زندگی نامه مرحوم حجت الاسلام و المسلمین استاد نجفی مالستانی(زه)

نوشته شده توسط ناصرعلی رحمانی/فصلنامه سخن صبا/شماره دوم/1390. ارسال شده در فرزانگان

 زندگی نامه علمی، فرهنگی مرحوم حجت الاسلام و المسلمین استاد نجفی مالستانی(ره)

 

مقدمه

بدون تردید، یکی از سودمندترین مطالب برای عامه ی مردم، بیان شرح حال و تبیین زندگی بزرگان و علماست؛ زیرا مردم با مطالعه ی زندگی بزرگان به الگوهای رفتاری دست می یابند و می کوشند زندگی خویش را بر مبنای زندگی آنان سامان دهند و از فضایل و اخلاق آنان الگو بگیرند. از همین روست که در قرآن کریم، ضمن بیان ویـژگیهای ایمان آورندگان و انسان های صالح، شرح حال برخی از مؤمنین نیز آمده است. این نوشتار، در صدد ارائه شرح حال و تبیین ویژگی های شخصیتی یکی از علمای بزرگ و از پیشگامان عرصه جهاد و مقاومت؛ حضرت حجت الاسلام والمسلمین مرحوم استاد نجفی مالستانی است. هرچند که شرح حال نگاری علمای بزرگی چون مرحوم استاد نجفی را در این چند صفحه نمی توان بیان نمود، با این وجود، گوشه های از زندگی علمی و ویژگیهای شخصی و شخصیتی آن عالم عامل سفر کرده را در اختیار خوانندگان و علاقه مندان قرار می دهیم.

 

الف: تولد و شخصیت علمی استاد نجفی

مرحوم حجت الاسلام والمسلمین استاد سید غلام حسن نجفی فرزند مرحوم کربلایی سید محمد طاهر در سال 1308ه. ش. در قریه حسن بلوچ، یکی از قریه های سرسبز مالستان در یک خانواده ی با تقوا و فضیلت پا به دایره ی هستی نهاد. بر اساس سنّت اسلامی، مرحوم پدرش با گفتن اذان و اقامه در گوش راست و چپ این کودک، و ریختن مقداری از تربت مطهر سید الشهداء در دهانش، عشق و شور حسینی را خمیر مایه ی وجودش می سازد و با ارادت خاصی که به اهلبیت پیامبر دارد، نام وی را «غلام حسن»؛ یعنی غلام سبط اکبر پیامبر می نهد. مرحوم نجفی در چنین خانواده مذهبی تربیت یافت و رشد نمود.

شخصیت علمی

استاد نجفی مالستانی از شخصیت های معروف و تأثیرگذار دوران جهاد بود که اینک به شخصیت علمی ایشان، در دو حوزه تحصیل و تدریس به صورت کوتاه اشاره می نماییم:

1) دوران تحصیل

مرحوم استاد نجفی پس از سپری نمودن دوران کودکی، خمیر مایة تمامی علوم و معارف بشری؛ یعنی «حروف الفبا» و دروس مقدماتی را از مرحوم پدرش می آموزد و ادبیات عرب را از محضر استاد ادبیات عرب، ادیب ادیبان، مرحوم علامه مدرس افغانی فراگرفته و با تسلط کامل در سطوح ابتدایی در سایه توجهات ویژه ی استـاد مـدرس، بنیه های شخصیت علمی استاد نجفی شکل می گیرد.

سپس برای ادامه تحصیل راهی حوتقل گردیده و سطوح متوسطه را در محضر مرحوم حجت الاسلام والمسلمین شیخ قربانعلی وحیدی به پایان می رساند.

استعداد سرشار، قوة حافظة کم نظیر، قدرت فراگیری و بهره گیری فراوان، اشتیاق بیش از حد به یادگیری، عشق به تعالی و پیشرفت، تمایل شدید به دانش اندوزی در همة علوم و فنون و شور رسیدن به حق، جسم و جان مرحوم نجفی را به سوی شهر علم و کمال و پایگاه ولایت و امامت؛ یعنی نجف اشرف به پرواز در می آورد و غبار هجرت علمی به نجف اشرف را، تن آرای وجود او می سازد. استاد نجفی در سال 1326 که بیش از 19 بهار از عمرش را تجربه نکرده بود خود را در مرکز خیزش و رویش علوم اسلامی؛ یعنی حوزه علمیة نجف اشرف می بیند و چون عاشقی دلداده ای که به وصال محبوب رسیده باشد، احساس آرامش و سرور می نماید.

