هزاره‌ها؛ یکی از زجردیده‌ترین گروه‌های قومی روی زمین

نوشته شده توسط مدیریت. ارسال شده در هزاره

تو یک هزاره ای و قرنها است که درحال فرار بوده ای، و حالا در سوریه در میان درگیرها گیر کرده ای و احتمال تغییر اوضاع نیز کم است.

نویسنده : مجله اتلانتیک، جفری استرن، ٢١ می ٢٠١٣

کشور اول

تصور کنید که شما در افغانستان زندگی می کنید و نیاکانتان نیز برای قرنها در این جا زندگی کرده اند. شما اما اقلیت هستید و اقلیت بودن تان هم  دو چندان است. مذهب تان بامذهب بیشتر مردم افغانستان متفاوت و از دیگر سو  قیافه ظاهری تان نیز از سایر مردم این کشور متمایز است.

در دهه ١٨٩٠ که امیر عبدالرحمن خان به قدرت رسید ، مردم تان را مورد تمسخر و بی اعتنایی خاصی قرار داد و به خاطر اینکه  قلمرو خود را به خوبی کنترل کند وگروههای متمرد را به انقیاد بکشاند از مردم شما مثالی برای دیگران ساخت. مردم شما با ظاهر متمایز و عقیده متفاوت،  هدف آسانی برای امیر عبدالرحمن بود.

بسیاری از شما فرار کردند و لی میلیون ها نفر  از شما موفق به این کار نشدند. به این دلیل حتی نیمی از همتباران شما کشته شدند و حتی مجسمه های بی جانی که به شما شباهت داشتند مورد حمله قرار گرفتند.

یک قرن بعد کسانی از شما که زنده ماندند به پایین ترین لایه های اجتماع رانده شدند. پادشاه امکان دست یابی شما به مراکز آموزشی و دانشگاه ها را مشکل ساختو از ارتقای شما به مناصب بالای نظامی خودداری ورزید. بعد ها گروهی که خود را طالبان خطاب می کند، روی کار آمدند و  دستور دادند که  وظیفه هر افغان کشتن مردم شماست.

تصور کن!  هرچند خودت از  جمله افراد خوشبختی هستی که  از دست پادشاه یا طالبان فرار کرده و به کشور دیگری در همسایگی ات رفته ای.

کشور دوم:

ایران کشوریست که خوشبختانه همه مردم آن با شمامذهب یکسانی دارد- شیعه-  شما فکر می کردید که ایران از شما استقبال نماید. در آنجا اما، هنوز  شما یک اقلیت نژادی هستید هر چند از لحاظ مذهبی تفاوتی با آنان ندارید.

در ایران انقلابی رخ داد و سپس جنگ آغاز شد. وضعیت اقتصادی مردم ایران بر اثر جنگ و تحریم ها متاثر گردید. مردم ایران به شما به عنوان عامل خرابی وضعیت کاری و اقتصادی خود می دیدند و خشم و نفرتشان را بر شما خالی می کردند.

شما تنها مهاجرانی نیستید که به ایران پناهنده شده اید، مردم ایران تنها به شما از روی تفاوت ظاهری و قیافه، مهاجر خطاب می کنند و به  دلیل همین تفاوت ظاهری است که در ایران به شما به مثابه دشمن  نگریسته میشود. شما بازهم باید این جا را ترک کنید!

کشور سوم:

برخی از شما به عراق رفتند. در  آنجا شیعیان در قدرت نبودند ولی جمعیت بزرگی از این کشور را شیعیان تشکیل میدهند. علاوه بر آن زیارتگاه های مذهبی زیادی در عراق می باشند . در عراق هرچند  مغلوب درد غربت می شدید ولی از نظر روحی زیارت اماکن مذهبی به شما حس آرامش در وطن را القا می کرد. دیکتاتور عراق به زودی جنگ های احمقانه ای را به راه انداخت. این حاکم مستبد به  همه چیز بد گمان بود و جز نزدیکان اش  همه را دشمن تلقی می کرد. او از ایران نفرت داشت و خبر داشت که مردم شما در ایران زندگی می کنند. او حتی خیال می کرد که شما از ایران به عراق اعزام شده اید و برای ایران جاسوسی می کنید.  شما بازهم باید اینجا را ترک کنید.

