زندگی نامه شهید معلم غلام حسن اخلاصی

نوشته شده توسط سلمان نوری/فصلنامه سخن صبا/شماره سوم/1390. ارسال شده در فرزانگان

  ما مفتخر به پیرو کسی هستیم که می گوید:
   «مرگ در زیر لحاف ذلت است.» 

(رهبر  شهید استاد  مزاری(ره)


مقدمه

انقلاب اسلامی افغانستان با همه ی تلخی ها، مرارت ها، مصیبت ها و مشكلات گوناگون و فراوان برای اقوام و ملیت های مختلف ساكن افغانستان، از جهاتی برای آن ها به ویژه  ملیت های محروم و بالاخص شیعیان دستاوردهای مهمی در پی داشته است. مقایسه و مطالعه ی وضعیت قبل از قیام و نهضت اسلامی مردم علیه حكومت دست نشانده و بعد آن، به خوبی این دستاوردها را آشكار می سازد.
ملیت های محروم در دوران حكومت های گذشته، از محرومیت ها، مظلومیت ها و كاستی های فراوانی در بعدهای مختلف اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و... رنج می بردند كه در واقع ملت ما میراث دار این همه محرومیت ها بوده است. تغییر دولت ها و تبدیل نظام شاهی به جمهوری با جلوس داوودخان بركرسی ریاست، هیچ مرهمی بر زخم كهن و ناسور ما نگردید زیرا همه ی حكومت های گذشته خط مشی سیاسی واحدی برتری طلبی، تبعیض نژادی، مذهبی و قومی را دنبال می كردند.

در اثر همین اعمال سیاست برتری طلبی و تبعیض، ملت ما در دوره های مختلف گذشته، از صحنه سیاست و فرهنگ و آموزش كشور دور نگهداشته شده و با انواع مختلف مشكلات در زمینه های گوناگون دست و پنجه نرم كرده و به زندگی خود ادامه می دادند. اما با وقوع انقلاب و قیام مردم علیه حكومت وقت و به دنبال آن مهاجرت به كشورهای همسایه و وجود زمینه ی نسبی تحصیل، در بعد فرهنگی از نظر تعلیم و تربیت پیشرفت هایی داشته اند و با پیروزی مجاهدین و تشكیل حكومت جمهوری اسلامی زمینه ی بیش تر تحصیل در داخل كشور برای فرزندان ملت ما آماده گردید و اینك هزاران محصل در مقاطع مختلف از ابتدایی گرفته تا دانشگاه مشغول تحصیلند.

در بعد سیاسی نیز ملت ما كه از دخالت در سرنوشت سیاسی شان محروم و در سطح بین الملل ناشناخته بود، با جهاد و مبارزه ی مجاهدان دلیر و سرافراز مردم ما در برابر اشغالگران و مقاومت در برابر زیاده خواهان در غرب كابل و مناطق دیگر، باعث مطرح شدن و شناسایی مردم ما در مجامع بین المللی گردیده و در سطح داخلی به حقوق سیاسی نسبی خود رسیده و این اجازه را یافتند تا در تعیین سرنوشت سیاسی خود دخالت كرده و  در ادارات دولتی حضور نسبی یابند و در اداره ی امور مملكت سهیم و در انتخابات ریاست جمهوری و پارلمان مشاركت كنند و در احوال شخصیه ی خود آزاد و طبق مذهب فقهی شان در محاكم قضایی عمل شود.