اینک سعادت بزرگی نصیب وی گردیده است. دروازه های علم و معرفت از هر طرف به رویش باز است، حوزه پر آوازة و روح نواز نجف، اساتید و نخبگان علمی، مراجع بزرگوار تقلید و مهمتر از همه توفیق تشرف و پاپوسی حرم ائمه اطهار، احساس رنج و غربت را از وجود او می زداید و با علاقة تمام به فراگیری سطوح عالیه از محضر اساتیدی؛ چون مرحوم شیخ مجتبی لنکرانی و شیخ محمد کاظم و غیره که از اساتید برجسته و بنام آن دوره است می پردازد، سپس دروس خارج فقه و اصول را در پای کرسی درس مرحوم آیت الله العظمی خویی فرا می گیرد.

حضرت آیت الله اسلامی شهرستانی از آشنائی و ارادتش نسبت به مرحوم استاد نجفی می گوید: «مرحوم استاد نجفی در حجره ی مدرسه بخارائی ساکن و با جدیت و تلاش شبانه روزی، مشغول تحصیل بودند و در ضمن تحصیل، دروس سطح را تدریس می نمودند که من دروس سیوطی و حاشیه را در محضر ایشان تلمذ نمودم.»

هشت سال حضور در درس و بحث و حشر و نشر با مراجع و بزرگان شخصیت علمی استاد نجفی را به خوبی می سازد و او اینک به حق یک استاد ماهر و صاحب نظر است که می تواند دیدگاه های اساتید خودش را به چالش بکشد و نقد نماید. حجت الاسلام والمسلمین استاد امیری جاغوری که مدتی افتخار شاگردی مرحوم استاد نجفی را داشته است و از شاخصار علم و دانش ایشان بهرة فراوان برده است می فرماید: «وقتی استاد نجفی از حوزه علمیة نجف اشرف برگشتند شهرت علمی و بیان شیوایش ورد زبان همه ی علما و طلاب علوم دینی بود. از جمله نقل می شد که استاد نجفی روزی در پای درس حضرت آیت الله العظمی خویی از جا بلند می شود و با بیان شیوای خویش اشکالی را مطرح می نماید که استاد از جواب آن عاجز می ماند. استاد امیری می فرماید ما وقتی خدمت استاد نجفی درس می خواندیم از ایشان سؤال نمودیم این قضیه را که ما به این صورت شنیده ایم درست است یا نه؟ ایشان فرمودند: بلی، با اینکه ایراد کردن در اثناء درس آیت الله العظمی خویی بسیار کاری مشکل بود، روزی همچو قضیه پیش آمد من از جا بلند شدم و ایرادی وارد نمودم، استاد فرمودند: ایرادت وارد است و ظاهرا جوابی ندارد.»

در هر صورت، استاد نجفی در مدت هشت سال اقامت در حوزه علمیه نجف، با تلاش مجدّانه و شبانه روزی، بر قله های علم و دانش دست می یابد و خودش را با زیور علم وتقوا می آراید. در این هنگام، بانگ: «وَ ما كانَ الْمُؤْمِنُونَ لِیَنْفِرُوا كَافَّةً فَلَوْ لا نَفَرَ مِنْ كُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طائِفَةٌ لِیَتَفَقَّهُوا فِی الدِّینِ وَ لِیُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ إِذا رَجَعُوا إِلَیْهِمْ لَعَلَّهُمْ یَحْذَرُونَ. (توبه/122) مؤمنان همگی نتوانند سفر كنند، چرا از هر گروه از ایشان دسته‏ای سفر نكنند تا در كار دین، دانش اندوزند، و چون بازگشتند قوم خویش را بیم دهند، شاید آنان بترسند»، بازگشت به دیار خودش را برای او رقم می زند.

