خانواده و تربیت

نقش خانواده در تربیت کودک (سنین 7- 12 سالگی) با تاکید بر دیدگاه پیشوایان معصوم(ع)

**نوشته شده توسط ali halimi**. **ارسال شده در** خانواده و تربیت


نویسندگان: لیلا صادقی و زهرا محمدی

چکیده
یکی از اساسی‌ترین مسایلی‌که امروزه در محافل علمی و آموزشی جهان مطرح است، مسئله‌ی تربیت و پرورش انسان است. در نقش اساسی خانواده در تربیت کودک تردیدی نیست؛ زیرا کودک همواره از خانواده به‌ویژه پدر و مادرش، الگو برداری می‌کند. اما آن‌چه مهم است و نیاز به بررسی و تحلیل دارد، تعیین میزان نقش و تاثیر پدر و مادر در تربیت کودک است. در این نوشته نگارنده تلاش کرده است تا با نگاه به منابع اسلامی و روایات پیشوایان معصوم(ع) نقش تربیتی پدر و مادر را در تربیت کودک در سنین 7- 12 سال یا هفت سال دوم، نشان دهد. برایند تحقیق و پژوهش حاضر نشان‌گر آن است که از دیدگاه آموزه‌های دینی و کلام معصومان(ع)، پدر و مادر نقش اساسی در تربیت کودک دارند؛ زیرا کودک برخی از ویژگی‌ها را از مادر و برخی دیگری را از پدر دریافت می‌کند. بنابراین، نمی‌توان دقیق میزان نقش و تاثیرگذاری آنان را مشخص و معین کرد.
در یک دیدگاه کلی می‌توان گفت: تا پیش از سن نوجوانی به‌ویژه در دوران جنینی و شیرخوارگی نقش مستقیم مادر، در تربیت کودک، پررنگ‌تر است و عامل انتقال برخی ویژگی‌ها به فرزند نیز می‌شود و از دوره نوجوانی به بعد به‌خصوص در مورد پسران نقش پدران مهم‌تر است.
واژگان کلیدی: تربیت، تربیت دینی، خانواده، کودک، نقش خانواده، پیشوایان معصوم(ع)، اسلام.