بی تردید رسیدن به این مرحله و وصول به این دستاوردها، بدون تلاش بی وقفه و مجاهدت های خستگی ناپذیر جمعی از دلیرمردان و قهرمانان مردم ما  كه در راس آنان منادی عدالت، قافله سالار و مدافع حقوق محرومان « رهبر شهید استاد عبدالعلی مزاری(ره)» قرار دارد، ممكن نبود. هر چند برخی كسانی كه در دوران جهاد و مبارزه در كشورهای دیگر به خوشگذرانی عمر را سپری كردند، هر از چند گاهی تلاش كرده تا دستاورد های خون شهیدان را به نام خود ثبت كنند اما آنان باید بدانند كه نسل بیدار و روشن مردم نخواهند گذاشت كه خون بهای شهیدان را دیگران تاراج كنند. شهدایی كه «نفس» را زیر پا گذاشتند و با قامت بلند افق های دور دست تر را دیدند. «تن» را معراج «جان» ساختند. «بدن خاكی» را چاشنی حركت و پرواز «روح» نمودند و از «خود» گذشتند تا به «خدا» برسند. بلند قامتانی كه با تكبیر ایمان در« محراب جبهه» به « نماز عشق» ایستادند و «قنوت قرب» شان به سلام شهادت، متصل شد. اسماعیل-های با اخلاصی كه در منای عشق قربانی شدند و در بازار سودای ایثار، متاع جان را به مشتری هستی بخش فروختند و سود كردند.

آری شهیدان مشعلداران هدایت نسل های تشنه و گل های بی خزان ایمانند كه در پاییز نیز طراوت بهار دارند و لاله های گلچین شده ای هستند كه به مهمانی خدا رفته اند. سبكبالان عاشق شهادت كه بر توسن شرف و عزت به معراج خون تاخته اند و در پیشگاه عظمت حق و مقام جمع الجمع به شهود و حضور رسیده اند و اینك ثمرات رشادت ها و ایثارهای خود را نظاره گرند.

یكی از آن بزرگ مردان كه تفنگ جهاد را برداشته و با فداكاری های وصف ناپذیرش، استقلال وطن را تضمین، و نقد جان در كف اخلاص گرفته و سر انجام با خون سرخ خود سند آزادی كشور را امضا نمود و شایستگی راه یابی به بارگاه حضرت حق را یافت و مس وجود را با كیمیای محبت او زر كرد و ناپاكی جسم و روح را با دریای محبت او شستشو داد، شهید معلم« غلام حسن اخلاصی» بود. حیات كوتا اما پربار او را می توان به چند دوره تقسیم و مورد مطالعه قرار داد.


1. طلوع و تحصیل

شهید اخلاصی فرزند مرحوم امیر محمد یكی از فرزندان بلند همت وطن ما است كه در سال 1337ش، در قریه ی قل آدم مرادینه ی ولسوالی مالستان از توابع شهر باستانی و فرهنگی غزنی، در یك خانواده متدین و مذهبی چشم به جهان كشود. او با گذراندن دوران طفولیت در كنار پدر متدین و مادر مهربان و دلسوز، در سال 1343 ش، در سن هفت سالگی با رفتن به مكتب كلاسیك، شروع به درس خواندن نمود تا غنچه ی فطرت را در مزرعه ی حیات، در پرتو علم و دانش شكوفا نماید. دوره ی ابتدائیه و متوسطه را در مكتب متوسطه ی مرادینه به پایان رساند. به علت نبود مكتب لیسه در منطقه ی مالستان، بعد از اتمام دوره ی متوسطه، برای ادامه ی تحصیل راهی كابل پایتخت گردید و در مكتب لیسه عالی ابن سینا پذیرفته شد و تا صنف دوازدهم در آنجا  مشغول بود و در سال 1356ش، از لیسه عالی ابن سینا فارغ التحصیل شد.

شهید اخلاصی در این دوره علاوه بر تحصیل و فراگیری دانش، با  روحانیت و طلاب روشن و مبارز ارتباط عمیق و نزدیک داشت و با استفاده از راهنمای های علما و خواندن کتاب های دینی و مذهبی به آگاهی های سیاسی _ اجتماعی فراوان دست یافت، که در سالهای بعد او را برای مبارزه و جهاد آگاهانه آماده نمود. او با «استاد شهید بصیر مالستانی» که از طلاب روشن و مبارز بود ارتباط نزدیک داشت و از نفس گرم و دریای دانش او بهره ها برده و از استاد شهید خاطرات ارزشمند به یاد داشت.