2) دوران تدریس

استاد نجفی در سال 1334ه. ش. به آغوش وطن باز می گردد، احساس وظیفه و تکلیف اجازه ی استراحت را از او گرفته است و بدون فوت وقت پرچم علم گستری و نشر علوم اسلامی را می افرازد و اولین حوزه ی درسی خویش را در قریه «غیغانتو» بازگشایی می کند و بر کرسی تعلیم و تربیت قرار می گیرد. وانگهی مدرسه خویش را در قریه «بغرا» انتقال داده و شاگردان زیادی از ساحات مختلف ولایت غزنی، ارزگان و ... پروانه وار شمع وجود او را احاطه می نمایند.

این دوره اوج فعالیت های علمی استاد نجفی است، جوانی و نیروی بدنی، سینه ای آکنده از علم، ذوق و علاقه به تدریس، شیفتگان علم را چون کبوتران عاشق به سمت و سویی او می کشاند، که در نتیجه شاگردان برجسته، ورزیده و فرهیخته از پای درس و مدرسه اش بیرون آمدند که امروزه هر کدام، از شخصیت های علمی و ممتاز منطقه هستند که منشاء برکات فراوان گردیده اند. حجت الاسلام والمسلمین استاد امیری از این دوره به عنوان یک دوره طلایی یاد می کند که استاد نجفی دروس سطح را تا کفایه با مهارت خاص و به صورت عالی تدریس می نمود. ایشان می فرماید: ما حدود ده نفر از طلاب جاغوری در محضر استاد نجفی بودیم که خانه ای را به جمع ده نفری ما اختصاص داده بودند و حضرت آغا آنجا را دانشگاه ممتاز نام نهاده بودند. با اینکه کتاب های کمک درسی و شروح در آنزمان نبود استاد نجفی دروس رسایل و کفایه را به صورت عالی تدریس می فرمودند.

استاد پس از سه سال تلاش مستمر علمی در سال 1345ه. ش. به درخواست بزرگان و محاسن سفیدان قوم خردگزایده به قریه علوم بلقسان منتقل می شود و پس از مدتی بزم علمی او در قریه سبزک دایر می گردد. تشنگان علم و معرفت دوباره از جاهایی مختلف دور شمع وجود استاد نجفی حلقه می زنند و از فضل، کمال و دانش استاد به خوبی استفاده می کنند.

بنابراین، می توان به جرأت ادعا نمود که شاید کمتر طلبه و عالمی پا به سن گذاشته در مالستان باشد که مدتی از محضر استاد نجفی بهره نبرده باشد. حضرت حجت الاسلام والمسلمین استاد عارفی مالستانی که مدتی در محضر استاد نجفی تلمذ نموده، در مراسم چهلمین روز عروج ملکوتی مرحوم استاد نجفی از ایشان، به عنوان استاد کل یاد می کند و می فرماید: «استاد نجفی استاد همهی ما بود. طلاب و علمای مالستان به صورت مستقیم و یا غیر مستقیم همه شاگرد حضرت استاد نجفی مرحوم اند از این جهت ایشان حق بزرگی بر ما و همة مردم مالستان دارند.»

در هر صورت، فعالیت های مستمر استاد در سنگر تعلیم و تربیت ادامه پیدا می کند تا اینکه انقلاب اسلامی افغانستان پدید می آید و مردم، قیام و جهاد شان را علیه حکومت کمونیستی آغاز می کنند. استاد نجفی، اینک در سنگر مبارزه و جهاد قـرار گرفته و فعالیت های سیاسی و مبارزاتی اش آغاز می گردد. مرحوم استاد نجفی که یکی از پیشگامان عرصة جهاد و مقاومت است، در تهییج و ترغیب مردم شریف مالستان در امر جهاد و مقاومت نقش ارزنده ای ایفا می کند. حضور استاد نجفی در صحنه های سیاسی و اجتماعی و نظم و نظام بخشیدن به امور اجتماعی و اداری مالستان سبب می گردد که برای مدت کوتاهی حوزه درسی ایشان تعطیل گردد که پس از یک وقفه، باردیگر استاد مدرسه اش را در قریه بلوغو فعال می سازد و تا آخرین دم حیات فعالیت های علمی و تربیتی خویش را ادامه می دهد.

