فضيلت کسب و کار در آموزه هاي ديني

نوشته شده توسط عبدالحکیم عادلی/ماسترحقوق. ارسال شده در دین و مذهب

چکيده

نظام حاکم بر انسان و جهان نظام مبتني بر کار، تلاش و تکاپو است. توسعه، پيشرفت و تمدّن بشر، دست­آورد رنج و زحمت آدميان است. اصولاً رمز و راز موفقيـت انسان­هاي بزرگ در زمينه­هاي مادي و معنوي کار و تلاش است. اشتغال به کار و قبول مسئوليت، لازمه­ي زندگي شرافت­مندانه، باعث آرامش روحي و رواني و يکي از راه­کارهاي مهم پيشگيري از وقوع جرم و جنايات به حساب مي­­آيد همانگونه که بيکاري، سستي و تنبلي از ابزار رکود، رکون و هدر دادن امکانات و ظرفيت­هاي وجودي و مؤثّر در افزايش جرم و جنايات قلمداد مي­گردد.

اسلام، همان­گونه که مردم را به تهذيب نفس، کمالات روحي و رواني، زهد و توکل و آخرت فرا مي­خواند؛ زندگي دنيوي و بهره­گيري از مواهب طبيعت براي رفع نياز همه­ي بشريت را نيز گوشزد نموده و بين دين و دنيا، ماده و معنا يک نوع همبستگي و توازن برقرار مي­نمايد که«لَاتَنسَ نَصِيبَکَ مِنَ الدُّنيَا».(قصص(28)77) در نگاه اسلام، سرنوشت آدميان با کارکرد­شان پيوند مستقيم دارد و هر انساني در گرو کار و تلاش خودشان است. "کار اقتصادي" در آئين اسلام همچون عبادت و جهاد تقديس، و بيکاري به شدت مذمت گرديده و کارگر به بهترين وجه ستوده شده است.

واژگان کليدي: کار، کارگر، زهد، توکّل، کشاورزي، بي­کاري و جرم.

مقدّمه

زندگي آدميان آميخته با کار و تلاش و مبارزه است. اصولاً زندگي بدون کار و مبارزه زندگي راکد، ساکن، بي­تحرّک و بي­روح است زندگي که در آن تکاپو و تلاش نباشد زندگي مطلوبي نيست و نمي­تواند انسان را به کاميابي، موفّقيت و آرمان­هاي اسلامي و انساني برساند. صفحات گيتي و نظام جهان آفرينش گواه روشني است که کاميابي هر موجودي وابسته به فعّاليت و کوشش اوست. برخي از انديشمندان همانند ماکس وبر براين عقيده­اند که آئين اسلام در تمدّن و پيشرفت بشر نقشي نداشته همواره پيروانش را به توکّل، زهد و امور اخلاقي سفارش مي­کند. کار و تلاش که تمدّن و پيشرفت بشر بر محور آن پايه ريزي گشته است در آئين اسلام مورد توجه قرار نگرفته است. از ديدگاه "ماکس وبر" تنها ديني که در تمدن و شکوفاي اقتصادي و مادي بشر نقش داشته­است آئين پروتستان است که کار اقتصادي را مورد توجه قرار داده و آن را امر عبادي مي­داند. و ديگر فرقه­هاي مسيحيت نيز سهمي در شکوفايي ندارند.

در اين مقال کوشيده شده است تا ديدگاه اسلام در مورد کار و کارگر، آثار کار و پيامدهاي بيکاري مورد بحث قرار گرفته و به اين مطلب اساسی پاسخ گويد که دستور اسلام به امورات اخلاقي و معنوي عملاً ترويج بيکاري نيست و منافات با کار و تلاش ندارد.

1. کار، کليد کاميابي مردان بزرگ

نگاه گذرا، به زندگي شخصيت­هاي بزرگ اعم از مسلمان و غير مسلمان نشانگر اين واقعيت است که آنان لقمه­ي را بدون کار و زحمت نخورده­اند. در مورد او گفته شده است که  هر ازگاهي تا سحر کار مي­کرد "پاستور" که يکي از دانشمندان به نام فرانسه است شعار زندگي­اش را "کار" قرار داد بدين معنا که او تمام زندگي­اش را سال کار و تلاش ناميد و چنان سرگرم کار و تلاش بود که سر و صداهاي بيرون از آزمايشگاه در گوش او فـرو نمي­رفت. حتّي هنگامي که قواي مهاجم آلمان شهر پاريس را محاصره کرد و فرياد توپ و تانک­ها گوش فلک را کر مي­کرد، گوش او بدهکار اين صداها نبود و اصلاً متوجه ماجراهاي که بيرون از آزمايشگاه­ها اتفاق مي­افتاد نشده بود.! ناپـلئون شـب و روز کـار مي­کرد و فقط شبانه روز پنج ساعت استراحت داشت. اديسون همواره مي­گفت: «هيچ يک از اختراعات من مرهون تصادف نيست. هرگاه باور کردم کاري نتيجه­بخش است؛ براي به دست آوردن نتيجه، کار روي کار و تجربه روي تجربه اندوختم تا کامياب گردم.» اين سخن از بزرگ مهر است که بيان داشت: بايد لب فرو بست و بازو گشود و کار کرد و دم نزد و يقين نمود که کليد طلائي کاميابي کار و کوشش است.

ابن سينا – نابغه­ي نامدار جهان اسلام مردي خستگي ناپذير- حتي يک روز از عمر شريفش بدون مطالعه و کار سپري نگرديد. دو اثر ماندگار او کتابهاي "قانون" و "شفا" اگر شهرت جهاني يافتند و کتاب قانون در علم پزشکي به چندين زبان رسمي جهان ترجمه گرديد، نمايانگر تلاش مستمر اين مرد سترک است.

کتاب "جواهر"که يکي از بزرکترين منابع فقهي به حساب مي­آيد، با تلاش انديشمند جهان اسلام محمّد باقر مجلسي به نگارش آمده است. مردي بزرگي که حتّي فقدان فرزند دانشمند او نتوانست در برنامه­ي مطالعه و نوشتن کتاب جواهر خللي بياندازد. او با کمال صبر و شکيبايي پس از قرائت قرآن در کنار بدن فرزندش به نوشتن صفحاتي از جواهر مي­پردازد.( رحمتي شهرضا، محمد، 1385، ص383). 

شهيد ثاني… در تأمين پاره­اي از ضروريات معاش شخصاً کار مي­کرد و قتي هوا تاريک مي­شد و شب فرا مي رسيد الاغي را که مرکب سواري آن شخص عالي مقام بود به بيرون از شهر مي­برد و هيزم فراهم مي­کرد و بر آن بار مي­کرد و بدين وسيله سوخت منزلش را خود فراهم مي­­نمود. (سيد نعمت الله حسيني، 1382، ص 143)

شيخ محمّد عارف مشهور به پير پالان دوز که با نگاه اعجاز آميزش آهن را طلا مي­کرده و 103 سال هم عمر کرده است، هيچگاهي از بيت المال استفاده ننمود و براي معيشت و امرار معاش پالان دوزي مي­کرد.