مقدمه
تربیت کودک یکی از مسایل بسیار مهم، اساسی، بنیادین و...، است. امروزه دانشمندان زیادی در رشته‌های علوم تربیتی، روان‌شناسی تربیتی و...، در این مورد تلاش می‌کند. در همه‌ی جوامع و اعصار، مسئله‌ی تربیت دغدغه‌ی اصلی مسؤولان امر، مربیان، آموزگاران، جامعه‌ها و آگاهان حوزه‌ی‌ تربیت، خانواده و والدین بوده است. در سیره، رفتار، گفتار و روایات پیشوایان دینی ما نیز سفارش‌های جدی به رفتار سالم و تربیت درست و دینی فرزندان، دیده می‌شود.
در این میان نقش خانواده در تربیت کودک بسیار دارای اهمیت است. زیرا کودك از هنگام تولد تا سالیانی چندی، تنها با خانواده در تماس است و این ارتباط نزدیک و پیوسـته نقش بسـیار مؤثري در تربیت، سازندگی شخصیت و رفتار او دارد. در این تحقیق نگارنده بر آن است که این نقش و تاثیرگذاری را با تاکید بر سیره، رفتار و گفتار از پیشوایان دینی به‌عنوان الگوهای کامل رفتاری بررسی و تحلیل نماید. با توجه به اهمیت تربیت کودک و نقش و تاثیرگذاری خانواده در آن، ضروری به نظر می‌رسد که میزان نقش و تاثیرگذاری نهاد خانواده با روش توصیفی- تحلیلی، توصیف، تحلیل و بررسی شود. بنابراین، پیش از پرداختن به این موضوع، لازم است برخی مفاهیم کلیدی که در فهم موضوع تاثیر و نقش کلیدی و محوری دارد، تعریف شود.
1. مفاهیم و تعاریف
مفاهیمی مانند: خانواده، کودک و تربیت، تحت عنوان مفهوم شناسی بررسی، تعریف و تبیین می‌شود.
الف. مفهوم خانواده
برای خانواده تعاریف متعددی از سوی اندیشمندان این عرصه ارایه شده است. هرکدام خانواده را از زاویه‌ای مورد توصیف قرار داده است. یکی از تعاریف که تا حدودی جامع و مطلوب به نظر می‌رسد، خانواده را این‌گونه تعریف کرده است: «خانواده نخستین سلول و واحد زندگی اجتماعی و اساسی‌ترین نهاد جامعه است که مرکّب از یک یا چند زن که با یک مرد زندگی می‌کنند و ممکن است کودکانی هم داشته باشند. روابط جنسی معینی که مورد قبول جامعه است و حقوق و تکالیف افراد نسبت به یکدیگر از ویژگی‌های خانواده شمرده می‌شود.» (تقوی، 1382: 8)
ب. مفهوم کودک
کودک از لحاظ روان‌شناسی یعنی فردی که هنوز هوش هیجانی کافی برای زندگی را به دست نیاورده است به زبان ساده‌تر شما در دوران کودکی سعی می‌کنید که یک‌سری مهارت‌های رفتاری، اخلاقی و اجتماعی را کسب کنید که هوش و تفکر شما را برای آینده شکل می‌دهد. هرچقدر این مهارت‌ها بیش‌تر و سریع‌تر یادگیری شوند شخص مورد نظر زودتر از دوران کودکی خارج می‌شود. از نظر حقوقی، در اکثر کشورهای جهان، یک فاکتور سنی در نظر گرفته می‌شود. برای مثال در حال حاضر در اکثر کشورهای دنیا وقتی انسانی هنوز به سن ۱۸ سالگی کامل نرسیده است از آن به‌عنوان کودک یاد می‌شود. در کنوانسیون حقوق کودک سازمان ملل متحد، به هرانسانی که زیر هیجده سال تمام باشد کودک گفته می‌شود؛ مگر این‌که مطابق قانون حاکم بر آن شخص، سن کم‌تری برای رشد او مقرر شده باشد. (دهخدا، 1338: ج14، 550)
ج. مفهوم تربیت
واژه تربیت، مصدر مصنوعی تربیه، به‌معنای پروراندن، پروردن کودک تا بالغ گردد. (همان) هم‌چنین، تربیت در معانی ایجاد کردن تغییرات مطلوب در کسی یا چیزی، رفتار مناسب و مطابق با آداب و سنت‌های هرجامعه، احسان و بخشش بزرگان به زیردستان (معین، 1385: ج3، 1686) نیز به‌کار رفته است. برخی گفته‌اند: تربیت از رَبَوَ، به‌معنای زیادتی، رشد، نمو و نگهداری می‌باشد. (ابن منظور، 1410: ماده ربو) هم‌چنین به‌معنای تغییر تدریجی امری به‌گونه‌ی که آن چیز به حد تمام برسد (راغب اصفهانی، 1387: ماده ربوه) نیز دانسته شده است. اما در اصطلاح، تربیت معنای واحدی ندارد. شهید مطهری(ره) تربیت را پرورش استعدادهای درونی بالقوه و به فعلیت رساندن آن‌ها دانسته است. (مطهری، 1370: 56- 57)
2. پیشینه و سابقه‌ی تربیت کودک