ب) فعالیت های سیاسی و اجتماعی استاد نجفی

استاد نجفی از سال 1357ه. ش. و همزمان با حاکمیت دست پروردگان بیگانه در کشور، رسماً وارد فعالیت سیاسی می شود و همیشه در منبر و محفل و همه جا از جهاد و مبارزه با ظلم و فساد سخن می گوید از این پس او را گاهی در نقش یک مبلغ شجاع و بی باک و گاه در نقش یک مفتی بیدار و آگاه و یا پرچمدار و امیر و سردار و یا یک قاضی محتاط و دقیق می یابیم.

1. بر کرسی تبلیغ

در دوران سیاه حکومت طاغوت و دین ستیزان بیگانه پرست که دارایی های کشور و اموال عمومی به تاراج می رود و ارزش های دینی و الهی در خطر قرار می گیرد، استاد نجفی که شرایط و زمانه خویش را به خوبی می شناسد و آینده تاریک کشور و مردم و قساوت اربابان ستم را به شایستگی درک می کند، با صراحت تمام در مجالس و منابر، مردم را از سرنوشت هولناک و جنایات بی شمار حاکمیت بیم می دهد و ماهیت ضد دینی و ضد مردمی آنان را افشاء می نماید و بر پایداری و جهاد اصرار می ورزد تاجایی که از طرف حاکمیت وقت تحت تعقیب و جز کسانی که باید دستگیر شود، قرار می گیرد. به گفته ی سید عبدالعزیز موسوی نژاد، مرحوم استاد نجفی در این جوّ خفقان، جهت صیانت از جان خویش، با لباس مبدل، وارد حسن بلوچ می گردد و مدت40 شبانه روز در خانه ی برادرش سید گل خان مخفی می گردد و سپس تغییر مکان می دهد و مدتی را در شهرزایده جاغوری در منزل سید شیرخان عطایی بسر می برد. ایشان، در این مدت به تمام معنا اوضاع منطقه مالستان را زیر نظر دارد و با بقیه ی علما و متنفذین منطقه در ارتباط است.

2. بر مسند افتاء

در آن زمان که بعضی از نقاط افغانستان و هزارجات علیه حکومت شوریده بودند حکومت مالستان به منظور حفظ خویش و جلوگیری از شورش و قیام احتمالی مردم از مرکز ولایت درخواست نیرو می نماید، مرکز با این درخواست موافقت می کند و یک نیروی مجهز نظامی کمکی به مالستان می فرستد. در چنین شرایط بحرانی و نظامی، علما، محاسن سفیدان و متنفذین مالستان در منطقه خاکریزگ برای تصمیم گیری نهایی راجع به سرنوشت عمومی دور هم جمع می شوند بعد از شور و مشورت چشم ها همه به سمت استاد نجفی نشانه می روند تا آخرین سخن از میان دولب مبارک ایشان بیرون بیاید و وظیفه همگان را مشخص نماید.

مرحوم استاد نجفی با درایت و شجاعت تمام فتوای خویش را صادر می کند و اعلام می نماید که امروز جهاد بر همگان واجب است و باید همة مردم قیام کنند. بعد از این فرمان، قیام کم نظیر و آگاهانه ی مردم مالستان آغاز می گردد و مردم از همانجا به سمت میرادینه مرکز حکومت حرکت می کنند. از توصیه های جدّی استاد نجفی و دیگر علما، به مردم مبارز مالستان این است که اموال عمومی و دارایی های حکومت و هر آنچه از سلاح و مهمات به غنیمت گرفته می شود، حفظ و جمع آوری گردد و کسی حق ندارد به اموال عمومی آسیب بزند و کاری خودسرانه و بدون تدبیر انجام دهد.

3. فرماندهی و پرچمداری

با حرکت دسته های عظیم و بی سلاح مردمی به سمت مرکز حکومت، استاد نجفی و دیگر علما، پیشاپیش نیروهای مردمی قرار می گیرند و این حرکت و قیام مقدس مردم را رهبری و فرماندهی می نمایند. پس از درگـیری سه روزه که به سقـوط حکـومـت می انجامد استاد در رأس امور اداری مردم، مدت ها به نظم و نسق امور پرداخته و مدتی به حیث رئیس کل حوزه اداری مالستان ایفای وظیفه می نماید.