ازمطالب گفته شده به دست مي­آيد که اشتغال و کار از عـوامل مـوفـقيت شخـصيّت­هاي بزرگ و پويايي جامعه سالم و با نشاط، و نيز از و يژگي­هاي جوامع پرتحرّک و پرتلاش است.

2. همخواني زهد و توکل با کار و تلاش

برخي ممکن است چنين پنداري از دنيا و مافيها داشته باشد که «کار» يکي از شيوه­هاي دل بستن و دوست داشتن مال دنيا و مخالف زهد و توکل است که در آموزه­هاي ديني ما بر جدايي از دنيا تأکيد و بر زهد و توکل تکيه شده است. در کلام مولي الموحدين  آدميان به پرهيز از دنيا زدگي و دنيا گرايي  توصيه شده است ( حکمت، 192 و خطبه 99)

 براي تبيين و تصحيح اين فهم و برداشت، توضيح بايسته­ي لازم است که فرصت و مجال ديگري را مي­طلبد امّا براي درک درستي از «دنيا» در حد نياز مسئله مورد بحث قرار مي­گيرد.

دنيا، آفريده­ي خداوند است که براي استفاده­ي آدميان خلق شده است، تا انسان­ها در سايه­ي مواهب طبيعي آن مسير تکاملي را طي نمايد. اساساً دنيا مذموم نيست، بلـکه جنبه­هاي ارزشي و مثبت نيز دارد. قرآن کريم بارها به مجموعه­ي جهان هستي سوگند ياد نموده است.( سوره شمس(91) آيات 1-6) چه اينکه آخرت بدون دنيا مفهوم و معناي ندارد. آخرت و حيات ابدي در پرتو زندگي دنيوي شکل مي­گيرد. بنا براين، نفس دنيا مذموم نيست و مذمت آن مربوط به هدفمندي دنيا و نوع نگاه و رابطه­ي انسان و رفتار او با دنيا مي­شود.(  محمد حسين مختاري مازندراني، 1382، ص 125)

البته مذمّت دنيا و تحقير خواسته­هاي دنيوي به معناي فاصله گرفتن از کار و تلاش و بي­اعتناي مطلق به زندگي دنيا نيست؛ زيرا اساساً در اسلام، رهبانيت جاي ندارد: «لارهبانيه في الاسلام.»(حسين، النوري الطبرسي،1367، ص 155،) بلکه تلاش و عمران و آبادي زمين جزء و ظايف ديني افراد است و توجه به آخرت هيچ گاه به گريز از زندگي دنيوي و کناره­گيري از کسب و کار نيست بلکه معنايش جهت­دهي و معنا دادن به زندگي است. چنان­که قرآن کريم مي­فرمايد: «قُل مَن حَرَّمَ زِينَه اللهِ الّتي أَخرَجَ لعباده و الطيباتِ منَ الرِّزق؛ بگو چه کسي جامه­هاي را که خدا براي بندگانش پديد آورده و روزي­هاي پاکيزه را حرام کرده است؟.»(اعراف (7)/32)

هنگامي که آيه­ي «و من يتّقِ الله يجعل له مخرجا و یرزقه من حيث لايحتسب» آدرس؟ نازل شد، برخي از اصحاب دست از کار و تلاش برداشته و در خانه­ را به روي خود بستند و به عبادت مشغول شدند و مي­گفتند که خداوند روزي ما را به عهده گرفته ديگر نيازي به کار نيست.! پيغمبر8 به آنان فرمود: آنچه فهميده­ايد درست نيست هرآن­کس که کار و کسب را رها سازد هرگز دعايش مستجاب نمي­شود. ( علي اکبر رشاد، 1382، ص 232)

پس از جنگ بصره امام علي(ع) به خانه­ي مجلّل و وسيع علاءبن زياد، يکي از ياران خود، وارد شد، فرمود: «با اين خانه وسيع در دنيا چه مي­کني در حالي که در آخرت به آن نياز­مند تري؟ اگر بخواهي مي­تواني با همين خانه به آخرت برسي؛ در اين خانه وسيع مهمانان را پزيراي کني، با نيکوکاري با خويشاوندان بپيوندي و حقوقي را که بر عهده­ي توست به صاحبان حق برساني، پس با همين خانه­ي و سيع نيز به آخرت مي­تواني پرداخت.» علاء عرض کرد: «از برادرم عاصم به شما شکايت مي­کنم!» حضرت فرمود: «اورا چه شده است؟» علاء گفت: « عبايي پوشيده و از دنيا کناره گرفته است.» امام فرمود: «اورا بياوريد!» و قتي آمد به او فرمود: « اي دشمن جان خويش، شيطان سرگردانت کرده است. آيا به زن و فرزندانت رحم نمي­کني؟ مي­پنداري که خـداوند نعـمت­هاي پاکيزه­اش را حلال کرده، اما دوست ندارد تو از آن­ها استفاده کني؟ تو در برابر خدا کوچک تر از آني که با تو چنين کند.» عاصم گفت: «اي اميرمؤمنان پس چرا شما با اين لباس خشن و آن غذاي ناگوار روزگار مي­گذراني؟» حضرت فرمود: «واي برتو! من همانند تو نيستم. خداوند بر پيشوايان حق، واجب کرده که خود را با مردم ناتوان همسو کنند تا فقر و نداري، فقير را به هيجان نياورد و به طغيان نکشاند.»(علي اکبر رشاد، همان)

در گذشته­ها برخي از صوفي مشرب­ها کار و کسب را رها ساخـته و هـرکـاري را بـه خـدا واگذار مي­کردند. مولوي برداشت­هاي ناصواب از آموزه­هاي ديني را در قالب شعر اين گونه بيان مي­دارد:

      گـفـت پيغمـبر بـه آواز بلنـد            با توکـل زانـوي اشـتر ببـند

      رمز الکاسب حبـيب الله شـنو      از توکـل در سبب غافل مشو

      رو توکل­کن تو با کسب­اي­عمو    جهد مي­کن­کسب مي­کن مو به مو

     جهد کن جدي نما تا وا رهـي     ورتـو از جهـدش بـمانـي ابلهـي.

( مثنوي معنوي، ابيات: 913 و 914)

 از پيغمبر اکرم7 روايت شده است که: به آن اعرابي که توکل کرده و شتر را رها ساخته بود، فرمود: چگونه شتر را رها کردي؟ اعرابي گفت: به خدا توکل کردم و او را در پنا خدا سپردم!. حضرت فرمود: "إِعقَلهَا وَ تَوَکَّل" پاي شتر را ببند و سپس توکل کن.

