زندگی نامه شهيد حجت الاسلام محمدناصر اعتمادی

نوشته شده توسط سلمان نوری. ارسال شده در فرزانگان

مقدمه

افغانستان يا خراسان قديم يكي از مراكز مهم فرهنگي و حوزه تمدني جهان اسلام بوده است. قهرمانان سترگ عرصه هاي دانش، فرهنگ، هنر و شعر و ادب، و رجال برجسته-ي تاريخ چون مولانا جلال الدين محمد بلخي، شاعر و عارف بلند آوازه جهان، دانشمند نابغه بوعلي سينا بلخي، شاعر نامدار ناصر خسرو قبادياني، دانشمند صاحب نظر در علم نجم ابوريحان بيروني، شاعر و پشتاز در عرفان سنايي غزنوي، پدر تاريخ افغانستان علامه فيض محمد كاتب هزاره، فقيه و اصولي نامدار جهان تشيع ملا محمد كاظم هروي ارزگاني معروف به آخوند خراساني مجاهد شهيد علامه سيد اسماعيل بلخي، دانشمند شهيد شيخ محمد اسماعيل مبلغ، رهبر مقاومت و پرچمدار بزرگ جنبش عدالت خواهي افغانستان شهيد عبدالعلي مزاري و صدها حكيم، دانشمند، عارف، فيلسوف، مفسر و...خطه ي بلخ، غزنين و هرات را در دامان خود پرورده و تربيت كرده است. چنان كه آيت ا...العظمي جوادي آملي حفظه الله مي گويد:« اين[كشور] مهد پروش بزرگان بود. اگر بوعلي است بالاخره از بلخ است. اگر مولوي است بالاخره از بلخ است و اين چنين نيست كه فقط لعل بدخشان از بدخشان باشد. اگر سيد جمال است از بلخ است. اگر آخوند خراساني است، از هرات است. اين ها افغاني اند( برگرفته شده از متن سخنراني استاد در كنكره بزرگداشت آخوند خراساني)
      نطقه نقطه ي اين خطه، مهد دانش و فرهنگ بوده است، چنان كه هنگامي كه غبار جنايات عبدالرحمان در هزارستان را بازگو مي كند، مي نويسد: مردم هزاره تلفات زياد دادند اما تلفات روحانيون بيش تر بود...تنها از يك يكاولنگ صد خانوار روحاني به دام دولت افتاد، يك هزار روحاني موفق به فرار شدند و دو هزار يك صد روحاني در جنگ كشته شدند( غبار، 1383، ص669)
      اين سند تاريخي نشانگر رشد، بالندگي و پويايي علمي و فرهنگي جامعه افغانستان به ويژه جامعه ي شيعه و هزاره است. اما با كمال تأسف پس از روي كار آمدن حكومت هاي سدوزايي، محمد زايي و آل يحيي، دانش و فرهنگ از اين كشور رخت بربست و عملاً تاريخ پر افتخار و نام و آوازه فرهنگي به مرز فراموشي سپرده شد و مفاخر آن تاراج گرديد.
      در اين ميان مالستان نيز يكي از مناطق شخصيت پرور و مهد علم و دانش است. وجود شخصيت هاي علمي، فرهنگي و سياسي چون فقيه، فيلسوف و خطيب نامدار مرحوم آيت ا... شيخ محمد سرور فلسفي، آيت ا...العظمي شيخ محمد اسحاق فياض مرجع عاليقدر جهان تشيع در حوزه ي علميه و كهن نجف اشرف، دانشمند شهيد حجت الاسلام استاد بصير مالستاني، شهيد مبارز حجت الاسلام محمد علي فياض، مرحوم حجت الاسلام سيد غلام حسن نجفي، حجت الاسلام مرحوم استاد مهدوي، حجت الاسلام استاد عارفي، و دانشمند فرهيخته حجت الاسلام علي زاده مالستاني و دهها عالم و نخبه علمي و فرهنگي گواه صادق و بهترين و روشن ترين دليل بر اين ادعا است.
     شهيد حجت الاسلام محمد ناصر اعتمادي يكي از چهره هاي علمي خدمت گذار اين خطه ي دانش دوست و شخصيت پرور هزارستان اسلامي است كه در اين نوشتار به بيان گوشه هاي از حيات علمي، فرهنگي، سياسي و مبارزاتي آن شهيد والا مقام پرداخته مي شود.

