زندگی نامه آیت الله شیخ محمد سرور فلسفی مالستانی (ره)

نوشته شده توسط خالقداد ناصری/لیسانس ارتباطات/فصلنامه سخن صبا/شماره سوم/1390. ارسال شده در فرزانگان

مقدمه
آثار و زندگی نامه شخصیت های دینی، فرهنگی و سیاسی یک جامعه افتخار برای معرفی جامعه و شاخص اعتبار آن به حساب می آید. یکی از وظایف مهم فرهنگیان و قلم به دستان، حفظ آن است  تا برای نسل آینده به عنوان یک سند زنده باقی بماند. متأسفانه در اثر ستم و تبعیض های ناروا نسبت به قوم هزاره که از ناحیه ای حکومت های پشین تحمیل گردیده بود زمینه ای برای معرّفی شخصیت های علمی و سیاسی ما فراهم نبوده است و بسیاری از نخبگانی که در قید حیات نیستند به فراموشی سپرده شده بودند که از آن جمله می توان آیت الله محمد سرور فلسفی (ره) را نام برد. مرحوم فلسفی یکی از برجسته ترین چهره های فرهنگی افغانستان است که به درستی معرفی نشده است. البته جای خوشحالی است که در سال های اخیر، با ایجاد فضای باز سیاسی در کشور زمینه ی فراهم شده است و قلم به دستان شروع به فعالیت های فرهنگی و معرفی فرهیختگان ملی و دینی نموده اند. تدوین این زندگی نامه در همین راستا انجام شده است تا بیانگر شمه ای از شرح حال مرحوم فلسفی باشد.


1. زادگاه، تحصیلات و اساتید
هر چند از تاریخ تولد مرحوم علامه محمد سرور فلسفی اطلاع دقیقی در دست نیست  اما از نوشتار کسانی که تاریخ زندگی آن حکیم الهی را به رشته ی تحریر آورده اند  می توان به دست آورد که تاریخ تولد وی  در فاصله سالهای 1290و 1305 شمسی بوده است. وی در قریه «گودال» میرادینه مربوط به حصه دوم مالستان چشم به جهان گشود. تحصیلات ابتدایی خویش را نزد روحانیان محل، آغاز کرد. سپس به تحصیل ادبیات عرب پرداخت و از محضر عالمان عصر خویش از جمله عبدالعلی کربلائی (ملامحسن) و برخی روحانیان محل، ادبیات عرب، منطق، فقه و اصول را فراگرفت.


مرحوم فلسفی مالستانی برای ادامه تحصیل و تفقه، در حدود سال 1325 به سوی عتبات عالیات رهسپار شد. در حوزه علمیه نجف اشرف نزد علمای معروف و اساتید برجسته آن حوزه کهنسال تشیع همچون آیات عظام شیخ جعفر کاشف الغطاء، سید ابوالحسن اصفهانی، ضیاءالدین عراقی و محمد حسین اصفهانی تلمذ نمود؛ و از بوستان دانش حوزه بزرگ نجف اشرف خوشه-های علم معرفت چیده، جان تشنه خود را سیراب نمود.  و در رشته های فقه، اصول، فلسفه، تاریخ و عرفان با زحمت و جدیت، چندین سال تحقیق کرد. در سایه سعی وافر و با ذهن نقاد و حافظه قوی خود، توانست به نحو تحسین بر انگیز رشد کرده به مرحله عالی دانش و معرفت صعود کند. وی با چنین دستمایه گرانبها در سال 1355قمری تحصیلات خویش را به پایان برده کشور عراق را به مقصد زادگاهش مالستان ترک کرده و مشغول خدمت به جامعه خویش گردید.


2. دوران تدریس
مرحوم فلسفی مالستانی، پس از ورود به زادگاه خویش، مسجد روستای گودال را به عنوان مدرسه و آموزشگاه در آورد و تعلیم و بازدهی علمی و پروش محصلان دینی را آغاز کرد، همه کتاب های درسی حوزوی را از ادبیات عرب تا سطوح عالی باتسلط و تواضع تدریس می نمود.
آقای شیخ حسن عادلی می گوید: «مرحوم فلسفی در حدودی بیش از ده سال در مالستان اشتغال به تدریس داشت و بنده به مدت سه سال خدمت ایشان تلمذ کردم. در آن مدت قوانین، جلد دوم لمعه و شرح منظومه را نزد ایشان فراگرفتم. در آن زمان طلابی از مناطق مختلف در مدرسه ایشان مشغول به تحصیل بودند که بعداً هر کدام از علمای برجسته عصر خود شدند».