موضوع تربیت کودک، همزاد و همپا با آفرینش انسان است. در همه‌ی جوامع و اعصار، مسئله‌ی تربیت دغدغه‌ی اصلی والدین و مربیان بوده است. سفارش‌های لقمان حکیم که قرآن آن‌ها را حکایت می‌کند، مؤید این ادعا است. در سیره، رفتار، گفتار و روایات پیشوایان دینی ما نیز سفارش‌های اکیدی در مورد تربیت دینی کودکان، دیده می‌شود. مثلاً پیامبر اکرم(ص) فرمود: «اُصِیکُم بِالشُّبّانِ خَیراً فَإنَّهُم أرَقُّ أفئِدهً.» (قمی، 1414: ج2، 176) شما را به نیکی با نوجوانان سفارش می‌کنم؛ چرا که آنان قلب و دل‌های رقیق‌تری دارند. سفارش‌های امام علی(ع) نیز در نهج‌البلاغه، بیان‌گر اهتمام ویژه‌ی آن حضرت، به موضوع تربیت است. (نهج‌البلاغه، نامه 31) امروزه نیز یکی از دغدغه‌های اصلی خانواده‌ها، جوامع بشری و آگاهان حوزه‌ی‌ تربیت، مسئله‌ی تربیت کودکان است. بنابراین، موضوع تربیت همواره از قدیم‌الایام تا کنون مسئله‌ی اصلی، اساسی، مهم و بنیادین برای خانواده‌ها و جوامع بوده و خواهد بود.
3. جایگاه و اهمیت خانواده و تربیت در اسلام
بدون شک، مقوله‌های خانواده و تربیت، در مکاتب آسمانی و بشری، به‌ویژه مکتب حیات‌بخش اسلام و تعالیم و آموزه‌های آن دارای ارزش، اهمیت و جایگاه ویژه‌ای است.
1.3. اهمیت خانواده در اسلام
از منظر اسلام خانواده با پیوند میان زوجین آغاز می‌شود و از اهمیت و جایگاهی ویژه‌ای برخوردار است. تا آن‌جا که پیامبر گرامی اسلام(ص) با ترغیب و تشویق مسلمانان به ازدواج و تشکیل خانواده، فرمودند: «مَابُنِیَ فِی‌الإسلامِ بَنَاءٌ أحَبَّ إلَی‌اللهِ عَزَّ وَ جَلَّ مِنَ‌التَّزوِیجِ»؛ هیچ بنایی در اسلام محبوب‌تر از بنای ازدواج (تشکیل خانواده) در پیش‌گاه خداوند نیست. (صدوق، 1385: ج3، 383) بنابراین، خانواده یکی از موضوعات مهم و اساسی است که در اندیشه اسلامی مطرح است و روی آن در فرهنگ اسلامی تاکید شده است؛ (ملکوتی، 1394: شماره 2-3، 39- 40) زیرا خانواده سنگ نخست و خشت بنای اجتماع است.
از دیدگاه اسلام، نهاد خانواده مهم‌ترین نهاد اجتماعی است که سلامت آن به سلامت جامعه می‌انجامد. از این‌رو، نقش خانواده در تربیت کودک از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است؛ زیرا تربیت در خانواده زمینه‌ساز تربیت اجتماعی است. اگر خانواده‌ها سالم، متعالی و استوار باشند، می‌توان به داشتن جامعه‌ی سالم، استوار و با ثبات امیدوار بود. از همین جهت کوشش، تلاش و سعی مصلحان جوامع بشری، به‌ویژه پیام‌آوران وحی، همواره این بوده است که نظام خانواده، یک نظام پایدار، با ثبات و مستحکم باشد تا هیچ عاملی نتواند این کانون شعادت بشری را متلاشی سازد. (عارفی، 1396: 353)
در نظام الهی، وحیانی و فرهنگ قرآنی، کارکرد اصلی ازدواج (تشکیل خانواده) رسیدن به آرامش روان و آسایش خاطر است تا با پیمودن راه و طریق رشد و شکوفایی، رسیدن به کمالات و تعالی انسانی و در نتیجه تقرب به ذات حق تعالی میسر و ممکن شود. (ملکوتی، پیشین: 40) با توجه به نقش سازنده‌ی خانواده در تربیت فرزندان و سلامت جامعه، امیر مومنان امام علی(ع) به فرزندش امام حسن مجتبی(ع) توصیه و سفارش می‌کند تا نسبت به خانواده‌اش توجه داشته باشد. حضرت می‌فرماید: «وَلاَیَکُن أهلُکَ أشقَی‌الخَلقِ بِکَ» (نهج‌البلاغه، نامه‌ی 31) مبادا خانواده‌ات با عمل‌کرد و رفتار نادرست تو بدبخت‌ترین مردم باشند.
2.3. اهمیت تربیت در اسلام
تربیت اساس زندگی انسان است که در سایه آن استعدادهای نهفته در درون آدمی آشکار و شکوفا می‌شود. تربیت در زندگی دنیوی انسان تاثیرگذار است و سعادت وی در آخرت نیز در گرو تربیت صحیح و درست اوست. در اسلام به‌عنوان آخرین دین و کامل‌ترین آیین الهی، به تعلیم و تربیت بهای فراوان داده شده است و تعلیم تربیت با نزول آیات وحی بر پیامبر گرامی اسلام(ص) آغاز شد و خداوند به پیامبرش فرمود: «إقرء بِاسمِ رَبِّکَ الَّذِی خَلَقَ»؛ بخوان به‌نام پروردگارت که جهان را آفرید. (علق/ 1) بدون شک آیات قرآن به دو عنصر اساسی کسب دانش از یک‌سو و تکامل روح و کمال انسانی از سوی دیگر همواره تاکید می‌کند. در قرآن کریم، تربیت به‌عنوان عامل رستگاری انسان تلقی گردیده است. آن‌جا که می‌فرماید: «قَد أفلَحَ مَن زَکَّهَا» (شمس/ 8) علامه طباطبایی در تفسیر این آیه شریفه می‌گوید: «منظور از تزکیه نفس، تربیت آن و پاک کردنش از آلودگی‌های شرک و هواهای نفسانی و مزین کردن آن به تقوی و ایمان به توحید است.» (طباطبایی، 1378: ج20، 429)
