ياد نامه آخوند ملا براتعلي شيرداغ معروف به آخوند شيرداغ

نوشته شده توسط : سلمان علی زکی/فصلنامه سخن صبا/شماره هفتم/1391 زکی. ارسال شده در فرزانگان

 

 مقدمه
سرزمین افغانستان مهد رویش و پرورش چهره های فرهیخته علمی، فرهنگی و هنری فراوانی بوده که در اثر ناآرامی ها و نا به سامانی های اجتماعی در زیر خروارها گرد و غبار حوادث و تحولات ناخواسته و ویرانگر اجتماعی گمنام مانده و فرصت شناسایی و معرفی این چهره ها میسر نگردیده است. ازاین رو، نسل حاضر کاملاً از مفاخر اجتماعی و علمی جامعه بی خبر بوده و احساس می کند، که ما در تاریخ کشور خود مفاخر علمی، اجتماعی و فرهنگی نداشته ایم. در حالی که نقطه نقطه ای این سرزمین، مهد علم و دانش بوده و شاهد شکوفایی چهره ها و شخصیت های فرهیخته و نامدار در عرصه های گوناگون علمی و فرهنگی است، که در نشر فرهنگ و اندیشه دینی و تمدن بشری، نقش عظیم داشته و خدمات شایسته و انکار ناپذیری در این عرصه ها انجام داده و آثار گران سنگ و ارزشمندی از خود به یادگار گذاشته اند. كه یكی از این چهره‌های ماندگار و مفاخر علمی مرحوم ملا براتعلی فرزند غلامعلی، فرزند محمدعلی از چکتمورشیرداغ است كه ذیلاً مختصر از زندگی‌نامه ایشان را به خوانندگان تقدیم می‌كنیم.


محل تولد، زندگی و تحصیلات


از آنجا كه، مرحوم محمدعلی پدر کلان مرحوم آخوند از شیرداغ به جاغوری مهاجرت کرده بود، مرحوم آخوند در جاغوری متولد شد وسالها در مناطق سبز چوب و قادی  زندگی کرد، تحصیلات ابتدایی را در مناطق مورد سکونت پدر فراگرفت و تحصیلات تکمیلی را در نزد مرحوم شیخ الاسلام در حوتقل، آخوند کربلای عبدالعلی لعلچک در مالستان، و ملامحمدافضل ارزگانی فراگرفت.


تأسیس مدرسه و تعلیم معارف دینی


مرحوم آخوند پس از سالها دوری از وطن، در حالی که ملا امام قریه حسینی از ولسوالی ارزگان خاص بود با در خواست و استقبال بی مانند مردم شیرداغ به وطن باز گشته در قلچال در مدرسه موقوفه ی متشکل از دو باب سیاه خانه که توسط ملاقاسم علی لومانی معروف به ملا جولو، پایه گذاری شده بود، سکنا داده شد و به مدت سی سال تا زمان که مدرسه جدید آباد گردید، در آن به تعلیم معارف دینی برای بیش از شصت نفر طلبه در روز در دو شیفت قبل و بعد از ظهر پرداخت.


ویژگی‌های شخصیتی آخوند


زهد، تقوا و پارسایی آخوند همراه با دانش فقهی و تبحر ایشان در طب گیاهی از او چهره بی مانندی ساخته بود. مشتاقان به مجلس درسش از ولسوالی های ارزگان، زابل، مالستان و جاغوری  اطراف شمع وجودش گرد آمده بودند. مراجع عصر: آیات عظام سید ابوالحسن اصفهانی و سید محسن طباطبایی حکیم، در غیاب برایش وکلات نامه فرستاده بودند. آوازه دانش و تدین آخوند عالمان سنی مذهبی چون ملا گلاب الدین قندهاری مشهور به ملا گلابو، متبحر در دانش فقه، حدیث و تفسیر را از قندهار به شیرداغ جهت مباحثه علمی می کشاند و حیرت زده دانش و زهد او بر می گرداند. حاکمان گردن کشی را که از آوازه و نفوذ او در رنج بودند به مدرسه محقرش می کشاند
و مطیع تر و مریدتر از دیگران بیرون می کرد. عامه مسلمانان اهل سنت همجوار را شیفته و مشتاق گفته هایش می ساخت، مراودات بین شیعیان و اهل سنت همجوار و کوچی‌های اطراف را روز افزون، کینه ها و تعصب های کور را کاهش داده روح اخوت و برادری را توسعه می داد. آموزش معارف دینی را از شکل مدرسه ی اش خارج کرده در دل خانواده ها می برد و در کنار پرورش تربیت مجموعه آشنا با شریعت، جامعه متشرع تربیت می کرد، به گونه ی که مردمان شیرداغ در عصر آخوند نسبت به هر زمان
دیگر آگاه ترین به مسایل دینی و منقاد ترین در اجرای احکام شرع بوده اند. و آشنایی شان نسبت فروعات دین  نظیر احکام نماز و روزه و تادیه وجوه مالی مانند خمس و زکات در موعد مقرر و همدلی شان در مسایل اجتماعی را نمونه‌ی در دوران متاخر از او نمی توان یافت.


تأسیس كتابخانه

علاقه وافر ایشان به علم و دانش سبب شده بود مجموعه ی گرانبهایی را از بهترین کتاب ها در کتابخانه اش فراهم نماید که به خاطر مهاجرت فرزند مرحومش شیخ عبدالعظیم فیاض  به جمهوری اسلامی به مشتاقان از جاغوری فروخته شد و قسمتی اندکی از آن هنوز در کتابخانه حوزه علمیه شیرداغ موجود است.


وفات آخوند


مرحوم ملابراتعلی در سال 1349دار فانی را وداع گفت. پس از در گذشت غمبارش به ترتیب کهنسالان منطقه که با او دمخور بوده اند دنیا را وداع گفته اند دیگر خاطرات مجالس و محافل آخوند از زبان آن ها شنیده نمی شود، اما آوازه نام نیک او، در تدین، زهد و پارسایی، مدرسه متروک مانده اش در غربت شیرداغ و وثایق شرعی)مبایعه نامه ها فیصله‌نامه و...) به یاد گار مانده از او هنوز می تواند یادش را در دل ها زنده نگهدارد. ولی چراغ فروزان خلق و خویش را تمثیل کننده ی اگر نباشد که نیست، چراغ دل را به کجا می توان آویخت. و..