الف. تولد و تحصيل

روحاني متعهد، روشن و مبارز شهيد حجت الاسلام محمد ناصر اعتمادي فرزند ملا محمد قاسم يكي از فرزندان بلند همت ديار هزارستان است كه در تاريخ 1/5/ 1331، در قريه ي سرجلگاه مكنك از توابع ولسوالي مالستان مربوط ولايت باستاني و فرهنگي غزنه، در يك خانواده ي روحاني متعهد ديده به جهان گشود. شهيد اعتمادي با گذراندن دوران طفوليت در كنار پدر متقي و روحاني و مادر مهربان و دلسوز، پدر او را در سن هفت سالگي، به نزديك ترين مكتب خانه محل، براي تحصيل مي فرستد تا فطرت پاك را در مزرعه ي حيات طبيعي، با نوشيدن جرعه ي زلال علم و دانش شكوفا نمايد.
      شهيد اعتمادي بعد از چند سال تحصيل نزد ملاي مكتب محل، براي ادامه تحصيل علوم ديني راهي علوم بلقسان شده، در مدرسه ي حجت الاسلام الحاج آقاي استاد عارفي، مشغول مي شود. از محضر ايشان بهره برده و دروس مقدماتي را به پايان مي-رساند. سپس براي فراگيري سطوح عالي، زادگاهش ترك كرده، به سرزمين بلخ باستان رفته و در مدرسه ي سلطانيه شهر مزار شريف مشغول تحصيل گرديده و از محضر اساتيد به نام آن ديار، حجج اسلام آقايان شيخ سلطانعلي و سيد نادر بحرالعلوم، كسب فيض مي نمايد تا هنگامي كه كوتاي ننگين هفت ثور اتفاق مي افتد، حكومت ديكتاتوري محمد داوود خان سرنگون و وابستگان شوروي بر اريكه ي قدرت تكيه مي زنند. در سال 1358 هنگامي كه مردم متدين و شجاع مالستان عليه حكومت دست نشانده ي شوروي قيام و ولسوالي مالستان را تصرف مي كنند، شهيد اعتمادي از مزار شريف به زادگاهش بازگشته و مشغول فعاليت هاي فرهنگي ، اجتماعي و سياسي در ميان مردم مي گردد. با بازگشت دانشمند فرهيخته استاد علي زاده مالستاني از ايران و تأسيس« مدرسه ي علميه ي امام صادق» در منطقه سوكه ي مالستان، شهيد اعتمادي آنجا رفته و براي ادامه و تكميل تحصيلاتش، از محضر استاد كسب فيض مي نمايد.

ب. فعاليت هاي فرهنگي، جهادي و سياسي

شهيد اعتمادي در حالي كه مشغول تحصيل در« مدرسه ي علميه ي امام صادق» بود، با اصرار مردم منطقه ي سرجلگاه ي مكنك، تحصيل را ترك كرده، به فعاليت هاي فرهنگي پرداخته و تعليم و تربيت فرزندان نوجوان و جوان آن ديار را به عهد مي گيرد. او در مدت فعاليت تعليمي و تربيتي خود در آنجا صبورانه و دلسوزانه ، در شکوفا ساختن استعداد شاگردان نوجوان و جوان مي كوشد. با رفتار نيكو و شايسته ي خود، در ضمير آنان، نقش فطرت را برجسته مي سازد و با خامه ي تعليم، جامه تربيت بر اندام روحشان مي پوشاند و با كاشتن بذر صداقت، راستي، درستكاري، تعهد، حلم و بردباري، در دل هاي آنان، ارزش هاي اخلاقي و معنوي مي آفريند.
      يكي از كارهاي ماندگار شهيد اعتمادي در راستاي فعاليت هاي فرهنگي، ساختن حسينيه بزرگ و در خور شأن مردم متدين و مؤمن منطقه ي است كه در آنجا انجام وظيفه مي كرد. قبل از آن مساجد كوچك وجود داشت كه فضاي مناسبي براي برگزاري مراسم هاي مذهبي نداشتند و از اين جهت مردم هنگام برگزاي مراسم در مضيقه بودند. با پيشنهاد ساختن حسينيه توسط شهيد اعتمادي و موافقت مردم يكي از قريه هاي كه در دايره ي خدمت او قرار داشت و ساختن حسينيه، اين مشكل بر طرف شده و باعث مي-شود كه اين سنت حسنه در ساير مناطق مكنك نيز دنبال شود و به عنوان يادگار حسنه-ي از او باقي مانده و مردم با ديدن آن ها همواره خاطره او و خدمتش را در ذهن زنده نگه داشته اند.
       شهيد اعتمادي پس از يك سال فعاليت در عرصه ي فرهنگي و تعليم و تربيت، از آنجاي كه ادامه آن را مانع حضور در جبهات جهاد عليه اشغال گران روسي و مزدوران آن ها مي دانست، اين وظيفه را به كسي ديگر محول كرده و خود راهي جبهه جهاد در هنگي از توابع ولسوالي«شاه جوي» مي شود كه در آن مردان سلحشور و مجاهد منطقه-ي مالستان با فرماندهي مبارز نستو شهيد« بوستان علي مجاهد» در كنار برادران اهل سنت مشغول جهاد عليه حكومت دسته نشانده بودند.
      حجت الاسلام شهيد اعتمادي بعد از مدتي خدمت در جبهه ي هنگي در بهار 1362 به مالستان آمده و دو باره مدت سه ماه يا بيش تر در مدرسه ي« امام صادق» مشغول مي شود. در همان سال از طرف مردم منطقه ي مكنك به عنوان نماينده، در« حوزه اسلامي مالستان» كه به رياست مرحوم الحاج آقاي استاد مهدوي، اداره منطقه مالستان را به عهده داشت، خدمت را در عرصه ي مديريت آغاز كرد. ماموريت هاي واگذار شده از جانب رياست حوزه در حل و فصل دعاوي مردم و ساير امور را به خوبي انجام داده و با قاطعيت كه يكي از ويژگي هاي بارز او بود، اجرا مي نمود، و تا انحلال حوزه و روي كار آمدن احزاب سياسي در مالستان، فعاليتش را ادامه داد.
     شهيد اعتمادي بعد از انحلال حوزه و روي كار آمدن احزاب سياسي در منطقه ي مالستان، فعاليت هاي فرهنگي، اجتماعي و سياسيش را در قالب تشكيلات سازمان نصر افغانستان ادامه داد و به خاطر ويژگي هاي كه داشت، در ميان اعضاي سازمان جايگاهي ويژه يافته و از محبوبيت خاص برخودار بود وبه عنوان مسئول پايگاه سازمان نصر افغانستان در شنيده مالستان انتخاب گرديد.