اسلام، برای تربیت و ساختن جامعه‌ای نمونه، اصول و روش‌های را ارایه داده است. این اصول و روش‌ها تحت عناوین احکام و دستورات زندگی، برخی حتی قبل از تشکیل خانواده و ازدواج و برخی بعد از ازدواج و قبل از تولد نوزاد و برخی دیگر نیز بعد از تولد نوزاد به کار می‌رود. (صدوق، پیشین: ج1، 287) این موضوع بیان‌گر اهتمام و توجه اسلام به تربیت و نشان دهنده‌ی اهمیت و جایگاه تربیت، است.
4. مراحل رشد کودک در کلام پیشوایان معصوم(ع)
پیامبر اکرم(ص) رشد انسان را به سه دوره مهم تقسیم نموده و می‌فرماید: «ألوَلَدُ سَیِّدٌ سَبعَ سِنِینَ وَ عَبدٌ سَبعَ سِنِینَ وَ وَزِیرٌ سَبعَ سِنِینَ» (طبرسی، 1370: 222) فرزند در هفت سال اول سید و آقا، در هفت سال دوم مطیع و فرمان‌بردار و در هفت سال سوم وزیر، مشاور و مسؤول است. با الهام از کلام پیامبر(ص) می‌توان، دوران رشد انسان را تا سن 21 سالگی به ترتیب به سه مرحله‌ی سیادت، اطاعت و وزارت تقسیم نمود که این سه مرحله، منطبق با دوران کودکی، نوجوانی و جوانی است.
الف. دوران سیادت
این دوران، مهم‌ترین، سال‌های عمر کودک به شمار می‌رود؛ چرا که سال‌های شکل‌گیری شخصیت کودک است. اگر کودک، دوره‌ی سیادت و آقایی را به‌معنای واقعی کلمه و با استفاده و بهره‌وری از خواسته‌های خویش سپری کند، به سادگی به دوره اطاعت می‌رسد و همواره مطیع و فرمان‌بردار والدین و مربیان خواهد بود. (فرهادیان، 1382: 55) کودک باید در این دوران از زندگی، آزاد باشد، بازی کند و فرمان دهد. پیامبر اکرم(ص) فرمود: «أولادُنَا أکبَادُنَا صُغَرَائُهُم أُمَرَائُنَا» فرزندان ما جگر گوشه‌های ما و خردسالان شان فرمان‌ روایان ما هستند. (محمدی ری‌شهری، 1385: 612) و شخصیت پیدا کند. چنان‌چه امام صادق(ع) می‌فرماید: «ألغُلامُ یَلعَبُ سَبعَ سِنِینَ» (کلینی، 1407: ج6، 47) فرزند هفت سال اول بازی می‌کند. یعنی باید بازی کند وی را نباید محدود و مقید کرد و نباید آموزشی را بر او تحمیل کرد. او به‌طور غیرمستقیم تحت تاثیر محیط پیرامون خود، یعنی خانواده، اجتماع، اطرافیان و کودکان دیگر قرار می‌گیرد و پرورش می‌یابد. (فرهادیان، پیشین: 55- 56)
پیامبر گرامی اسلام(ص) فرموده است: «دَع إبنَکَ یَلعَبُ سَبعَ سِنِینَ»؛ بگذار فرزندت هفت سال بازی کند. (حرعاملی، 1416: ج5، 125) امیر مومنان امام علی(ع) می‌فرماید: «وَلَدُکَ رَیحَانَتُکَ سَبعاً»؛ فرزندت در هفت سال هم‌چون برگ خوش ‌بویی (نازک و ظریف) است؛ (ابن ابی‌الحدید، 1404: ج20، 343) یعنی نیاز به مراقبت دارد. والدین باید با دیده رأفت و عطوفت به او نگاه کنند و به نیازهایش پاسخ مثبت دهند. (فرهادیان، پیشین: 55)
ب. دوران اطاعت
در این دوران هفت سال دوم؛ (7- 14 سالگی)، تغییرات قابل ملاحظه‌ای در جسم و روان کودک، پدید می‌آید و با توجه به رشد ذهن، درک، فهم و عقل کودک، آموزش و تربیت رسمی آغاز می‌شود. چنان‌که در روایات پیشوایان معصوم(ع) تاکید بر تربیت و تأدیب، در این سنین شده است. امام صادق(ع) می‌فرماید: «وَ یُؤدَّبُ سَبعَ سِنِینَ»؛ فرزند در هفت سال دوم، ادب می‌آموزد و دوران فراگیری است. (حرعاملی، پیشین: ج5، 125) یا فرمود: «وَ یَتَعَلَّمُ الکِتَابَ سَبعَ سِنِینَ»؛ فرزند درس و کتاب را در هفت سال (هفت سال دوم)، می‌آموزد. (کلینی، پیشین، ج6، 47) در برخی روایات، آموزش غیرمستقیم نماز در این دوره، توصیه گردیده است. امام کاظم(ع) فرمود: «مَرُّوا صِیانَکُم إذا کَانُوا أبنَاءَ سَبعَ سِنِینَ»؛ یعنی زمانی‌که کودکان تان در سن هفت سالگی رسیدند، آنان را با خود (در مسجد و...) به نماز ببرید. (نوری، 1408: ج2، 558) با توجه به روایات، هفت سال دوم، به جهت رشد و توانایی‌های ذهنی کودک، مهم‌ترین دوران آموزش و تربیت است.
ج. دوران وزارت