3. قضاوت و داوری بین مردم
مرحوم فلسفی با اینکه سمت دولتی نداشت اما در حل مسائل اختلافی بین مردم نقش اساسی داشت. سعی می کرد در صورت لزوم برای  احقاق حق مردم در برابر قاضی وقت، قد علم کند و با قدرت و توانایی علمی از حقوق مردم دفاع کند. متأسفانه برخی به خاطر جهالت نه تنها همکاری نمی کرد چه بسا گاهی درد سر و گرفتاری برای ایشان درست می کردند و همین مسأله باعث می شد که کمتر از وجود علمی آن مرحوم استفاده شود.


ویژگی های شخصیتی مرحوم فلسفی


1. شوخ طبعی و صراحت لهجه
مرحوم فلسفی، شخص شوخ طبع بوده و زیاد فکاهی می گفته است و در صراحت گوئی مرد ممتاز بوده است. به عنوان نمونه در باره صراحت لهجه وی گفته می شود: در یکی از روزها که هم روز عاشورا و هم روز درگذشت مرحوم سید هاشم فاضل (وکیل مالستان) بود مردم میرادینه و اقوام حاجی عموما برای تشییع جنازه ی او در منبر قول آدم با پرچم و هیئت های سینه زنی حضور یافته بودند و به خاطر ماتم عاشورا و فوت مرحوم فاضل، اشک ریزان بودند. ولسوال منطقه با عده ای از پرسنل ولسوالی نیز حضور بهم رسانده بودند، مرحوم فلسفی بالای منبر می رود و در حین خطبه خواندن،  به طرف مسئولین دولت وقت، اشاره کرده و می گوید: «ولعنه الله علی اعدائهیم اجمعین».


از بزرگان نقل شده است که ایشان در یکی از مسافرت هایش روی طویله حیوانات نماز می خواند و مورد اعتراض قرار می کیرد مبنی بر اینکه زیر طویله، فضله حیوانات است با وجود این فضله ها چگونه نماز می خوانید؟! شیخ در جواب وی می گوید با وجود فضله های فراوان در شکم تان چگونه نماز می خوانید؟!


2.حافظه قوی
از مرحوم شیخ عزیزالله قره باغی که با مرحوم فلسفی مالستانی همکلاس بود در باره حافظه ای قوی وی نقل شده است:
 «سالی که آیت الله فلسفی از سفر حج برگشت، مردمی که تا بادیه علوم، راباط و شنیده به استقبال آمده بودند، وقتی دوباره در خانه اش با او مصافحه می کردند، می گفت ترا در فلان جا دیدم. وی درحاضر جوابی از نادر مردان روزگار بوده است. مشکل ترین پرسشها را بالبداهه جواب می گفت. قرآن را کاملا حافظ بود».


3. تسلط و جامعیت علمی
یکی از شاگردان مرحوم فلسفی مالستانی جناب حجه الاسلام و المسلمین آقای شیخ حسن عادلی مالستانی در باره ی توانایی علمی وی می گوید: ایشان در علوم تاریخ، فلسفه، و حکمت الهی برازنده بود و در علوم ریاضی و جغرافیا اطلاعات قوی داشت و هنگام تدریس هر آنچه از فلسفه و حکمت سؤال می شد باقاطعیت و دقت جواب می گفت و نیاز به مراجعه کتاب نداشت. در موقع تدریس منظومه برای تنقیح مطلب به اسفار ملاصدرا استناد، و نظر ایشان را مطرح می کرد. ایشان در علوم اخلاق و کلام  نیز سرامد روز گار خویش بود. هرگاه از یک مسئله ای مربوط به علوم یاد شده سؤال می شد به طور مفصل جواب می داد. یکی از توصیه ایشان این بود که طلاب، باید ادبیات را خوب بخوانند و علم کلام بدون نحو، صرف، معانی و بیان و بدیع همانند طعام بدون نمک است.  


او در هنگام تدریس نه یک تفهیم گر ،  بلکه یک استاد  ماهر و نظریه پرداز بود و چه بسا درس را بعد از اینکه خوب القاء می نمود، از اساس رد می کرد و نظریه خود را به کرسی می نشاند.
 