ج. ويژگي هاي شخصيتي شهيد اعتمادي

از آنجاي كه شهيد اعتمادي در يك خانواده روحاني پرورش يافته بود، و پدر خانواده «ملا محمد قاسم» در ميان مردم منطقه معروف به تقوا، تدين و اخلاص بود، او نيز اين ويژگي ها را از پدر به ارث برده از ايمان، تقوا و اخلاص بالا، صبر و استقامت، حلم و بردباري، صداقت، درستكاري، فروتني، زهد و ساده زيستي، گشاده روي در مواجه با مردم...برخوردار بود كه جهت رعايت اختصار از شرح آن ها، خوداري مي شود، تنها به توضيح چند ويژگي كه از نظر نويسنده ي اين سطور اهميت خاصي دارد و مؤيد خصوصيات ياد شده است، اكتفا مي گردد.

1. شجاعت و قاطعيت

از نظر روان شناسي مبادرت به هر كاري، نيازمند جرأت، جسارت، قاطعيت و شجاعت است. انساني كه داراي چنين خصوصيات نباشد، هر چند از نظر فهم و دانش در حد بالاي قرار داشته باشد، در مقاطع حساس و سرنوشت ساز نمي تواند تصميم لازم را بگيرد.
      يكي از ويژگي هاي شهيد اعتمادي اين بود كه او از شجاعت، قاطعيت و جرأت لازم برخوردار بود. از اين رو، او ديدگاه و مواضعش را با صراحت و بدون كدام ملاحظه ي بيان مي كرد. يادم است هنگامي كه در نيمه دوم سال 1362 اتفاقي در مالستان افتاد كه قلم از بيان آن شرم دارد، شهيد اعتمادي از طرف رياست حوزه دستور مي يابد كه براي تبليغ به سمت پشي و شيرداغ برود. او چون نمي تواند خواسته هاي آنان را برآورده كند و آن را بر خلاف مصالح مردم و حقيقت مي داند، ابتدا از اين ماموريت امتناع مي ورزد، اما با اصرار برخي افراد، اين ماموريت را مي پذيرد مشروط بر اين كه حقايق را براي مردم بيان كند و رياست حوزه مي پذيرد. وقتي از مأموريت، باز مي گردد، برخي افراد اعتراض مي كند كه مأموريتش آن طوري كه قرار بود انجام نداده است. او در پاسخ مي گويد: من با موافقت رياست محترم مشروط بر بيان حقايق براي مردم اين مأموريت را پذيرفتم، در غير اين صورت قبول نكرده و نمي رفتم.