دوران هفت‌سال سوم (15- 21 سالگی)، دوران بحران و تمایلات متفاوت و متضادی است. حساسیت، زود رنجی، عکس‌العمل نشان دادن در برابر رفتار دیگران، به فکر فرو رفتن، اندیشیدن به سخنان اطرافیان، الگوپذیری از هم‌سالان، ناسازگاری اجتماعی و...، از ویژگی‌های بارز این دوران است. بنابراین، در نتیجه‌ای رفتار و برخوردهای درست و صحیح والدین، کودک می‌تواند این دوران را عاقلانه طی کند و به وزارت و معاونت پدر و مادر در محیط خانواده برسد. (فرهادیان، پیشین: 74- 75) پیامبر اکرم(ص) بر اساس این سه دوره یاد شده، اصول کلی کاربردی تربیت و وظایف والدین را در قبال کودکان، نوجوانان و جوانان، مشخص کرده است و می‌فرماید: «دَع إبنَکَ یَلعَبُ سَبعَ سِنِینَ وَ یَؤَدَّبُ سَبعَ سِنِینَ وَألزِمهُ نَفسَکَ سَبعَ سِنِینَ»، بگذار فرزندت هفت سال بازی کند، هفت سال بعد تادیب و تربیت شود و هفت سال دیگر (هفت سال سوم)، او را همراه، مشاور و وزیر خود قرار بده. (حر عاملی، پیشین) در این مقاله، به نقش خانواده در تربیت، در دوران هفت سال دوم (7- 14 سالگی) پرداخته می‌شود.
5. نقش خانواده در تربیت کودک (سنین 7- 14) از دیدگاه معصومان(ع)
خانواده از مهم‌ترین عوامل نقش‌آفرین در عرصه تربیت از نظر وراثت و محیط است، که مهم‌ترین هدف از تشکیل آن، ایجاد و پرورش نسل جدید و هدایت آن به سوی اهداف عالی تربیتی می‌باشد. خانواده کانون مقدسی است که در پرتو پیوند زناشویی دو انسان پایه‌گذاری شده و نتیجه این پیوند فرزندانی است که هرکدام ممکن است در اثر تاثیرگذاری خانواده در آینده سربار یا سرباز جامعه باشند. بنابراین، در نقش خانواده به‌ویژه پدر و مادر، در تربیت و الگوپذیری کودک تردیدی وجود ندارد. اما با توجه به این‌که عوامل دیگری مانند مدرسه، محیط زندگی، رسانه‌ها و...، نیز در این امر سهیم اند، بسته به میزان دخالت هرعاملی، نقش خانواده و والدین در تربیت کودک، در جوامع مختلف و فرهنگ‌های متفاوت و دوره‌های تاریخی گوناگون تغییر می‌یابد. در برخی از جوامع خانواده و والدین، تقریباً همه آن‌چه را یک کودک باید برای مبدل شدن به یک بزرگسال بیاموزد، شامل می‌شود. اما در کم‌ترین سطح، خانواده و والدین، زمینه‌ها و بسترهای آشنایی با زبان، فرا گیری ارزش‌ها و روش‌های اصلی جامعه و شکل‌گیری هویت کودک را فراهم می‌آورند و نسبت به دیگر عوامل موثر در تربیت کودک، از تقدم زمانی برخوردار است. (بستان (نجفی)، 1392: 129- 130) در زیر به تبیین این نقش‌ها پرداخته می‌شود.
1.5. نقش پدر در تربیت کودک
بررسی آیات قرآن و روایات پیشوایان معصوم(ع) حاکی از آن است که والدین به‌طور مستقیم مورد خطاب قرار گرفته است و باید در بارگاه الهی نسبت به تکالیف تربیتی خود در تمام مراحل زندگی پاسخ‌گو باشند. والدین به‌صورت تکوینی، نقش تعیین کننده و اساسی در تربیت فرزندان دارند. بنابراین، خانواده یکی از مهم‌ترین کانون‌های تربیت کودک است که شاکله‌ی شخصیت و هویت انسان در آن در پر تو نقش تربیتی والدین (پدر و مادر)، شکل می‌گیرد و پایه‌ریزی می‌گردد. (رضایی 1390: شماره 12، 102 و 151) در این مجال به نقش پدر در تربیت، اشاره می‌شود. برخلاف تصور برخی‌ها، طبق تحقیقات، پدران در ایجاد اعتماد به نفس، شناخت احساسات، یادگیری ارتباط سالم و مقابله با استرس کودکان، نقش اساسی ایفا می‌کنند. در این مقاله، به بررسی دقیق‌تری این موضوع، پرداخته می‌شود.
الف. بالا بردن اعتماد به نفس
پدر خانواده نقش مهمی در تربیت فرزندان دارد. زمانی‌که در رابطه کودک و پدر اختلافاتی وجود داشته باشد، تاثیرات مخربی بر رفتار و اخلاق او می‌گذارد. رابطه مثبت و سالم پدر با فرزند به‌صورت شگفت انگیزی باعث افزایش اعتماد به نفس او می‌شود. از این‌رو، پیامبر اکرم(ص) فرمود: «مَن کَانَ عِندَهُ صَبِییٌ فَلیَتَصابُ لَهُ»؛ آن کس که با کودک سرو کار دارد، باید رفتار کودکانه در پیش گیرد. (صدوق، پیشین) یعنی با کودک خود ارتباط صمیمانه بر قرار سازد و آن کارهای را که کودک دوست دارد، انجام دهد و در دنیای کودکی سیر نماید. این کار به کودک شخصیت می‌دهد و باعث اعتماد به نفس او می‌گردد. یکی از راه‌های شخصیت دادن به کودک و در نتیجه بالا بردن اعتماد به نفس وی، سلام کردن به کودک است. او با این کار احساس شخصیت می‌کند و اعتماد به نفس پیدا می‌کند. رسول خدا فرمود: «خَمسٌ لَستُ بِتارِکِهُنَّ حَتی المَمَات... وَ تَسلِیمِی عَلَی‌الصِّیانِ لِتَکُونَ سُنَّةً مِن بَعدِی»؛ پنج چیز است که تا لحظه‌ی مرگ آن‌ها را ترک نمی‌کنم... یکی از آن‌ها سلام دادن به کودکان است. این اعمال را همواره انجام می‌دهم تا پس از من در میان مسلمانان رواج یابد. (حر عاملی، پیشین: ج3، 209)