مرحوم فلسفی پشت کار و مطالعه زیادی داشت. هر کتابی را که مطالعه می کرد به آن حاشیه می زد و درنهایت نظر شخصی خودش را با قلم خودش بیان می کرد. این مطلب به اندازه-ای آشکار بود که هر کسی با روش ایشان آشنا بود می دانست که این کتاب را استاد خوانده و نقد کرده است لذا
مرحوم فلسفی از ذوق عرفانی و سلوک عملی نیز بی بهره نبود و با عارفان بزرگ اسلامی چون مولوی، حافظ و دیگران مآنوس بود و قسمت های اعظم دیوان حافظ و مثنوی را از حفظ بود، مخصوصاً با مثنوی انس و الفت عجیبی داشت و عاشق پاکباخته مولوی بود، در مناسبت هایی که پیش می آمد نمی توانست از قرائت اشعار بلند «مثنوی» خود داری کند و چنان با شور و حال می خواند که مجلس را منقلب می نمود.


4. اعتماد به نفس قوی
اعتماد به نفس از جمله ویژگی های مهم مرحوم فلسفی بود. باید توجه داشت. ایشان در عصر حکومتی زندگی می کرد که اختناق، کاملا بر مردم حاکم بود. علما به خاطر ستم حکومت ظاهرشاه و داود خان، به تقیه رو آورده بودند و برای حفظ جان، از بیان حقایق می ترسیدند. مرحوم فلسفی در چنین موقعیتی به بیان حقایق می پرداخت و از کسی هراس نداشت. چه بسا علمای هم دوره خود را به خاطر سکوت در برابر ظالم مورد نکوهش قرار می داد. با کمال شجاعت و صراحت لهجه، مطالب مورد نظر خود را در برابر مسئولان حکومت وقت بیان می کرد.


5. توانائی در خطابه
یکی از ویژه گی های مهمی ایشان که نقش اصلی را هم در بیداری مردم داشت و هم در معرفی شخصیت خود آن مرحوم کمک کرد. فصاحت و بلاغت و بیان شیوای او بود. زمانی که لب به سخن می گشود و درمقام بیان و توضیح مطلب برمی آمد به در یا می ماند که امواج خروشان و توفنده ای ایجاد می نمود و گوهرهای درخشان معارف قرآن و اهلبیت (ع) را به ساحل می آورد، و آنچه برزبان او جاری می گردید همان انعکاس موجی بود که از اقیانوس بیکران علم و معرفت و معنویت وجود او سرچشمه می گرفت و جانهای تشنه و مشتاق را سیراب می کرد. گاهی چنان بود که ساعتها سخن می گفت و مثل عاشق دلداده سر دلبران را فاش و از کوی دوست روایت می-نمود؛ اظهار ارادت و اخلاص از سر صدق و صفا به پیشگاه آل رسول زهراء بتول می کرد و خود در دریای عشق و محبت آن خاندان پاک و ثقل اعظم غوطه ور بود، و چه بسا از خود بی خود می-گردید جسم شان در میان جمع بود و روح شان با ملکوتیان.