4. در مسند قضاوت

استاد نجفی مدتی به سمت رئیس کمیسیون قضا به ایفای نقش می پردازد. این وظیفه چه در پست های رسمی یا غیر رسمی از وظایف همیشگی ایشان بود؛ زیرا ایشان یک شخصیت مردم دوست و مردمدار بود که در قبال مشکلات اجتماعی مردم، خود را مسئول می دانست و هر مسئله ای مهم اجتماعی و سیاسی که در منطقه پیش می آمد با مشاوره و نظارت ایشان حل می گردید. از این رو، ایشان، در حل و فصل دعاوی حقوقی و اجرای دقیق حدود الهی در مورد راهزنان، بزه کاران و هنجار شکنان که مخل امنیت عمومی و آسایش مردم بودند، چه در مرحله صدور حکم و چه در مرحلة اجرا، سهم به سزا داشتند و برای حفظ و تأمین امنیت و آسایش مردم آنی درنگ نورزیدند.

استاد نجفی در روابط اجتماعی خود از نفوذ کلام، صداقت، جذابیت و محبوبیت خاصی برخوردار بود؛ به گونه ای که با همیاری علمای منطقه توانست، مردم مسلح و بی نظم و نظام را، در فضای بی حکومتی که زمینه هر نوع زور آزمایی و عقده گشایی در بین گروها وجود داشت، به راحتی انتظام ببخشد و گروه های جهادی را که در صحنه های مختلف سیاسی و اجتماعی رقیب همدیگر بودند، در کنترل قرار داده و از برخوردهای ناسالم و خشونت زا و خونین به خوبی جلوگیری نماید.

ج) ویژگی های شخصی و شخصیتی استاد نجفی

آنانی که از نزدیگ با استاد آشنایی و حشر و نشر داشتند به خوبی می دانند که سراسر زندگی استاد نجفی برای همگان بویژه اهل علم الگو و درس بود. اخلاق پسندیده و برخورد کریمانه ای او بر کسی پوشیده نیست؛ اما از باب ادای دین، برخی از ویژگی های شخصی و شخصیتی ایشان را بیان می نماییم.

1) سیمای نورانی و جذاب

مرحوم استاد نجفی چهرة نورانی و جذابی داشت، به گونه ای که نگاه به سیما و چهرة نورانی اش، انسان را به یاد خدا می انداخت. حجت الاسلام والمسلمین استاد علیزاده مالستانی که مدتی شاگرد مرحوم استاد نجفی بوده و وی را محبـوب و مـراد خویـش می خواند، در بارة چهره جذاب ایشان این گونه می نویسد: «قامت و قیافه ی جذاب و دوست داشتنی داشت، شمرده و ملیح سخن می گفت. خاطره ها و حکایت هایی را که نقل می کرد، شیرین بود و موضوعات علمی را که مطرح می نمود، مستدل و از منابع موثق بود.»

2) لهجه ی گیرا و استثنایی

استاد نجفی از لهجه و آهنگ خاص و استثنایی برخوردار بود. شاید به جرأت بتوان ادعا نمود که وی از این جهت در بخش غزنی نظیر نداشت. استاد علیزداه می نویسد: «مرحوم استاد نجفی خوش صدا و خوش لهجه بود، صدایش موسیقی خاصی داشت، آهنگ و لهجه اش گیرا و شیرین بود، در صبح های ماه مبارک رمضان بر بام خانه اش اذان می گفت و قبل از اذان مدت ده دقیقه مناجات می کرد. ما طلبه ها در آن زمستان سرد مالستان، تا اذانش تمام می شد در بیرون می ایستادیم و از استماع آهنگش لذت می بردیم. از مداحان حرفه ای زیباتر روضه می خواند آنهم از منابع موثق و معتبر و بیشتر اشعار سید حمیری، فرزدق و کمیت را با آهنگ دلربا می خواند.»