ب. رشد احساسات
بودن پدر در کنار فرزندان بر شخصیت آن‌ها تاثیر می‌گذارد. بچه‌ها به‌صورت آگاهانه و ناآگاهانه ویژگی‌های زیادی را از پدر به ارث می‌برند. بدون شک، فرزندان افرادی که اجتماعی هستند بیش‌تر به اجتماعی بودن سوق پیدا می‌کنند. مهم‌ترین، دقیق‌ترین و حساس‌ترین مکانیزم ارتباط با کوک، درک احساس او می‌باشد. از این‌رو، پیامبر گرامی اسلام(ص) فرمود: «أکرِمُوا أولَادَکُم وَ أحسِنُوا آدابَهُم»؛ فرزندان تان را احترام کنید و با آداب و روش‌های پسندیده با آن‌ها معاشرت نمایید؛ (مجلسی، 1404: ج23، 114) زیرا نوع رفتار و نحوه‌ی صحبت شما با فرزندان تان موجب می‌شود تا احساسات او تحریک شده و رشد یابد.
ج. یادگیری ارتباط سالم
اگر کودکان شاهد ارتباطات سالم والدین شان باشند در آینده به فهم آن‌ها کمک می‌کند که چه ارتباطی سالم و چه ارتباطی ناسالم است. پدران و مادران باید به یادگیری حتی در مواقعی که با هم بحث می‌کنند احترام بگذارند. اولین نیاز روانی کودک، مهر، محبت و دوست داشتن اوست. پیامبر گرامی اسلام(ص) دستور می‌دهند: «أحِبُوا الصبیانَ وَارحَمُوهُم وَ إذا وَعَدتُمُوهُم شَیأ فَفُوا لَهُم.»؛ کودکان را دوست بدارید و به آنان مهر بورزید و چون به آنان وعده‌ای دادید، به وعده‌ی خود وفا کنید. (کلینی، پیشین: ج6، ص 49) امام صادق(ع) در مورد محبت به فرزند می‌فرمایند: «إنَّ اللهَ لَیَرحَمُ العَبدَ لِشِدَّهِ حُبِّهِ لِوَلَدِهِ.»؛ بدون تردید، خداوند بر بنده خود به سبب محبت شدید نسبت به فرزندش، رحم می‌کند. (همان، 50) بدون تردید، فرزند که در کودکی و نوجوانی طعم شیرین محبت را چشیده و در پرتو محبت والدین پرورش یافته است، انسان خوش قلب، خیرخواه، و انسان دوست است و می‌تواند با دیگران ارتباط سالم برقرار سازد. (امینی، 1384: 492)
د. مقابله با استرس
مطالعات نشان داده که ارتباط سالم و قوی بین پدر و پسر در کودکی موجب می‌شود که کودک توانایی بهتری در مقابله با استرس داشته باشد؛ چون آقایان بیش‌تر در موقعیت‌های سخت و رقابت قرار می‌گیرند در نتیجه، کودکان هم از پدر توانایی حل مسئله و رقابت را می‌آموزند. به عبارت دیگر؛ کودکانی که ارتباط صمیمی و بهتری را با پدر دارند کم‌تر دچار افسردگی و ناراحتی می‌شوند. یکی از راه‌های تقویت توانایی کودک در جهت مقابله با ترس و استرس، پرهیز از سخت‌گیری نسبت به کودکان است. چرا که سخت‌گیری زیاد کودکان را دچار استرس و اضطراب می‌سازد و در نتیجه باعث ناکامی و شکست ‌آن‌ها می‌گردد. رسول خدا(ص) فرمود: «رَحِمَ‌اللهُ مَن أعَانَه وَلَدَهُ عَلَی بِرِّهِ قُلتُ: کَیفَ یُعِینُهُ عَلَی بِرِّهِ؟ قَالَ: یَقبَلُ مَیسُورَهُ وَ یَتَجَاوَزُ عَن مَعسُورِهِ»؛ خدا رحمت کند کسی را که فرزندش را در اعمال نیک یاری دهد. سئوال شد چگونه در نیکی‌اش یاری دهد؟ فرمود: آن‌چه در توان اوست بپذیرد و از سخت‌گیری‌ها درگذرد. (کلینی، پیشین: ج6، 50)
2.5. نقش مادر در تربیت کودک
مادر نخستین کسی است که بذر تربیت را در جان و روان فرزند می‌پاشد و نهال آن را آبیاری می‌کند، طرز فکر و رفتار او در سازندگی کودکان مؤثر است و اوست که می‌تواند کودکان را بر اساس مبادی آداب اسلامی بپروراند و تربیت کند. در محیط خانه و اجتماع برجسته‌ترین نقش مادر، نقش تربیتی است. اهمیت این نقش از آن‌جا روشن می‌شود که کودک نخستین بار در آغوش مادر قرار می‌گیرد و آداب و رسوم اجتماعی را از او می‌آموزد. کودک از دامن مادر یاد می‌گیرد که چگونه با دیگران رفتار نماید؟ و چگونه با آنان برخورد داشته باشد؟ چگونگی رفتار مادر با کودک در شکل دهی ساختار شخصیتی او تأثیری چشم گیری دارد. در این‌جا به نقش مادر در تربیت کودک می‌پردازیم.‌
الف. مادر، قلب خانواده