شهید اخلاصی تشنه دانش و معارف دینی بود و ازین رو در سالهای جهاد مدتی در مدرسه امام صادق(ع) مالستان به فراگیری نهج البلاغه و تفسیر مشغول بود. یک روز از شهید بصیر صحبت به میان آمد، شهید اخلاصی از وی به عظمت یاد نموده گفت : ما در کابل از شهید بصیر سوال نمودیم که چطور شد شما علاوه بر درس های معمول حوزه این قدر معلومات زیاد در معارف دینی و امور اجتماعی کسب نمودید؟ شهید بصیر در جواب گفت: علت رشد و پیشرفت من فقر اقتصادی ام بود. زیرا در موقع تعطیلات حوزه دیگران پول داشتند به ولایات می رفتند، من پول نداشتم که مصرف راه کنم، در مدرسه می ماندم و کتاب های بزرگان و دانشمندان اسلامی را می خواندم و به شدت مطالعه می کردم، از این رو برایم تحول فکری و تعهد ایجاد شد.

2. آموز گاری و جهاد فرهنگی

شهید اخلاصی بعد از پایان تحصیل در لیسه ی عالی ابن سینا، به صفت معلم در مكتب المیتوی جاغوری مشغول خدمت گردید. از آنجا كه در آن روزگار اوج فعالیت های گروه های چپی جهت ترویج افكار و اندیشه های ضد دینی شان بود، معلم شهید، جهاد فرهنگی را آغاز كرد. او علاوه بر تدریس كتاب های درسی معمول، به گفته ی یكی از شاگردانش به ترویج معارف دینی و آشنا نمودن شاگردان با كتاب های مذهبی و تقویت اندیشه های اسلامی در برابر افكار انحرافی چپی ها و خود باختگان در برابر فرهنگ بیگانه پرداخت تا از این طریق بتواند اعتماد به نفس آنان را تقویت، باورها و اعتقادات دینی آنان را استحكام، دین و ارزش های آن و عزت جامعه را حفظ نماید.  پس از یك سال تدریس و فعالیت در مكتب كلاسیك المیتو، از آنجا انتقال یافته و در مكتب لیسه عالی مرادینه كه به تازگی به لیسه ارتقا یافته بود،  مشغول خدمت شده و فعالیت های فرهنگی خود را ادامه داد.

شهید اخلاصی در مدت تدریس همیشه معلم دلسوز، باغبان پركار و شایسته ای در بوستان فرهنگ بود. او با تلاش صبورانه و دلسوزانه ی خود، در بارور ساختن شاگردان نوجوان و جوان محروم منطقه، انجام وظیفه می كرد و با اخلاق نیكو و شایسته ی خود، در ضمیر پاك آنان، نقش فطرت را برجسته می ساخت و با خامه ی تعلیم، جامه ی تربیت بر اندام روحشان می پوشاند و با كاشتن بذر صداقت، تعهد، حلم و بردباری در دل های آنان، ارزش های اخلاقی و فوق مادی می-آفرید.

3. مبارزه ی مسلحانه

با وقوع فاجعه ی هفت ثور 1357ش، و روی كار آمدن كمونیست ها در افغانستان كه سر آغاز تحول و رویدادهای جدیدی در حیات اجتماعی و سیاسی ملت ما گردید، سه راه در برابر آحاد ملت ما قرار گرفت كه با انتخاب هر كدام سرنوشت و آینده ی خویش را رقم زنند: طرفداری از حكومت وابسته، سكوت در برابر ستم و بیدادگری آن و نظاره گر فجایع و یا دست به قبضه تفنگ برده و برای رهایی وطن و دفاع از هویت دینی شان، جهاد در مقابل حكومت ضد دینی را آغاز كنند. همانطوری كه ملت ما با داشتن روحیه ی استقلال طلبی و حساس در برابر تهدیدات هویت دینی، در تاریخ افغانستان هرگز اسارت و بردگی غیر را نپذیرفته و بارها در برابر اشغال گران و دست نشاندگان آن ها ایستاده و استقلال كشور را حفظ كردند، این بار نیز علیه حكومت ضددینی دست نشاندگان روس، قیام و نهضت اسلامی را آغاز كردند.

