و تقريب مذاهب به صورت کاربردي خود در آن جامعه عملي گردد و پياده شود. تفصيل اين مهم مجالي بيش از اين ميطلبد و بايد به آثار گوناگون وي مراجعه شده حق بزرگ «کاتب» که بر ملت افغانستان دارد؛ روشن گردد. او به حق پيشگام ايده تقريب بين مذاهب اسلامي در افغانستان به حساب ميآيد.

سؤال: نقش مرحوم«کاتب» را در بيداري و هويت بخشي افغانستان به ويژه هزاره چگونه ارزيابي ميکنيد؟

جواب:  نقش کاتب هم به دليل مبارزات سياسي و فرهنگياي که در طول حيات با برکتش داشت در احياي هويت مردم به شدت آسيب ديده هزاره مهم و به شدت تأثير گذار بوده است. يعني کاتب با مبارزه و مجاهدتش نشان ميداد که هزاره در اين کشور حضور دارد و اتهامات فراوان سياسي و فرهنگي مبني برکفر و بيديني هزارههاي شيعه ساخته و پرداخته استعمار بوده و اصالت ندارد و نوکر استعمار که عبدالرحمان خان باشد اين اتهامات را براي خوشخدمتي و نوکري به انگليس آن را انجام داد و الا هزاره يعني ملا فيض محمد کاتب در هر باب از علوم و عقايد اسلامي به طرز آشکار عقايدش را آشکار کرده است. هيچگونه موردي که کسي از بزرگان دربار و شخص سلطان او را متهم به بي ديني نمايد وجود ندارد.

«کاتب» با نگارش «سراج التواريخ» نشان داد که سرزمين هزاره‌ها در کجاها بوده است و در موضوع هويت يکي از کليدي ترين مباحث موضوع سرزمين است. او با اسناد کاملا علمي و مورد تأييد دربار نشان ميدهد که مهاجران و جنگجويان چگونه از وراي مرزهاي کشور وارد کشور شده و سرزمينها و خانههاي مردم هزاره را غصب کرده است و اکنون در آنجاها به زندگي رو آوردهاند و جاي سابق اين مهاجمان در کجا بود تا تاريخ و هويت مردم هزاره گم نشده و مفاخر تاريخي و افتخارات گذشته هزارهها در کشور مخدوش و مغفول قرار نگيرد. او هرچند از روي اجبار با ادبيات درباري دلايل غصب سرزمينهاي هزاره را به دست عبدالرحمان و سپردن آن‌ها را به مهاجمان هند مطرح ميکند اما با زيرکي نشان مي‌دهد که دلايل عبدالرحمان کاملا عوام فريبانه و شيطاني بوده است و آن اتهامات جز بهانه‌هاي واهي بر اين تاراج سُبعانه و زمينه سازي براي براي تاراج منظم و بي رحمانه مردم بومي و ريشه دار کشور چيزي نبوده است و خوانندگان هوشيار به خوبي بدين قضاوت ميرسند که نظام فاسد و ضد بشري هيچ توجيهي براي اقدامات ضد بشري خويش نسبت به مردم هزاره نداشته است.

سؤال: تاثير انديشه و تفکر مبارزات مرحوم «کاتب» بر جنبش عدالت خواهي «شهيد مزاري» را بيان کنيد.

جواب: او به روشني گذشته محروميتها و مظلوميتها را ترسيم کرده است و به اندازه کافي مواد و خوراک واقعي براي گذشته به تاراج رفته و مثله شده قومش در منابع غني تاريخ ارايه کرده است که هر فرد دردمند را به سوي مبارزه طولاني دعوت کند و در صدد جبران بخشي از مظلوميتها با رويکرد عدالت طلبي باشد مردم را نستوه و داراي روحيه والاي عدالت طلبي و ضد ظلم به بار ميآورد. کتابهاي او هر سطرش دعوت به باز پسگيري حقوق از دست رفته و داراييهاي به يغما رفته است که بايد در همه جا با داشتن روحيه حق طلبانه و ضد ستم و زور براي گذشته شان اشک بريزند و براي جبران گذشته شب از روز نشناسند.

سؤال: ناگفتههاي از مرحوم «کاتب» اگر باشد بيان نماييد ممنون ميشويم.

جواب: کاتب مرد ميادين مختلف بوده است اما او با هوشمندي و رويکرد مسالمت آميز در بدترين شرايط بهترين مبارزات و اثرگذارترين آن را انجام داد. بايد راه کاتب با تقويت دانش و تحصيل دانش از سوي و همپارچگي سراسري و ملي براي رفع تبعيض و تعصب پيموده شود و بهترين شيوه در انواع شيوههاي مبارزاتي، مبارزه آرام، بيداري بخش و فرهنگي است که زيربناي مبارزات سياسي سالم و مسالمت آميز به شمار ميرود.

توصيه کاتب معنويت و دانش به گونهاي توأم است و بدون معنويت و توجه به دين و ارزشهاي اصيل اسلامي هر گونه مبارزه و حق طلبي ابتر و بينتيجه است. بايد ارزشهاي اصيل را پاس داشت و در اين مسير از هرگونه افراط و تفريط خود داري کرد.

افکار، انديشه و زندگينامه کتاب بايد به گونهها و قطعهاي مختلف نشر شود تا مردم بدان آشنا شوند و در مواردي تبديل به فيلم و سريال گردد. کاتب بيش از اين ظرفيت دارد که تنها يادبودي از وي به عمل آيد و در موارد محدود از او ياد شود بايد در سطح ملي و بين المللي براي وي سمينارها، يادبودها و نامگذاري مراکز مهم علمي و فرهنگي کشور به نام وي نامگذاري شود و اگر دانشگاه کابل بنام وي نامگذاري نشده اما مراکز علمي، فرهنگي و آکادميک کشور در سطح وسيع بنام وي ناميده شود و سالانه بايد به يادش جشنواره و جوايز بين المللي کتاب و آثار علمي برگزار گردد. او انديشههاي مهم و بکري در باب تاريخ، سياست، تقريب بين مذاهب، رابطه دين و سياست، قوم شناسي و خوشنويسي دارد که بايد مورد تحليل و کارهاي مهم کارشناسي قرار بگيرد.

براي  شما عزيزان كه كاري ارزنده‌ي را انجام داده‌ايد آرزوي موفقيت  دارم.