گفت پيغمبر به آواز بلند        با توکل زانوي اشتر ببند.

مولانا در ابيات بعدي استناد به حديث پيامبراکرم0 مي­نمايد که بايست مجموعه­ي از گفتار پيامبر اکرم را در نظر گرفت که اگر از سوي به توکل و زهد دستور فرموده است، از سوي ديگر«الکاسب حبيب الله» نيز فرموده است: رمز "الکاسِبُ حبيب الله" شنو        از توکل در سبب غافل مشو

مولانا نه تنها توکل و کسب را در تضاد نمي بيند که در ميان آن دو، پيوند ناگسستني احساس مي کند از يک سوي بر توکل و از سوي ديگر بر جهد و تلاش، کسب و کار تأکيد مي­نمايد:

رو توکل کن تو با کسب اي عمو        جُهد مي­کن کسب مي­کن مو به مو

. مولانا کساني را که به بهانه توکل کار و کسب را رها نموده مورد انتقاد قرار مي­دهد و ابله­ي شان مي­خواند.!

جُهد کن جدي نما تا وارهي        ورتو از جهدش بماني ابلهي!

انديشمند معاصر مرحوم محمد تقي فلسفي در شرح اين ابيات بيان مي­دارد: اين چند بيت بيانگر برترين قاعده و مضمون در باره توکل و کار است که هردو جهت را بيان داشته است هم کار و کوشش را و هم توکل را که در آيات و روايات زيادي وارد شده است از قبيل «و ان ليس للأنسان الأ ماسعي»(سوره نجم(53) / 39)  حس و عـقل هم آن را تأييد مي­کند و حکم مي­کند که جهان جاي تکاپو و تلاش است. (محمد تقي جعفري، 1، ص 421)

از منظر قرآن کريم مال دنيا در ذات خود نه تنها مذموم نيست که در موارد زيادي در قرآن تعبير به "خير" گرديده است و مايه­ي قوام زندگي خوانده شده است از اين رو، سفيهان در امور مالي منع شده است؛ «ولا تؤتو السفهاء اموالکم التي جعل الله لکم قياما؛ و اموال خود را- که خداوند آن را مايه قوام [زندگي] شما قرار داده- به سفيهان مدهيد.» (بقره(2) /180 و 272. سوره حج(22)/11. و سوره عاديات(100)/ 8)

حرمت مال در نگاه قرآن کريم به گونه­اي است که هرکه آن را بربايد، با شرايط خودش دستش قطع مي­گردد. «السَّارِقُ وَ السَّارِقَهُ فَاقطَعُوا اَيدِيَهُمَا»( مائده/37)

در موضوع کار و کوشش و بدست آوردن مال نکته جالبي در روايات وجود دارد که امروزه مورد توجه انديشمندان جهان قرار گرفته است. و آن نقش انگيزه در جمع آوري مال دنيا است. «اگر انگيزه کار و جمع آوري مال تأمين معاش خود، خانواده، بستگان و بالابردن سطح زندگي عائله خويش و ديگران باشد، کار مقدّس، مال ممدوح، و کارگر مورد تکريم و احترام است. و اگر هدف از جمع آوري مال، فخر فروشي و برتري جوئي باشد، نه تنها کار و مال شريف و مقدس نيست که مذموم است."(محمد باقر مدرس،1397 ه.ق ص 147)

1.کار، مايه­ي عزّت و سرافرازي     

انسان يک موجود باکرامت و عزيزي است که اين عزّت با آب و گل او آميخته شده است. انسان دست پرورده­اي خالقي است که عزيز است. رسولان و سفيران و کساني­که بر او ايمان آورده­اند همه عزيزاند. اين عزت و احترام نبايد در پاي سستي و تنبلي، کاهلي و بيکاري قرباني گردد. انسان­ها در برابر اين عزت مسئول­اند و بايد آن را گرامي بدارند تا دستخوش زوال و نابودي نگردد. يکي از راه­هاي کسب و حفظ عزّت، کار و تلاش در زندگي است. از اين رو، پيشوايان دين و ديانت از کار به «عزت» تعبير کرده­اند.

امام صادق(ع)کار را محل کسب عزت ناميد و به يکي از اصحابش فرمود: بامدادان در محل کسب عزّت خود حاضر شو«اُغدوا إلي عزّک.».( وسايل الشيعه، ج 17، ص10)

داشتن شغل و کار مناسب و قبول مسئوليت نه تنها وسيله­اي براي امرار معاش و ادامه­ي زندگي است، که خود مايه­ي عزّت و شرف اجتماعي و از عوامل مؤثّر اعتماد به نفس واثبات شخصيت است. جواني که کار مي­کند و درآمد مشخصي دارد خود را مستقل و آزاد مي­بيند و در باطن احساس سربلندي و افتخار مي­کند، به خود حق مي­دهد که در جامعه اظهار وجود نمايد و خويش را به نام يک عضو مفيد و مؤثر اجتماع به حساب آورد.

موريس دبس مي­گويد: شغل و انتخاب آن نقش مستقيم در اثبات شخصيت جوان دارد، زيرا اين موضوع نشانه­ي آزادي جوان است و از اين پس مي­تواند از وسايل شخصي براي ادامه زندگي استفاده کنند و به همين دليل است که به دست آوردن اوّلين پول اينقدر لذيذ و مطبوع است در نتيجه اعتماد به نفس پيدا مي­کند و تا سمت الرأس صعود مي­نمايد. (محمد تقي فلسفي، ص 196 و 197)

طلب رزق و روزي بر محور کار موجب بي­نيازي انسان از ديگران مي­شود. امام صادق در گرماي سوزان به شدت کار مي­کرد و عرق مي­­ريخت يکي از اصحاب امام به نام عبدالاعلي، از امام پرسيد چرا خود را اينقدر به زحمت مي اندازيد، فرمود:

«خرجتُ في طلَبِ الرِّزقِ لأستغني عن مثلک؛ من در طلب روزي بيرون آمده­ام تا از امثال تو بي­نياز باشم.»( ابوجعفر محمدبن يعقوب الکليني، کافي، ج5، ص74)