کشور چهارم:

در سوریه اوضاع بر عکس عراق بود. در اینجا اقلیتی علوی که شاخه ای از مذهب شیعه است بر اکثریت مردم سنی سوریه

حکومت می کند. شما در نزدیکی یکی از زیارتگاه های شهر دمشق ساکن شدید. شما بار دیگر در اینجا اقامت اختیار می کنید. هر چند این چهارمین کشوریست که شما طی کرده اید و هیج سند و مدرکی دال بر تثبیت هویت تان هم در اختیار ندارید. اینجا حد اقل در آرامش و امنیت به سر می برید.

پس از مدتی نارضایتی مشهودی در سوریه آغاز می گردد. رئیس جمهور این کشور  شاهد سقوط سران کشورهای متعددی در اطراف سوریه است. او تصمیم  می گیرد که بماند و قدرت را از دست ندهد و تلاش می ورزد تا معترضین را سرکوب نماید. او شبه نظامیان مخالف را می کشد و دامنه این کشتار به افراد غیر نظامی هم می رسد.

این مساله امر وحشتناکی است. وحشتناک تر اما این است که نزاع سوریه اکنون ماهیت مذهبی اختیار کرده و تبدیل به جنگ شیعه و سنی شده است.

در این شرایط وخیم است که ١٠٠٠ نفر از شما در نزدیکی زیارتگاهی در یک پارکینگ وسایط نقلیه  گیر مانده اند. شما اکنون از خانه هایتان بیرون رانده شده اید. گلو له ها ی هاوان از هر طرف به سوی شما و اعضای خانواده تان نشانه میرود و شما شاهد مرگ مرد متان در کشور چهارمی نیز می باشید. شما می خواهید  از این معرکه فرار کنید ولی توان فرار از شما سلب شده است. هر لحظه ایکه تصمیم خروج از این کشور را بگیرید شما غیر قانونی محسوب می شوید. یادتان هست که شما  هیج سندی در اختیار ندارید؟

هر چند شما جانبدار هیج طرفی در جنگ سوریه نیستید و در پارکینگی در یکی از گوشه های شهر دمشق رانده شده اید ولی همچنان شاهد مرگ مردم تان می باشید.

شما هزاره اید!  یعنی “هزار” و قیافه ء ظاهری تان  نیز آسیایی است . نام شما احتمالا یاد آور افسانه واحدهای هزار نفری  لشکریان  چنگیز است که در افغانستان باقی مانده اند و یا اجداد تان زایران بودایی بوده اند که در این دیار سکنی گزیده اند. این  نکته البته از لحاظ تاریخی محل بحث است.

شما مسلمانید ولی شیعه! در افغانستان این بدان معنی است که شما از راه نادرست به خدای  درست ایمان دارید. در ایران این مساله اما بدین معنی است که راهتان درست ولی ظاهرتان(قیافه) نادرست است. در عراق و اکنون در سوریه اما شما از هردو نظر( ظاهر متفاوت و مذهب متفاوت)  نادرست به نظر می رسید.

شما در هرنقطه ای که زندگی اختیار کرده اید، هرگز  به دلیل ظاهر متفاوت از دیگران  آرامش ندیده اید. همیشه به دلیل باورهای مذهبی متفاوت در مظان اتهام و سوء ظن قرار داشته اید. این مساله به حدی شدت داشته است که کسانی از شما که ویژگی های ظاهری شان مانند سایر اقوام بوده اند ، مجبور به کتمان هویت شان گشته اند.

حالا اما شما در تله ای خطر ناک گیر افتاده اید. شماپیوسته به سوی غرب مهاجرت کرده  و اکنون به پایان راه رسیده اید. بیشتر از این در غرب سوریه جز دریای مدیترانه کشوری وجود ندارد. شما از قتل عام در افغانستان ، انقلاب در ایران ، از شر ستمگر در عراق نجات  پیدا کرده و اکنون گرفتار جنگ داخلی در سوریه گشته اید. شما  همواره درصف مقدم آسیب پذیری قرار داشته اید و تلاش کرده اید که جای برای فرار پیدا کنید اما چانس دیگری برای این کار در سوریه  باقی نمانده است!