از دیرباز شوهر را به‌عنوان مغز و زن را قلب خانواده، می‌دانند. ارتباط قلب و مغز دائمی است و هیچ‌کدام بدون دیگری کارآیی مفیدی ندارند. اما مادر، شریان اصلی حیات یک خانواده است و سیگنال‌های حیاتی را پیوسته به خانواده ارسال می‌کند. امام حسن مجتبی(ع) در مورد نقش حساس و فوق‌العاده مادر در ساختار هویت کودک، سخنی دارد که بسیار مهم است. حضرت در هنگام مناظره با معاویه، به نقش مادرش هند اشاره کرده و فرمود: «معاویه! چون مادر تو هند و مادر بزرگت نثیله است و در دامن چنین زنان پست و فرومایه پرورش یافته‌ای. این‌گونه اعمال زشت از تو سر می‌زند و سعادت ما اهلبیت پیامبر، در اثر تربیت در دامن مادرانی پاک و پارسا هم‌چون خدیجه و فاطمه می‌باشد. (طبرسى، 1386: ج1، 282 امام مجتبی(ع)، یکی از عوامل انحراف معاویه از محور حق و انحطاط اخلاقی وی و گرایش او را به باطل و کجروی‌ها، نقش تربیتی مادر و مادر بزرگ او و پرورش در دامن زنان پست و فرومایه می‌داند. بنابراین، به‌لحاظ قانون وراثت، همان‌طوری که رنگ چهره و پوست، فرم استخوان بندی و سایر صفات جسمانی، زیبایی‌ها و زشتی‌های ظاهری به کودک منتقل می‌شود، افکار، اندیشه‌ها، آداب، سجایای اخلاقی، نحوه‌ی معاشرت با دیگران و فرهنگ خانوادگی نیز به کودک منتقل می‌شود. (پاک‌نیا، 1397: 12/9/1399)
ب. مهر و محبت مادر
مادر به‌عنوان نماد عاطفه و محبت، بیش‌ترین نقش را در شکل‌گیری و رشد شخصیت کودک، دارد. به‌ویژه در دوران بارداری و دو سال شیردادن که ساختار روانی و اخلاقی کودک، همزمان با پرورش جسم او در حال رشد است و مادر اصلی‌ترین منبع تغذیه روحی، جسمی، محرم راز و پناهگاه کودک است. بعد از سن آموزش (هفت سال دوم)، مادر باز هم نزدیک‌ترین یار و محرم اسرار فرزندان در سخت‌ترین لحظات زندگی است و موثرترین اسوه مورد نظر برای اوست. بچه در سایه مادر، رازهای زندگی خویش را کشف می‌کند و اطرافیانش را در سایه رهنمودهای مادر می‌شناسد. (همان) از این‌رو، امام‌حسن مجتبی(ع) برای داشتن مادری شایسته، همیشه افتخار می‌کرد و می‌فرمود: من پسر بهترین بانوان و سرور زنان عالم هستم، من فرزند زنان نجیب و پاک هستم. (قیومی اصفهانی، 1375: 284)
ج. تأثیرات اخلاقی مادر
یکی از نقش‌های مادر، در تربیت فرزندان آموزش اصول و مهارت‌های مختلف، از جمله رفتارهای اخلاقی است. برخی خصوصیّات مادر مانند ترس، پرخاش‌گری، خشم و خجالت نیز به کودک منتقل می‌شود. در جنگ جمل محمد بن حنفیه نتوانست جلوی حملات دشمن را بگیرد و ترسید. امام علی(ع) به او فرمود: «این ترس را از مادرت به ارث برده ای» (فلسفی، 1362: ج1: 78) سفارش پیامبر(ص) به مردم در انتخاب همسر نیز بیان‌گر اهمیت تأثیرات اخلاقی مادر بر فرزند است. «از خضراء دمن (گیاه روییده در خرابه) بپرهیزید. گفته شد ای رسول خدا! خضراء دمن چیست؟ فرمود: زن زیبارویی‌که در خانواده فاسد رشد کرده است.» (محمدی ری‌شهری، پیشین: 563) امام‌حسن مجتبی(ع) می‌فرماید: «شبی مادرم فاطمه زهرا(س) را دیدم که تا صبح عبادت می‌کرد، در ضمن مناجات خود با پروردگار زنان و مردان مؤمن را دعا می‌نمود. اما برای خودش هیچ دعا نکرد. از او پرسیدم: مادر جان! چرا برای خودت دعا نمی‌کنی؟ جواب داد: اَلجار ثُمَّ الدار. اول همسایه بعد خویشتن و خانواده. به این ترتیب فاطمه(س) نوعدوستی، ایثار و احترام به همسایگان را به فرزند ارجمندش عملاً یاد داد. در تاریخ می‌خوانیم که صاحب بن عباد خیلی مرد با سخاوتی بود. او می‌گفت: من این سخاوت را از مادرم آموختم. مادرم هرروز که مدرسه می‌رفتم، به من پول می‌داد و می‌گفت: این را صدقه بده! من فهمیدم که انسان همان‌طوری که باید در فکر خود باشد، باید در فکر دیگران نیز باشد. (مظاهری، 1384: 8-9)
د. نقش مادر در حریت و آزادی
امام حسین(ع) نیز وقتی سر حر بن یزید ریاحی را به دامن گرفت، حریت و آزادی او را از هوا و هوس و حاکمیت بنی امیه به مادرش نسبت داد و فرمود: «اَنتَ حُرٌ کَما سَمَّتْکَ اُمُکَ حُراً» تو آزادی و این آزادی را از مادر نشانه داری. هم‌چنین وقتی عمر سعد اصرار بر بیعت کردن امام حسین(ع) با یزیدیان ورزید؛ امام عدم بیعت خود و یارانش را به مادران پاکیزه و پاکدامن نسبت داد. (انصاریان، 1377: 437)