2. نقش کار در آرامش روحي و رواني

بشر امروز از نظر مادّي به جايگاه بلندي رسيده است دشت­ها، کوه­ها، دريا و هوارا تسخير، قاره­ها و بلکه ديگر کرات را فتح و از نظر اقتصادي و آسايش مادّي گام­هاي بزرگي برداشته است. بشری که روزي در دل غار­ها زندگي مي­کرد، و با پاي پياده راه­هاي طولاني را مي­پيمود و با ديگران هيچ ارتباطي نداشت. امروزه دورترين راه­ها را با کمترين زمان طي مي­کند، با تمامي افراد در هر زمين و زماني در ارتباط مي­شود. و به يک کلام روزگارما عصر اينترنت، کامپيوتر و ماهواره و اطلاعات شده است. امّا آيا بشر امروز با همه­ي پيشرفت­هاي مادي که داشته، آرامش روحي و رواني نيز دارد؟ يا نه انساني است افسرده و آزرده و سرگردان که در سر دوراه­ي­هـا و چـهار راهي­هاي سرگردان، مأيوس و نااميد بسر مي­برد. انسان­ها هرچند از نظر مادّي به شکوه و تمدّن رسيده است امّا از نظر روحي و معنوي سقوط کرده است آمار بلند جرم، جنايات، اعتياد و خودکشي­ها نشان از اين واقعيت تلخ دارد. ايجاد شغل و کار مناسب براي آدميان بيکار براي تأمين هزينه­ها و نياز­هاي زندگي، براي بيرون رفت از ذغذغه­هاي زندنگي، امر اجتناب ناپذير و مورد قبول جرم شناسان و محقّقان قرار گرفته است. اما حضرات معصومينG قرن­ها پيش کار را يکي از ابزار آرامش روحي قلمداد نموده­اند؛ پيامبر بزرگوار اسلام8 فرمودند: انسان هرگاه نياز خود را تأمين نمايد، آرام مي­گيرد.( کافي، همان، ص 89)

هشتمين امام همام(ع) در اين زمينه فرمودند: انسان آنگاه که مواد خوراکي سالانه­اش را تأمين کند، آرامش مي­يابد.

3.نقش کار در پيشگيري از وقوع جرم

در روزگاري که جوامع بشري در راه تعالي و ترقي گام برمي­دارد و در زمينه­هاي مختلف علمي، اقتصادي، فرهنگي گام­هاي موثّر و شگفت انگيزي برداشته و هر روز خبر از اختراعات و اکتشافات و فتح و فتوحات جديدي در قلمرو درياها، هوا و فضا را در گوش­ها طنين انداز مي­نمايد. سخن از وجود و بروز انواع جرم و جنايات عجيب به نظر مي­رسد. امروزه وجود و بروز جرم و جنايات در يک کشور و يا يک قاره­اي خاصي محدود نمي­شود بلکه تمام کشورهاي اسلامي و غير اسلامي را در نورديده و جهاني را به مبارزه فرا مي­خواند. امّا مسلّم است که کشورهاي که از دين­داري و دين مداري بيشتر فاصله دارند، هزينه­هاي مالي و انساني بيشتري در راه مبارزه با جرم و جنايات هزينه مي­کنند.

امير مومنان(ع) در بازشناسي علل و عوامل جرم آفرين، يکي از عوامل را "بيکاري" بيان نموده مي فرمايد: «اگر تن دادن به شغل مايه زحمت و تعب است بيکاري دائم نيز مايه فساد است.» (مفيد، ارشاد، ص 141).

نقش بيکاري در گسترش اعتياد

يکي از بزرگترين آفت­هاي امروزين بشر که جان و مال و حيثيت او را تهديد مي­کند، اعتياد است. پديده­ي اعتياد مهم ترين آسيبي است که اخلاق اجتماعي، آداب عام، ارزش­هاي فرهنگي و ديني و هويت يک ملّت را نشانه مي­رود که سرانجام آن جز نابودي جوامع و انحطاط اخلاقي چيزي ديگر نخواهد بود. دردناکتر از همه اينکه در اين عصر و نسل، دامن هيچ قشري از اين آلودگي در امان نيست و جمعی از تحصيل کردگان و متفکّران نيز به دين سمت و سوي کشانده شده­اند.

اعتياد، جنگ بدون خونريزي است. اعتياد آدم­ها را نمي­کشد بلکه آنان را به سمت و سوي هر پليدي مي­کشاند و تا مرز انجام هر جنايتي پيش مي­برد. سرانجامِ اعتياد، سياهي، تاري و پليدي است که انسان­ها را هر روز بيش از پيش به ورطه­ي سقوط مي­کشاند.

حقوقدانان براين عقيده اند که بيکاري در پيدايي و پويايي و ماندگاري اعتياد نقش مستقيم دارد جامعه­ي که بيکاري، فقر و بيسوادي حاکم است زمينه بسياري از جرايم از جمله پديده اعتياد فراهم است. از اينرو، در مبارزه با موضوع اعتياد صرفا سرکوب معتاد و مبارزه با معلول کافي نيست بلکه براي پيشگيري و جلوگيري از اين معضل، تقويت باورهاي ديني و اخلاقي، عزم و اراده آهنين و حرکت استوار و مطمئن در راستاي براندازي فقر، بيسوادي و بيکاري و ايجاد زمينه کار و شغل مناسب براي جوانان و افراد بيکار امر ضروري به نظر مي­رسد. زيرا افراد بيکار، نياز مند و فقير از نظر روحي در اضطراب و نگراني بسر مي برند. پيامبر بزرگوار اسلام فرمود: انسان هرگاه نياز خود را تأمين نمايد، آرام مي­گيرد.( ابي جعفر محمد بن يعقوب الکليني، الکافي، ص 89)

ارزش کار از منظر قرآن کريم

اصولاً اسلام، دين کار و تلاش، تکاپو و تحرک است. منطق قرآن کريم منطق کار است. رمز موفقيت انسان­ها در امور معنوي و مادي در محوريت کار و تلاش رقم مي­خورد. در نظام ارزشي اسلام کار و تلاش اهميت ويژه­ا­­ي دارد. آدميان در اين نظام موجوداتي هستند که همواره در حال تکاپو و تلاشند و در پرتو کار و کوشش مستمر مي­توانند قله­هاي رفيع انسانيت و کمال را بپيمايند. در اين نگاه تکاپو و تحرک براي تمامي آدميان بلکه همه موجودات امر ضروري است، از اينرو، جامعه­اي که در آن بيکاري، کمبود شغل و تنبلي نمود­ يابد، در برنامه­ريزي­ها، سياست­هاي کلان اجتماعي، فرهنگي، اقتصادي، و سرمايه گذاري­ها، راه درستي نخواهد پيمود. (جوادي آملي،1380، ص 153)

از ديدگاه قرآن سرنوشت آدميان با کارکرد­شان پيوند مستقيم دارد و هر انساني در گرو کار و تلاش خودشان است: «وان ليسَ لِلانسانِ الاّماسَعي». ( سوره نجم(53)/39) و دست­آورد تلاش او به زودي ديده خواهد شد؛ «واَنَّ سَعيَه سَوفَ يُرَي»؛(سوره­ي نجم( 53)/41-39) و هر انساني مرهون دستاوردهاي خويش است؛ «کلُّ نفسٍ بما کَسَبَت رَهِينَهٌ» (مدثر(74)38).