2. مبارزه با ارتشا

امروزه يكي از ستم هاي كه مردم افغانستان از آن رنج مي برند و ميراث به جا مانده از دوران حاكمان ظالم و مستبد گذشته سدوزايي ها و آل يحيي است، فساد اداري است كه يكي از مصاديق بارز آن رشوه خواري مي باشد. اين امر مذموم و حرام به خاطر رايج شدنش در ادارات دولتي، به يك امر عادي و پيش پا افتاده در ميان مسئولان و مردم تبديل شده بود و امروزه نيز شايع و معمول است. اما پاك ترين اداره اي كه مردم مالستان در تاريخ تجربه كرده اند، اداره ي است كه در دوران جهاد برقرار بود، و اكثراً روحانيت در آن انجام وظيفه مي كردند. در عين حال چون مسأله ي ارتشا در ميان مردم يك امر عادي بود و مردم به آن خوگرفته بودند و طرفين دعوا گمان مي كردند، با دادن رشوه بايد دعوا را به نفع خود فيصله دهند، بعضا افرادي را با پيشنهاد رشوه، دچار لغزش مي كردند.
     يكي از ويژگي هاي شهيد اعتمادي مبارزه با پديده ي شوم ارتشا و رشوه خواري است. او در دوران فعاليت در «حوزه» براي ريشه كن كردن اين پديده ي ناميمون قاطعانه مبارزه و برخورد مي نمود، به گونه ي كه ميانه اش با برخي افرادي كه از دوستان صميمي اش بود، اما گرفتار لغزش شده بودند، به هم خورد. در ميان مردم نيز با اين پديده قاطعانه برخورد مي كرد. به ياد دارم داستاني را كه در يكي از مأموريت هاي شهيد اعتمادي اتفاق افتاده بود و ميان مردم نقل مي شد. در مأموريت كه براي حل و فصل دعوا، در يكي از مناطق داله مالستان مي رود، يكي از دو طرف دعوا براي او پيشنهاد رشوه مي كند، شهيد اعتمادي به ظاهر مي پذيرد، وقتي جلسه حل و فصل دعوا با حضور مردم برگزار مي شود، شهيد اعتمادي ابتدا به وعظ و نصيحت مردم مي پردازد، وانگهي شخص پيشنهاد دهنده رشوه را خواسته و به مردم معرفي مي كند و سپس در حضور مردم مجازات مي نمايد تا عبرتي براي ديگران باشد.

3. حق مداري

انسان ها را از نظر عمل كرد، مي توان به دو گروهي حق محور و خود مدار تقسيم كرد. براي گروه دوم آنچه مطرح است، تأمين منافع شخصي از هر راه ممكن است، در انديشه ي اين دسته، مدار و ملاك خود آنان هستند. اما معيار و ملاك عمل و رفتار گروه اول را حركت بر محور حق و حقيقت تشكيل مي دهد. يكي از ويژگي هاي شخصيتي شهيد اعتمادي حق مداري است. او هم در گفتار با بيان زيبا و صداي رساي كه داشت، مدارش حق و حقيقت بود به گونه ي كه برخي افراد جاهل به كنايه او را « وارث قرآن» مي خواندند. در حالي كه به حقيقت شايسته چنين لقب بود؛ زيرا او به عنوان يك عالم آگاه و روشن، در مواعظ و سخنراني هايش براي بيان معارف ديني، اخلاقي و روشنگري هاي سياسي محور را آيات و روايات معصومان به ويژه سخنان امير بيان« نهج البلاغه» قرار مي داد و هم در عمل محور حركتش حق و حقيقت بود و شواهد فراواني در اين زمينه از گفتار و رفتار او وجود دارد كه براي اختصار از آوردن آن ها خود داري مي شود.

4. مدير و مدبر

تدبير و چاره انديشي در امور يكي از ويژگي هاي انسان بلند همت است كه در شهيد اعتمادي وجود داشت. به عنوان نمونه هنگامي كه بعد از مدتي فعاليت در جبهه ي هنگي، وقتي دو باره به مدرسه ي علميه امام صادق باز گشت، مدرسه را به گونه مديريت كرده و جهت داده بود كه طلاب ساكن آنجا حتي در اوقات خارج از درس و مطالعه به مباحث علمي و مسايل روز مي پرداختند. وجود همين ويژگي توجه استاد« معلم طارق» كه تدريس زبان انگليسي را در مدرسه به عهد داشت، جلب كرده بود و با توجه به ساير ويژگي هاي كه در شهيد اعتمادي ديده بود، با صراحت بارها مي گفت: كه اعتمادي شخصي است كه به درد كارهاي مديريتي مي خورد.

د. غروب

حجت الاسلام شهيد اعتمادي در عمر كوتاه اما پرثمر و مفيدش براي جامعه، پس از سال ها خدمت در زمينه هاي مختلف فرهنگي، اجتماعي، سياسي و مديريتي، در هنگام انجام وظيفه و مأموريتي كه در منطقه ي باطور از توابع ولسوالي ناهور داشت، در ماه ذيحجة الحرام 1406ق به شهادت رسيده و به ملاقات معبود شتافت و به طور موقت در آنجا دفن و پس از يكسال پيكر پاكش به زادگاهش منتقل شده و در قبرستان اجداديش به خاك سپرده مي شود.
روحش شاد و يادش گرامي باد.

منبع
دست نوشته آقاي قنبر علي نهضت، در گفتگويي با پدر شهيد اعتمادي انجام داده، ارسال نمود.