نتیجه‌گیری
فرایند تحقیق نشان می‌دهد که والدین، به یک اندازه در تربیت کودک نقش دارند. برخی از ویژگی‌ها و رفتارها از مادر و برخی دیگر از پدر به کودک منتقل می‌شود. اما این نقش و تأثیر در مقاطع گوناگون سنی یکسان و هم اندازه نیست. در مقاطع و مراحلی از تربیت نقش پدر برجسته‌تر و در مراحل دیگری نقش مادر تعیین کننده‌تر است. در یک دیدگاه کلی می‌توان گفت: تا پیش از سن نوجوانی به‌ویژه در دوران جنینی و شیرخوارگی نقش مستقیم مادر، علاوه بر تغذیه و بهداشت جسمانی کودک، عامل ایجاد و انتقال بعضی ویژگی‌ها به فرزند نیز است و از دوره نوجوانی به بعد به‌خصوص در مورد پسران نقش پدران مهم‌تر است. البته این بدان معنا نیست که نقش پدر در دوران کودکی و نقش مادر در دوران نوجوانی و جوانی ناچیز و کم‌رنگ باشد بلکه مقصود بیان برجستگی نقش بیش‌تر هریک در یک مرحله‌ای خاص است.

منبع: فصلنامه سخن صبا، بهار1401، ش41

**اشکال یابی جوملا**

**جلسه**

**اطلاعات مشخصات**

**حافظه استفاده شده**

**پرس و جو پایگاه داده**

**ایرادات بارگذاری در فایل زبان**

**فایل زبان آپلود شده**

**رشته ترجمه نشده**