در قرآن کريم روي دو نکته­ي اساسي همواره تکيه و تأکيد شده است يکي کار شايسته «عمل صالح»  و ديگري تشويق به کار، و اين دو از منظر قرآن کريم همواره ستوده شده­اند؛

«من عمل صالحا من ذکر او انثي وهو مؤمن فلنحيينّه حياه طيبه و لنجزينّهم اَجرهُم بأحسنِ ما کانوا يعملُون؛ هرکس_ از مرد يا زن- کار شايسته نمايد و مؤمن باشد، قطعاً او را با زندگي پاکيزه­اي، حياتِ [حقيقي] بخشيم، و مسلّماً به آنان بهتر از آن­چه انجام مي­دادند پاداش خواهيم داد.»(سوره­ي نحل(16)/ 97).

«و من يعمل من الصالحات من ذکر او انثي و هو مؤمن فأو لئک يدخلون الجنه و لايظلمون نقيرا؛ و کساني که کار­هاي شايسته کنند- چه مرد باشد يا زن- در حالي که مؤمن باشند، آنان  داخل بهشت مي­شوند به قدر گودي پشت هسته خرماي مورد ستم قرار نمي­گيرند.»( سوره حم آيه 42)

«والذين آمنوا و عملواالصالحات سندخلهم جنات تجري من تحتها الأنهار خالدين فيها أبدا و عد الله حقا و من اصدق من الله قيلا؛ و کساني که ايمان آورده و کارهاي شايسته کرده­اند به زودي آنان را در بوستانهاي که از زير [درختان] آن، نهرها روان است در آوريم. هميشه در آن جاودانند. وعده خدا راست است و چه کسي در سخن، از خدا راستگوتر است؟»( سوره نساء(4)/ 57).

با توجه به ضرورت و اهميت کار و کوشش، قرآن مسلمانان را هميشه به کار تـشويق نـــموده مي­فرمايد: «فاذا قُضِيت الصلاه فانتشروا في الارض وابتغوا من فضل الله و اذکروا الله کثيرا لعلکم تفلحون؛ و همينکه نماز به پايان رسيد در روي زمين پراکنده شويد و از کرم خداوند روزي بجوئيد و خدا را بسيار ياد کنيد شايد رستگار شويد.»( سوره جمعه(62)/10)

اسلام، همانگونه که مردم را به تهذيب نفس، و کمالات روحي و رواني و آخرت فرا مي­خواند، زندگي دنيوي و بهره­گيري از مواهب طبيعت را نيز گوشزد نموده و بين دين و دنيا، ماده و معنا يک نوع همبستگي و توازن برقرار مي­نمايد. قرآن در اين زمينه مي فرمايد: «وابتغ فيما أتاک اللهُ الدار الأخره و لا تنس نصيبک من الدنيا و احسن کما احسن الله اليک و لا تبغ الفساد في الأرض ان الله لا يحب المفسدين؛ با آنچه خدايت داده سراي آخرت را بجوي، و سهم خود را از دنيا فراموش مکن و همچنان که خدا به تو نيکي کرده، نيکي کن و در زمين فساد مجوي که خداوند افساد گران را دوست نمي دارد.»( سوره قصص(28)/77)

خداوند زمين را آفريد و آن را از نعمت و برکت انباشته داشت تا انسان با رفاه و آسايش در آن زندگي کند چنانکه مي­فرمايد: «زمين مرده و موات موجب عبرت آدميان است که ما زنده­اش نموده و دانه را از دل آن بيرون آورديم که مي­خورند، و در آن باغهاي نخل و تاک قرار داده­ايم و چشمه­هاي جاري از آن بيرون آورده­ايم تا از ميوه­ي آن و آنچه به وسيله دستها شان درست کرده­اند بخورند، چرا شکر گذار نيستند» (سوره يس(36)/33ـ 35).

بديهي است وقتي انسان مي­تواند بهره خود را از زمين و طبيعت بردارد که در زمين کار و کوشش انجام دهد. ورنه از مواهب دنيوي و اخروي محروم خوا­هد شد.( شريف قريشي،1382، ص 115)

در نظام اسلامي­کار اقتصادي امر مطلوب و همچون عبادت و جهاد در راه خداوند تقديس شده است. از رسول گرامي اسلام نقل شده است که فرمود: «العبادة سبعون جزءًا افضلها طلبُ الحلال؛ عبادت هفتاد جزء دارد که برتـرين آن­ها کـسب حلال است.»( الحر العاملي، وسايل الشيعه، ج12، ص 11)

گستردگي قلمروکار از منظر قرآن

 از ديدگاه قرآن حوزه­ي فعاليت انسان­ها بسيار گسترده و وسيع است کـه در وسـعـت زميـن نمـي­گنجد. بلکه علاوه بر دشت­ها، کوه­ها، صحراها، اعماق درياها تا اوج آسمان­ها نيز، ميدان کار و تلاش آدميان به حساب مي­آيند. قرآن کريم در اين زمينه مي­فرمايد: «هوالذي جعل لکم الارض ذلولا فامشو في مناکبها و کلوا من رزقه؛  اوست کسي که زمين را براي شما رام گردانيد؛ پس در فراخناي آن رهسپار شويد و از روزي او بخوريد.»( سوره ملک(67)/15)

«و هوالذي سخر البحر لتأکلوا منه لحما طريا و تستخرجوا منه حلية تلبسونها و تري الفلک مواخر فيه  لتبلغوا من فضله و لعلکم تشکرون؛  اوست کسي که دريا را مسخر گردانيد تا از آن گوشت تازه بخوريد و از آن زيورهايي که چون دُرَ و مرجان و خز مي پوشيد، بيرون آوريد و کشتي­ها را در آن، شکافنده مي بيني تا از فضل او بجويي و با شد که شکر گزارباشيد.»( سوره نحل16)/14)

منظور از کار در نگاه اسلام محدود به فعاليت­هاي صرفاً بدني و فيزيکي نيست بلکه معناي عامي است که کارهاي معنوي و فکري را نيز شامل است. بنابراين دانشمندي که با دانش و تحقيق خود گره از کار فروبسته جامعه مي­گشايد و طبيبي که دردي را درمان مي­کند، و پژوهش­گري که در راه تحصيل علم و کمال مي کوشد. همه و همه مصداق بارز کار و تلاش است. 

ارزش کار از منظر روايات

  همانگونه که قرآن کريم در نظام ارزشي اسلام، نخستين سرچشمه ناب و زلالين معارف و احکام اسلامي به حساب مي­آيد، تا آدميان را به سوي کمال و سعادت رهنمون گردد؛ روايات و احاديثي که يادگار ماندگار پيشوايان دين به حساب مي­آيند نيز، به عنوان سرچشمه­ي جوشان فيض الهي، از همان آغاز، عطش روحي انسان­هاي زيادي را فرونشانده و گمراهان بسياري را به سر منزل هدايت، سعادت و خوشبختي روانه ساخته است.