5. توانایی در مناظراه
مرحوم فلسفی در فن مناظره از قدرت و توانایی فراوانی برخوردار بود و هرکس یارای ایستادگی در برابر او را نداشت. ایشان خلف صالح و از پرورش یافتگان مکتب فکری متفکران بزرگ جهان اسلام چون بوعلی سینا، خواجه نصیر الدین طوسی، صدرالمتألهین شیرازی و ملاهادی سبزواری و... نادره دوران خود بود با کمال تأسف مردم نتوانستند از علم و کمال او استفاده کامل را ببرند. او در واقع از زمان خود جلوتر زندگی می کرد، کلام و اندیشه او فراتر از فهم مردم آن روز بود. اما آنچه او را شهرت و در میان مردم مناطق مرکزی معروف و محبوب قلبها ساخته بود قدرت بیان و مهارت در مناظره بود؛ چنانکه مناظره ایشان با علماء برادران اهل سنت در قندهار، ارزگان، دایچوپان و... بسیار شنیدنی و جالب است و حاکی از معلومات وسیع و احاطه او بر منابع فقهی، روایی و کلامی ... می باشد بعضی از علمای متعصب و مغرض که تفرقه و عناد مذهبی را به نفع خود می دیدند با تحریک آشکار و پنهان بعضی از عوامل دولت وقت، به تبلیغات سوء و ناروا علیه برادران شیعه خود می پرداختند و طوری وانمود می کردند که کیان اسلام از ناحیه همین شیعیان در خطر است و زود است که درخت اسلام توسط هزاره های شیعه از ریشه قطع گردد. حتی در بعضی از نواحی مجاور مناطق شیعه نشین کینه ورزی و عناد را به حدی رسانده بودند که برادران شیعه را کافر و نجس قلمداد می کردند و از معاشرت با شیعیان نهی می کردند.
البته این عمل، مورد نفرت و انزجار برادران اهل سنت نیز قرار می گرفت و افراد فهمیده و دور نگر چه بسا عرض حال به خدمت شیخ می بردند و چاره کار را به دست ایشان می دیدند و زمینه مباحثه و گفتگو را فراهم می نمودند. در چنین جلساتی بود که شیخ با منطق نیرومند خود حریفان را از پا در می آورد و چون توفان خصم را درکام خود فرو می برد. او مانند یک سرباز فداکار از حریم عقیده و آرمان بلند تشیع و مرزهای فکری آن، مردانه دفاع می نمود. وظیفه خود می-دانست که با تمام وجود در خدمت حق و حقیقت باشد. در این راستا بود که یک تنه به جنگ متعصبان جاهل و جاهلان متعصب می رفت  همه آنهارا مقهور می نمود. او در واقع پرچمدار بزرگ حریم ولایت و مرزبان حماسه جاوید بود و خوب این مهم را به انجام می رساند.


 در این جا لازم است که به یک مورد از مناظره ایشان به عنوان نمونه اشاره کنم:
مرحوم شیخ سرور فلسفی در هنگام باز گشت از عراق به طرف افغانستان از حسن اتفاق  با مرحوم آیت الله شیخ عزیزالله غزنوی همسفر شد. هنگامی که آنان به شهر قندهار رسیدند برای ادای نماز ظهر و عصر به یکی از مساجد شتافتند. با آن که نماز جماعت برادران اهل سنت در آن منعقد شده بود، آنان به جماعت نپیوسته به صورت انفرادی نماز خواندند.


این عمل آنان، توجه نمازگزاران را که در آن زمان به دلیل سیاست تعصب آمیز و تفرقه انگیز رژیم کابل از عقاید و باورهای برادران شیعه خود بی اطلاع بودند، جلب کرد و سؤال هایی را بر انگیخت که به تدریج به گوش امام جماعت و برخی علمای شهر و مسئوولان قضایی رسید. قاضی شهر با دعو ت از دو عالم یادشده به ساختمان قضایی، مجلس مناظره و مباحثه بین المذاهب برگزار کرد و مرحوم فلسفی با مهارتی که در علوم اسلامی داشت و با کمک حافظه نیرومند خویش توانست جوابهای قانع کننده ای از کتابهای فقهی، حدیثی تفسیری اهل سنت در پاسخ به شبهات و انکار های علمای حاضر بدهد و موفق و پیروزمند از آن مناظره بیرون بیاید؛ در نتیجه قاضی هدایا و جوایزی را به او و همسفرش مرحوم غزنوی تقدیم کرد البته فرد اخیر از پذیرش آن خودداری کرد اما اوخود، آن را پذیرفت.


5. وفات آیت الله فلسفی
مرحوم شیخ سرور فلسفی (ره) در سال 1353شمسی دار فانی را وداع نمود. با تاسف، از خرمن علمش خوشه ای چیده نشد و با سینه ای مالامال از علم به دیار باقی شتافت. گوئی وی پیش از زمان خود بود بدنیا آمده بود و زمان از درک وی عاجز بود.

مستندات


1. حجه الاسلام و المسلمین شیخ حسن عادلی از شاگردان مرحوم فلسفی ( مصاحبه: از حسین صالحی)
 2. استاد علی زاده مالستانی (بر گرفته از دست نویس ایشان)
 3. علی مدد شریفی (برگرفته از وبلاک جانباز. (www.janbazfg.blogfa.com)
 4. عبدالمجید ناصری داوودی، مشاهیر تشیع در افغانستان، قم: مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، چاپ اول، 1379ش، ص149-148)