3) فصاحت و بلاغت

از ویژگی ممتاز دیگر مرحوم استاد نجفی بیان فصیح و بلیغ وی بود. استاد علیزاده می نویسد: «مرحوم نجفی، چه در صحبت های عادی و چه در منبر و موعظه و تدریس، فصیح و خوش بیان بود، بیانش گیرا و جذاب بود و صدایش بلند و دارای جوهرة مخصوصی بود، شیوه ی تدریس و گونه ی بیانش، شاگرد را به وجد می آورد، تعبیراتش، فنی و عالمانه بود. استاد نجفی در سخنوری ماهر و توانا بود در سخنان خود ترکیبات و واژه های زیبا به کار می برد، سخنانش دلنشین و شیرین بود، ولی حریص نبود زیاد سخن بگوید، همه ی سخنرانی و روضه اش از نیم ساعت تجاوز نمی کرد. او در عین این که زیبا سخن می گفت، زیبا می نوشت و خط زیبا داشت، به خصوص خط شکسته اش، در نوشتارش ترکیبات و تعبیرات ادیبانه و عالمانه به کار می برد و با بلاغت خاصی بسیار مختصر و کوتاه می نوشت.»

4) عطوفت و مردم دوستی

یکی از اساسی ترین وظایف عالمان و بزرگان دین، ترویج عطوفت و مهربانی، ایجاد برادری و عدالت اجتماعی در سطح جامعه است و این مسیر نیست مگر این که نخبگان و عالمان دین که مدعی اصلاح امور مردم هستند، خود دارای روابط مثبت و تنگانگی با مردم باشند و از روابط اجتماعی خوبی برخوردار باشند. عالِمی که از مسائل مردم و جامعه بی خبر باشد و به دور از مردم زندگی نماید نمی تواند مردم را هدایت نماید. استاد نجفی ارتباط وثیقی با مردم داشت و در کنار مردم و همدم مردم و جامعه بود او در روابط خود با جامعه و مردم چنان گرم و صمیمی و سرشار از عطوفت بود که برای احاد جامعه به مثابة پدر عطوف و معلمی غمخوار بود و مردم میان خودشان و او فاصله ای احساس نمی کردند و از این جهت، پروانه وار به دور او می چرخیدند و به وجودش افتخار می نمودند. استاد علیزاده مالستانی می نویسد: زنده یادـ استاد نجفی ـ مقام علمی، اخلاق و رفتار و متانت او، موقعیت او را در میان مردم تثبیت کرده بود، وقار و محبوبیتش چنان بود که هرگاه وارد مجلسی می شد، به احترام او همه از سرجایش به پا می خواستند.»

در هر صورت، دلسوزی و مهربانی استاد نسبت به مردم زبانزد خاص و عام بود. ایشان خوب به درد دل آنان گوش می داد و پای صحبت آنان می نشست و چون پدری دلسوز و برادری مهربان به مشکلات آنان رسیدگی می کرد و در رفع آنان می کوشید. او از رنج و محرومیت مردم رنجور می گردید و از خوشی و شادی آنان خوشحال و شادمان می شد. بارها اتفاق می افتاد که با شنیدن مشکلات طاقت فرسا و به خصوص فقر و درماندگی برخی خانواده ها اشک هایش سرازیر می گردید.

5) خوشرویی و برخورد شایسته بامردم

از خصوصیات اخلاقی دیگری مرحوم استاد نجفی، خوشرویی و خوش برخوردی کم نظیر ایشان بود که همگان به آن معترف هستند. او در جلسة درس یا در محفل دوستان و یا در جلسات مختلف دیگر، بسیار بذله گو و شوخ طبع بود. هنگامی که در جمع دوستان نزدیک خود شرکت می کرد از مطایبات پسندیده و مزاح نیکو پرهیز نمی کرد؛ زیرا اعتقاد داشت که باید در زندگی و ارتباط با مردم بشّاش بود و برخوردی شایسته داشت و تا آنجا که امکان دارد، برای مردم شادی آفرید.