پيامبر بزرگوار اسلام، خواستن رزق مباح و روزي حلال را وظيفه­ي واجب هر مرد و زن مسلمان مي­داند.( مجموعه مقالات،1382) ص59) و با تـمجيد کسب درآمـد از راه حـلال مي­فرمايد: «طوبي لمن اکتسب من المؤمنين مالا من غير معصيه؛ خوشا به حال مؤمناني که کسب و درآمدشان از راه معصيت و گناه نباشد.» (الکافي، 8، 169 و بحار الانوار، 77، 31).

رسول مکرم اسلام8 خطاب به حضرت علي(ع) فرمود: «حق فرزند به پدرش اين است که براي وي نام نيکو انتخاب کند، در ادب و تربيت وي بکوشد و او را به کار شايسته­اي بگمارد.» (بحار، ج17، 18).

1.کار در سيره­ي انبيا و امامان

تمامي رهبران الهي، به نوعي از اهميت کار و نقش ويژه­ي اشتغال و فعّاليت در احياي جامعه و مردم سخن رانده­اند و در رفتار نيز خود الگوي عملي کار و کسب بوده­اند. انبياء و سفيران الهي و از جمله آخرين پيامبر خدا8 و هم چنين امامانG به فعّاليت­هاي چون دامداري، کشاورزي و نجاّري مشغول بوده­اند که اکنون بـه بـرخي از آن­ها اشاره مي­شود:

حضرت آدم(ع) وقتي گام در بام خاکي نهاد دستور يافت که کشاورزي نمايد؛ پيامبر بزرگوار اسلام مي­فرمايد: خداوند متعال زماني که حضرت آدم را از بهشت فرو فرستاد به وي، دستورکشاورزي داد تا از دست رنج خود تأمين معاش نمايد.( علي اصغر عطاران طوسي، 1387، ص 20)

حضرت داود پيامبر(ع) از ليف خرما، زنبيل مي­ساخت و از فروش آن معيشت مي­کرد.( نهج البلاغه، خطبه 159)

پيامبر بزرگ اسلام خود چوپان بود و هر ازگاهي به کار تجارت مشغول مي­شد.

امام ششم(ع) از جد بزرگوارش علي(ع) روايت مي­کند: خداوند به حضرت داود(ع) وحي نمود که بنده­ي خوبي هستي اما حيف که با دست خود کار نمي­کني و از بيت المال ارتزاق مي­نمائي، حضرت داود از شنيدن اين وحي چهل روز گريه کرد، آن­گاه خداوند به آهن الهام نمود که براي داود نرم شود، از آن به بعد آهن در دست داود چون موم بود که هر روز زرهي از آن مي­ساخت.

حضرت پيامبر9 همواره يک کارگر بود، پيش از بعثت چوپاني مي­کرد و با پول خديجه تجارت مي­نمود، و پس از بعثت نيز با اصحاب کار مي­کرد و هيچ برتري نمي­جست، هنگامي­که مسجد بزرگ مدينه را مي ساخت همانند يکي از اصحاب کار مي­کرد و طايفه­ي انصار همواره اين اشعار را مي­خواندند: اگر ما بنشينيم در حاليکه پيغمبر9 کار مي­­کند براي ما بسيار زشت و نا پسند خواهد بود.(شريف قريشي،1352،ص123).

از علي بن ابي حمزه نقل شده است: روزي امام موسي بن جعفر (ع) را ديدم که در مزرعه­اش به شدّت کار مي­کرد و از سختي کار تا پا در عرق فرورفته بود. عرض کردم: مگر کارگران کجايند که شما خود کار مي­کنيد؟ فرمود: آن کس که از من و از پدرم بهتر بود به دست خويش در مزرعه­اش کار مي­کرد! عرض کردم آن که بود؟ فرمود: پيغمبر7 و اميرالمومنين(ع) و نيز همه­ي پدرانم به دست خويش در مزرعه­اش کار مي­کردند و اين روش پيامبران و اوصياي آنان و بندگان شايسته خداست.(همان).

همين گونه از محمد بن منکدر نقل شده است: امام باقر(ع) را ديدم که (از خستگي کار در باغ خود) به دو تن از غلامان خود تکيه زده ( از باغ بر مي­گشت) بر او سلام کردم، حضرت نفس زنان و عرق ريزان سلام مرا پاسخ داد. عرض کردم: خدا شما را سلامت دارد اگر بدين حال که در طلب مال دنيا مي­باشيد مرگتان فرا رسد چه خواهي کرد؟ حضرت دستش را از دست غلامان به در آورد و تکيه داد و فرمود: اگر در اين حال بميرم در حالتي مرده­ام که به عبادتي از عبادات خدا مشغولم زيرا بدين عمل خويشتن را از تو و از مردم بي نياز مي­سازم، آري از آن بيم دارم که خداوند مرا در حال معصيتي ببيند. گفتم: خدا تو را رحمت کند خواستم تو را پندي دهم ولي تو مرا موعظه نمودي.

امام باقر(ع) فرمودند: «هرکس براي بي نيازي از مردم بکوشد و براي رفاه حال خانواده و خير خواهي همسايگان در طلب مال و امکانات زندگي برآيد، روز قيامت در حالي که صورتش همچون ماه شـب چـهارده مي­درخشد، خداوند را ملاقات مي نمايد.» ( وسايل الشيعه، ج 12، ص 13)

از آنچه گفته شد به اين نتيجه مي­رسيم که دين مبين اسلام تأکيد فراواني بر کار و تلاش و کسب روزي حلال نموده و پيشوايان دين و ديانت در گفتار و کردار پيشگامان کار و تلاش بوده­اند. و اين، نشانگر جايگاه و منزلت کار و تلاش در ديدگاه اسلام است.

2. بهره برداري از طبيعت در آموزه­هاي ديني

همانگونه که کار و تلاش طريق شکوفايي استعدادها و توانمندي­ها و شيوه­اي براي کسب درآمد به حساب مي­آيد، خصوص کار کشاورزي به عنوان محور رشد و توسعه اقتصادي، توليد و درآمد ملّي به شمار مي­رود. در آموزه­هاي ديني­ما، کشاورزي به عنوان يک شغل مقدّس و ارزشمند از بهترين شغل­ها و پاکيزه­ترين راه­هاي کسب درآمد مطرح شده است. با گذشت زمان نه تنها از اهميت کشاورزي کاسته نشده است که هرروز بر اهميت آن افزوده گشته است. زيرا شکوفايي اقتصادي با تحوّل در بخش کشاورزي رخ مي­دهد و با کشاورزي مي­توان زمين را آباد، و جامعه­ي آزاد و آباد بنيان نهاد.( حکمت نامه پيامبر اعظم، تحت عنوان کار، ج 12 و 13).