مردم دین دار مالستان نیز همگام با سایر ملت افغانستان، با تلاش و محوریت علماء و موسفیدان متدین، در بهار سال 1358ش، برای آزاد سازی ولسوالی مالستان قیام و پس از دو هفته مبارزه و محاصره ی نیروهای حكومت دست نشانده، سر انجام درتارخ 11/2/1358 سنگرهای آن-ها را یكی پس از دیگری فتح و ولسوالی را آزاد نمودند. شهید معلم اخلاصی این بار، با در دست گرفتن تفنگ همگام با سایر مردم مؤمن مالستان، در جهاد مسلحانه شركت می كند و سلاح را قلم و خط خون را سرمشق خود قرار می دهد تا با پیمودن راه آموزگار بزرگ شهادت« امام حسین » با نثار جان از دین و مكتب پاسداری نماید. پس از آزادی ولسوالی مالستان، او همراه با دیگر مجاهدان مالستان به فرماندهی مرحوم «ملك محمد حیدر» به كمك  مردم دیندار جاغوری شتافته و در آزاد سازی ولسوالی آن ها شركت كرده و پیروزی علیه عمال حكومت دست نشانده را به ارمغان آورده و مركز ولسوالی جاغوری را تصرف كردند.

از آنجا كه شهید اخلاصی معتقد بود، پیروزی علیه دشمنان دین و وطن، جز در قالب تشكیلات منظم و منسجم میسور نیست، با آگاهی و شناخت كه از كادر رهبری سازمان نصر افغانستان داشت و بیش تر اعضای آن را محصلین دانشگاه كابل و عالمان روشن و مبارز تشكیل می داد، به عضویت آن در آمده و جهاد و مبارزه را در قالب تشكیلات ادامه داده و در جبهات قیاق، قره باغ، هنگی و... حضور فعال و مؤثر داشت.

شهید معلم اخلاصی هر چند در ابتدا به صورت یك مجاهد و افراد عادی جبهه، در صحنه-های نبرد در جمع همرزمانش حضور می یافت اما ایمان، تقوا، اخلاص، شهامت، صبر و استقامت، حلم و بردباری، صداقت، درستكاری، فروتنی، ساده زیستی و مدیریت او باعث شد تا به عنوان فرمانده كل در مالستان منصوب گردد. او هر چند عضو یك جریان مبارز بود اما به وحدت نیروها در سطح منطقه می اندیشید و تنش های كه در منطقه توسط برخی افراد ایجاد می گردید، هم راه با دیگر خیرخواهان با درایت خنثی كرده و وحدت را حفظ می نمود و جلو ایجاد تشتت و اختلاف در جامعه را می گرفت.

4. عروج

شهید معلم اخلاصی هنگامی كه قوای دولتی با تجهیزات كامل در خزان 1364ش وارد منطقه ی جاغوری شده و تا مركز ولسوالی( سنگماشه) رسیدند، همراه با فرمانده شهید« مجاهد»، نیروهای مجاهدین مالستان را جهت داده و نخستین هسته ی مقاومت را در برابر قوای دولتی تشكیل دادند و با انجام عملیات های سنگین بالای قوای دولتی، همراه با سایر مجاهدین، آن ها را تا سر« لومان» به عقب راندند. سر انجام در عملیات سرنوشت ساز بالای قوای دولتی در قله ای استراتژیك« شیخ تراغ» و فتح آن، شامگاه 28/9/1364 در سن27 سالگی همراه با مبارز نستو« شهید مجاهد»، حرارت عشق و شوق را لمس كرد و شكفت و پرگشود و دل و جان را با زمزم گوارای شهادت شستشو داد. آری او هنگام كه  قرص زرین، دامن از پهنه ی طبیعت بر می چید، درخشید و قدم در عرصه ی حیات ابدی، حیات برتر و جاویدان گذاشت و در زمره ی« بل احیاء عند ربهم یرزقون»( آل عمران: 169) قرار گرفت. روحش شاد و یادش گرامی باد.

در پایان لازم است از خانواده شهید بزرگوار، به خصوص برادر ارشد و هم سنگر شهید عزیز،  جناب آقای عابدی -که خود از مجاهدان سر شناس منطقه هستند- نیز قدردانی و تشکر نماییم که اطلاعات اولیه ی زندگی نامه ی معلم شهید را در اختیار مجله قرار دادند.