استاد امیری می نویسد: «استاد نجفی فوق العاده خوش طبع بود و همیشه تبسم بر لب داشت و وقتی در جمع دوستان به خصوص اهل علم قرار می گرفت زمینه شادی و سرور دوستان را فراهم می نمود.» ایشان با بیان یک خاطـره ی زیبـا از استـاد نجـفی می فرمایند: «وقتی ما خدمت ایشان درس می خواندیم، آغا در ایام تعطیل به اتاق ما تشریف می آوردند، طلبه ای بود از دایزنگی که صدای زیبا و جذابی داشت و حمله حیدری را خیلی زیبا می خواند، او یکی از داستان های جنگی حمله را حفظ داشت ما متکای پشت سرش می گذاشتیم و او تکیه می داد و با آن صدای استثنایی خودش شروع به خواندن می کرد و بعضی از دوستان هم معنی می نمود، گاهی به عنوان شوخی اشتباه معنی می کرد و یک جلسه مفرّح به وجود می آمد، استاد نجفی مرحوم به اندازه ای می خندید که آب از چشمان مبارکش جاری می شد، رفقا هم می خندیدند.» استاد امیری در ادامه می نویسد: «آری استاد نجفی خیلی با طلبه ها صمیمی بود و برخورد خیلی دوستانه داشت. این اخلاق و منش بزرگورانه استاد، باعث شده بود که ما خیلی به او احترام بگذاریم و بسیار زیاد دوستش بداریم.»

استاد علیزاده نیز مرحوم استاد نجفی را این گـونه توصیـف می کننـد: «در معاشرت های اجتماعی، بی آلایش، خوش برخورد و به دور از تشریفات بود. در مجلس، سنگین و مؤدب می نشست و در حضور مردم بر متکا تکیه نمی کرد. آدم خوش طبع بود، مزاح و شوخی را دوست داشت.»

6) تواضع و فروتنی

استاد نجفی با این که مدت ها در میدان علم و وجاهت و مکانت علمی در منطقه ممتاز بود؛ اما در برابر یک طلبه مبتدی متواضع بود و در برخورد با همة مردم، معیارش کرامت انسانی بود از این جهت، دست پینه بسته یک کارگری عرق بر جبین نشسته را بر گرمی می فشارد. استاد امیری در ارتباط با اخلاق پسندیده و تواضع استاد نجفی می نویسد: «مدت زمانی که در خدمت استاد بودیم با این که از موقعیت اجتماعی در خور شأن، برخوردار بود و مردم مالستان محبت خاصی نسبت به ایشان داشتند، هیچ وقت پیش نیامد که از خود تعریف و تمجیدی کرده باشد، یا غیبت کسی را کرده باشد و یا کسی را به تنقیص یاد نموده باشد. از این جهت ایشان شخصیت فوق العاده، مهذّب و وارسته ای بود و هیچ گاه هم مورد اعتراض مردم قرار نگرفت با اینکه در طول انقلاب کمتر کسی پیدا می شود که مورد اعتراض مردم واقع نشده باشد.» استاد علیزاده نیز تواضع و فروتنی استاد نجفی را می ستاید و وی را عالم وارسته ی می داند که از فضل فروشی و خود نمایی متنفر بود. ایشان می نویسد: «مرحوم سید غلام حسن نجفی، با آنکه به راستی شخصی عالِمی بود و به معنای واقعی استاد بود، متون درسی حوزوی را استادانه وارد بود، ادبیات عالی داشت، بر فقه و اصول مسلط بود، در منطق و فلسفه کاملاً وارد بود، در بیان و بلاغت تخصص داشت، درس های که می گفت، از روی شروح نبود، تقریرات درس حاشیه ی ملا عبدالله را که برخی از شاگردان وی نوشته بود، بهتر از شروح متداول بود. ولی حقیر که متوجه حالات و حرکات او بودم، هرگز ندیدم که آن مرحوم حالت خود نمائی به خود بگیرد، فضل و علم بفروشد، خود را دانا و دانشمند نشان دهد و به ادعای گزاف و تمجید خود بپردازد، با آنکه شخصیت قابل تمجید بود. آن مرحوم نیاز نداشت که خود نمائی و فضل فروشی نماید؛ زیرا از نظر روحی در خود احساس کمبود نمی کرد، او به حق از علم و هنر انسانی و کمالات روحی برخوردار بود؛ چه، کسی به علم و هنر تظاهر می کند و فضل می فروشد و به تحقیر و توهین دیگران می پردازد که در درون خود احساس کمبود کند و بدین وسیله کمبودهای خود را جبران نماید.»