بشريت وقتي مي­تواند از دام فقر و نيازمندي و وابستگي فردي و اجتماعي رهايي يابد که نقش شان را در بهره برداري از سفره­ي گسترده­ي طبيعت به خوبي انجام دهد. زيرا دست خلقت همه نيازهاي مادّي انسان را در طبيعت نهفته و در اختيار بشر قرار داده است. اگر روزي بشر بتـواند گنجينه­ها و دفينه­هاي موجود در دل زمين را بشناسد و با همّت و تلاش آن را شناسايي، کشف و استخراج و توضيع عادلانه نمايد ديگر فقيري در جهان نخواهد بود.

از ديگاه تعاليم دين، کشاورزي و کشت و کار روي طبيعت براي بـهره برداري جامعه­ي ديني خلاصه نمي­شود بلکه در بعد فراتر از رفع نيازهاي جامعه ديني، براي رفع نياز همه­ي بشريت مطرح است تا بشريت از آن جهت که آفريده خدايند - باهر عمل و مرام و عقيده - و حتّي حيوانات بتوانند از آن بهره­مند شوند.( سيد هادي حسيني، 1381، ص 338) احياي کشاورزي در اسلام از عبادات دانسته شده و مـادام که مـردم از آن بـهره­مي­برند، به عنوان يک عمل صالح در دفتر اعمال ثبت و ضبط مي­شود؛ پيامبر بزرگوار اسلام فرمودند: «من غرس غرسا فأثمر، فأعطاه اللهُ من الأَجر قدر ما يخرج من الثّمر؛ هرکس درختي بکارد تا به ثمر­دهي برسد، خداوند بـه ميزان بازدهي و ميوه­اي که از آن برداشت مي­شود پاداش مي­دهد.» (الحيات،5،  1385،344).

امام صادق(ع) از صنعت کشاورزي به بزرگترين ثروت و کيميا ياد نموده­اند: «الکيمياءُ الأکبرُ الزراعة.»( وسايل الشيعه، ج19، ص34، ح 8).

 و نيز از آن حضرت نقل شده است که :«الزارعون کنوز الأنام، يزرعون طيباً اخرجه الله عزّوجل و هم يوم القيامه أحسن مقاما، و اقربُهم منزلهً يدعون المبارکين؛ دهقانان گنجينه­هاي مردمند، آن­ها (بزري) پاک و حلال مي­کارند و خداوند عزّوجل آن­را بارور مي­نمايد. و ايشان در روز رستاخيز مقام نيکوتر دارند، و از نزديک­ترين منزلت برخوردارند و با عنوان" مبارک" خوانده مي­شوند.» ( گنجينه معارف، ج 1، 1385، ص 698).

حضرت امام کاظم(ع) مي­فرمايد: « أني لأعملُ في بعضِ ضياعي حتّي اعرَقَ و ان لي من يکفيني، لِيعلمَ اللهُ أني أطلُبُ الرزقَ الحلال؛ من در برخي از زمين هاي کشاورزي­ام کار مي­کنم تا آن که عرق از بدنم سرازير مي­شود در حالي کـه هستند کساني­که به جاي من کار کنند و مارا از کار کردن بي­نياز کنند، ولي من کار مي­­کنم تا خداوند ببيند که در جستجوي روزي حلالم.»( الکافي، ج5، ص 77).

مکتب حيات بخش اسلام، نه تنها کشاورزي را مورد توجّه قـرار داده است کـه شيوه­هاي صحيح کشت و کار و رشته­هاي علمي مربوط به آن را بيـان، و چـگونگي بهـره­وري مناسب از زمين، کشف منابع آبي و راه و رسم درست استفاده از آن­ها و مکانيزم­هاي توسعه روستايي و اصلاح بخش کشاورزي را نيز مورد تأکيد قرار داده است.( سيد هادي حسيني،1381، ص 340).

براي اهمّيت و نقش کشاورزي در شکوفاي تمدّن اسلامي به همين مقدار بسنده مي­کنيم که همه­ي انبياء الهي ـ بجز تني چندـ کشاورز بوده­اند، و باتوليد محصولات کشاورزي در راستاي تأمين زندگي خود و نيازمندان تلاش کرده­اند.

3.بيکاري و پيامدهاي آن از منظر روايات

بدون شک، يکي از عوامل که در پيدايي و پويايي انواع جرايم و مفاسد نقش مؤثر دارد، و بستر مناسب بدي­ها و بدکاري­ها و تمايل به انواع جرايم و مجازات به حساب مي­­آيد، "بيکاري" است. نفس سرکش و بهانه­گير انسان اگر به کاري مشغول نباشد، با وسوسه­ها و دسيسه­ها و الـقاء افکار و انـديـشه­هاي باطل به سوي انواع مفاسد از قبيل: اعتياد، دزدي، جـرايم اخـلاقي و جـنايات مـي­کشاند. حضرت علي (ع) مي­فرمايد: «من الفراغِ تکونُ الصبوهُ؛ بيکاري موجب هوا و هوس است.» (غرر الحکم، 9251).

بيکاري يکي از واقعيت­هاي تلخ زندگي و يکي از مهم­ترين معضلات کشورها به حساب مي­آيد. امروزه جامعه­ي بشري پديده­ي اشتغال را نه تنها در بعد اقتصادي که براي رهاي از انـواع گرفتاري­ها و پليدي­ها و پيشگيري از جرايم و جنايات امر لازم و ضروري مي­داند و بدين خاطر براي کاريابي و ايجاد اشتغال و پرکردن اوقات فراغت جوانان همّت مي­گمارند.

اشتغال به کار و قبول مسئوليت، لازمه­ي زندگي شرافتمندانه در اجتماعات بشري است. کسي که مي­خواهد از مزاياي تمدّن برخوردار گردد و با عزّت و آبرومندي امرار معاش نمايد، بايسته است که از توان و قدرت و شايستگي او در جهت تأمين نياز­هاي جامعه به خوبي استفاده گرديده و خود عضوي فعال و مفيد در جامعه باشد.

در روايات اسلامي همانگونه که تلاش براي زندگي و معيشت امر مقدّس و ممدوح تلقي گرديده بيکاري و تنبلي نيز مذمت شده است هم اکنون به برخي از آثار و پيامد هاي­ بيکاري که در روايات حضرات ائمه معصومينG بازگو شده­اند اشاره مي­نمائيم:

1ـ ممانعت از تنبلي در کسب روزي: پيامبر عظيم الشأن اسلام مي­فرمايد: «لاتَکسلوا في طلَبِ معايشکم، فإن أبائَنا کانوا يرکضون فيها و يطلُبُونَها؛ در طلب روزي خود تنبلي نکنيد، که همانا پدران ما به خاطر آن تلاش و کوشش مي­کردند تا آن را بدست آورند.» (نيلي، مهدي1387، ص413).

