دین و مذهب

حکمت حضرت فاطمه زهراء(س)

**نوشته شده توسط دکتر غلام رضا اعوانی**. **ارسال شده در** دین و مذهب

 سخن از شان و منزلت فاطمه (س) بسيار گفته شده اما همچنان بايد در جهت تبيين شان و منزلت بانوي گرامي جهان اسلام كوشيد. شايد در شان فاطمه زهرا(س) نخستين جمله اين باشد كه هنوز عمق معناي حكيمانه جملات ايشان را درك نكرده باشيم، چرا كه در شان و مقام دختر پيامبر(ص) نزد ائمه اين روايت است كه امام صادق(ع) فرمود: مردم در حين سختي ها و گرفتاري ها به ما متوسل مي شوند و ما ائمه در سختي و گرفتاري به مادرمان زهرا متوسل مي شويم. اما آنچه حضرت فاطمه(س) را در كنار همه عظمتش نمونه يك پيامبر كرده انقلابي است كه در قبال انحراف و بدعت مسلمانان منافق، بعد از وفات پيامبر(ص) شروع كرد و البته نشانه هاي آن به كرات قبل از وفات پيامبر(ص) آشكار شده بود: بدعتي كه اكنون پس از 15 قرن همچنان پابرجاست و عامل اصلي تفرقه مسلمين. انقلاب فاطمه(س) از آن لحاظ منحصر به فرد است كه در حالي حركتش را آغاز مي كند كه حتي علي(ع) با درك صحيح شرايط سكوت و انزوا اختيار كرده و ديگر صحابي همچون مقداد و سلمان و ابوذر و... نيز در فشار شديد قرار دارند. اما انقلاب ايشان داراي معناي حقيقي بوده است. شناخت حقيقت ناظر بر ذو مراتب بودن آن است.
    بر اين اساس اين سخن كه «مفتاح كشف حقيقت، منوط و مربوط به مدارج حقيقت است» نه تنها در نظام حكمي و عرفاني، اسلامي بلكه در ديگر نظام هاي عرفاني شواهدي خواهد داشت. مساله مهم در معرفت نفس مطرح شده در مباحث حكمت فاطمي، ناظر بر فاطميت است و محوريت نيز كشف فاطمي معارف و نيز كشف معارف فاطمي است. اينجا سخن از معرفت هست، سخن از نفس هست و سخن از ذات مقدسه حضرت فاطمه(س) نيز هست. سخن از همه اينها هست تا همه وجوه معرفتي مربوط به نفس فاطمي(س) كه در عالم امكان براي انسان غير معصوم قابل وصول است مورد بررسي قرار گيرد. جهان فاطمي، انسان فاطمي، معرفت فاطمي و حقيقت فاطمي، اينها موضوعات و سرفصل هايي است كه معرفت نفس به دنبال آن است. تحصيل حكمت لوازمي هم دارد. حكمت فاطمي هم خاصه، آدابي دارد. آداب حكمت هم حوزه هايي دارد. از نظر تا عمل كه همه را بايد رعايت كرد. حقيقت امر اين است كه امروز همه در معجوني از وضعيت هاي مختلف تمدني و فرهنگي تنفس مي كنيم كه اين در بادي امر نيازمند آسيب شناسي معرفتي است. بنابر اين از ابتدايي ترين مراحل حصول حكمت فاطمي نوعي آسيب شناسي فكري و فرهنگي است. مبناي معرفت نفس انسان شناسي صحيح است. انسان ها متكثرند و اين سخن صحيحي است كه به عدد آنها راه هاي كسب معرفت وجود دارد. اين اختلاف نه اختلافي ناظر بر اختلاف ذات كه مربوط به كثرت راه و طريق وصل به منبع نور و حقيقت واحد است. لذا راه فاطمي راه رسيدن به حقيقت است و بانوي جهان اسلام با حركت عظيم انقلابي خود به دنبال احياي حكمت و رسيدن به حقيقت وحدانيت بودند.

 

 

 

 

 

 

 

**اشکال یابی جوملا**

**جلسه**

**اطلاعات مشخصات**

**حافظه استفاده شده**

**پرس و جو پایگاه داده**

**ایرادات بارگذاری در فایل زبان**

**فایل زبان آپلود شده**

**رشته ترجمه نشده**