7) زهد و ساده زیستی

استاد نجفی چه در طول سال های تعلیم و تدریس و چه در سال های که در رأس امور اداری و قضایی منطقه قرار داشت؛ یعنی در اوج شهرت و اقتدار، زندگی ساده و زاهدانه را پیرایة خویش ساخته بود. سفرة منزلش برای فقیر و غنی یکسان، با فقرا و خاکیان همنشین و مألوف بود.

از چاپلوسی و تملق بیزار بود و دست تملق به پیش مخلوق دراز نکرد. استاد علیزاده می نویسد: «مرحوم استاد نجفی از تملق و چاپلوسی مبرا و منزه بود. تملق؛ یعنی آنکه کسی، کس دیگری را از روی ترس یا طمع، بیشتر از ارزش و شخصیت او تمجید و احترام نماید و بدینوسیله خود را پیش او ذلیل و کوچک نماید. متانت و عظمت روحی و شخصیت علمی مرحوم استاد نجفی مالستانی، آنچنان بود که ترس و طمع رسیدن به منافع شخصی و مادی او را وا نمی داشت که پیش کسی تملق کند و یا بدون موجب از کسی تمجید و احترام نماید؛ بلکه تمجید و احترام او از کسی، به خاطر خلق وخوی و شخصیت انسانی او بود. در هر صورت، با آنکه وضعیت زندگی اش خوب و رضایت بخش بود، ولی ساده و بی تشریفات بود.»

قناعت ورزی حرفه اش بود. بهترین دلیل این است که در تاریخ زندگی او سراغ نداریم کسی به شوخی و یا از روی حسادت و مرض، اتهام پول دوستی و رشوه گیری و غیره را به ایشان نسبت داده باشد.

8) عشق به اهلبیت عصمت و طهارت(ع)

استاد عاشق اهلبیت عصمت و طهارت(ع) بود و بر خود می بالید که خادم و ذاکر و روضه خوان این خاندان محسوب می شود، وقتی با حزن و نوای غمناگش مصیبت و روضه می خواند و یا در پای منبر و روضه می نشست قطره های اشکش چون ابر بهاری بر گونه هایش می غلطید و دیگران را نیز شدیدا متأثر و منقلب می ساخت.

استاد در ایام محرم، هر شبی را در یک منبر و تکیه خانه حسینی منبر می رفت، حقیر به خوبی به یاد دارم، شبی که در منبر و تکیه خانة ما می آمد، مردم زن و مرد ساعت ها زود تر از شب های دیگر در حسینیه جمع می شدند و آن شب، شب به یاد ماندنی می گردید. وقتی استاد روی منبر قرار می گرفت و با آن لهجه و بیان شیوایش، به ایراد سخن می پرداخت، مردم از اول منبرش تا آخر که روضه می خواند و دعا می فرمود، های های گریه می کردند و در پایان، مردم با احساس وصف ناپذیر، به عنوان تشکر و سپاسگذاری بر دستان مبارکش بوسه می زدند و با او خدا حافظی می نمودند.

از آن طرف استاد نجفی، نسبت به دشمنان اهلبیت عصمت نیز بی اعتنا بود و تنفر عجیبی داشت به عنوان مثال در دوران حاکمیت طالبان با توجه به تکریمی که از ایشان به عمل می آید و منصب قضاوت همراه با مستمری و تعیین مواجب رسمی به ایشان پیشنهاد می شود، با شجاعت تمام این پیشنهاد را رد می کند؛ زیرا حاکمیت را حکومت جور و متصدیان حکومت را دشمن اهلبیت می داند.

با این اوصاف سرانجام این فرزانه ی خردمند، بعد از 77سال خدمت و تلاش پیگیر و مداوم، در تاریخ 18/9/1385ه. ش. رخ در نقاب خاک کشید که نام و آوازة بلندش و خاطرات خوش زندگی مملو از رشادت و ارشادش در اذهان همه جاودانه خواهد ماند. روحش شاد و جایگاهش رفیع باد.

مستندات

1- عبدالقیوم امیری جاغوری, بیوگرافی استاد سید غلام حسن نجفی. (دست نوشته ای کوتاه)

2- عزیزالله علیزاده مالستانی, کمالات خَلقی و خُلقی استاد نجفی (دست نوشته ای کوتاه)

3- استفاده از اطلاعات شفاهی برخی افراد اهل اطلاع