2ـ آدم بيکار حساب سختي در روز دادرسي دارد: در روايت ديگري از آن بزرگوار آمده است: «أشدّالناسِ حسابا يومَ القيامةِ المکفِي الفارغُ ان کانَ الشغلُ مَجهَدَهً فالفراغ مفسدةٌ؛ روز قيامت سخت ترين حسابرسي را کسي دارد که کار هايش را ديگران انجام دهند و خود بيکار بگردد. کار مايه رنج و زحمت و بيکاري موجب فساد و تباهي است.» تنبيه الخواطر، 1/60 ، به نقل از: مهدي نيلي ص 413)

3ـ خداوند از آدم بيکار نفرت دارد: و پيامبر عظيم الشأن اسلام فرمودند :«خداوند از شخص تندرست و بيکار که نه در کار دنياست و نه کار آخرت، نفرت دارد.»(ان الله يبغِضُ الصحيحَ الفارغَ، لا في شُغل الدٌنيا و لا في شُغل الأخره.» (شرح نهج البلاغه، لابن ابي الحديد،17، 146) شبيه اين روايت، روايت ديگري است که «ان الله ليبغض العبد الفارغ؛ خداوند بنده بيکار را دشمن مي داند.» ( وسايل الشيعه، ج 17، ص 58). چنانکه امام باقر(ع) نيز مي­فرمايد: «من از مرد- يا براي مردي- که در کار دنيايش تنبل باشد، نفرت دارم. و هر که در کار دنيايش تنبل باشد، در کار آخرتش تنبل­تر است.» (همان).

4ـ آدم بي شغل و بي­حرفه در چشم پيامبر نمي­آيد: از ابن عباس نقل شده است که هرگاه رسول گرامي اسلام شخصي را مي­ديد که عضلات و اندام نيرومندش موجب شگفتي آن حضرت مي­شد، سئوال مي فرمود: آيا حرفه و شغلي دارد؟ مي گفتند نه! حضرت مي­فرمودند: از چشم من افتاد! وقتي گفته مي­شد چرا چنين است ؟ حضرت جواب مي­داد اگر حرفه­اي نداشته باشد براي امرار معاش از دينش خرج مي­کند. (مستدرک الوسايل، ج 13، ص11.)

 5ـ اخراج مردان حق از مسجد کوفه: حضرت امير المومنين(ع)روزي به مسجد کوفه وارد شد، ديد عدّه­اي زانو در بغل گرفته و در گوشه­اي نشسته­اند. پرسيد اين­ها کيستند؟ گفته شد: اين­ها رجال الحق؛ مردان حق هستند. حضرت فرمود: چطور مردان حق هستند؟ گفتند براي آن­که عزت نفس دارند. اگر کسي به آن­ها غذا داد شکر مي­کنند و دست گدائي به سوي کسي دراز نمي­کنند. امام فرمودند: سگ­هاي کوفه نيز چنين اند. سپس آن­ها را با تازيانه از مسجد بيرون کرد و فرمود: "برويد کار کنيد!".( گنجينه معارف، همان)

6ـ فقر فرزند نامشروع تنبلي و ناتواني است: حضرت امير فرموده­اند: «إن الأشياء لمّا ازدوجت، ازدوجَ الکسلُ و العجزُ فَنَتَجا مِنهما الفقرُ؛ آنگاه که اشياء با همديگر جُفت شدند، تنبلي و ناتواني باهم ازدواج کردند و از آن­ها فقر متولّد شد.»( الکافي، 5، 86، 8).

7ـ سستي و کسالت کليد بدي­ها و آفت پيروزي­ها است: در بسياري از روايات با تعبيراتي همچون «إيّاک و الکسل» (محمد ري شهري، حکمت نامه بسيج، 1381، ص 151) «آفة النجح الکسل»( جوادي آملي،  انتظار بشر از دين، ص 155)، سستي و کسالت، کليد بدي­ها و آفت پيروزي­ها معرفي گرديده و از آن به شدت نهي شده است.

8 ـ  سستي در انديشه مانع رسيدن به مقامات عاليه است: امام صادق(ع) فرموده است: « سه چيز انسان را از رسيدن به مقامات عاليه و اهداف بلند باز مي­دارد: کوتاهي همّت، چاره انديش نبودن و سستي انديشه.» ( مهدي نيلي، بهشت اخلاق 1 و 2،1387،ص 227).

9ـ عدم استجابت دعاي بيکاران: پيامبر اعظم9  مي­فرمايد: مردي که در درون خانه نشسته و مي­گويد: خدايا به من روزي رسان! در حالي­که از منزل خارج نشده و به نبال روزي نمي­رود، خداي متعال مي­فرمايد: بنده­اي من! مگر من­راه را براي به دست آوردن روزي و کار کردن بر روي زمين به کمک اعضاء و جوارحت هموار نکردم؟.( وسايل الشيعه، ج 12، ص 1527).

علي بن عبدالعزيز از امام صادق  (ع)نقل مي­کند که امام، حال يکي از دوستانش به نام عمربن مسلم را جويا شد. عرض کردم فدايت گردم، وي مدّتي است که دست از کار و تلاش برداشته و به عبادت مشغول شده است. فرمود: واي براو مگر نمي­داند دعاي کسي که در پي­کسب و کار نباشد به اجابت نمي رسد؟!

در فرازهاي از سخنان امام علي (ع) در نهج البلاغه به آثار و پيامد بي­کاري و کم کاري به خوبي اشاره شده است که به برخي از اين پيام­ها نيز اشاره مي­گردد:

10- اندوه و افسردگي: «من قصّر في العمل ابتلي باالهم؛ هر کس کوشش اندک نمايد، به اندوه و افسردگي دچار خواهد شد.» (نهج البلاغه، حکمت 122).

11- ندامت و پشيماني: «من اطاع التوانيي، احاطت به الندامة؛کسي که از تنبلي و مسامحه کاري پيروي نمايد، سرانجام در محاصره ندامت و پشيماني، قرار خواهد گرفت».( غرر الحکم، ج5، ص 445)

12- محروميت از سعادت: « هيهات من نيل السعاده السکون الي الهواني و الطالة؛ حاشا که انسان بي کار و تن پرور به سعادت و خوشبختي دست يازد.( غرر الحکم، ج6، ص 197)

13- حسرت در آخرت: «واعلم ان الدنيا دار بلية لم يفرغ صاحبها قط ساعة إلّا کانت فرغته عليه حسرة يوم القيامة؛ بدان دنيا سراي آزمايش است که هر لحظه بيکاري در آن، به افسوس در قيامت تبديل خواهد شد.»( نهج البلاغه، نامه 59)

14- فساد، نابودي و بدبختي: حضرت علي مي­فرمايد: سستي و تنبلي، کليد غم و بدبختي است، نيازمندي و فقر با ناتواني و تنبلي همراه، و ثمره آن نابودي و بدبختي است. هر که تلاش و تکاپو نکند، چيزي نمي يابد، و به فساد کشيده مي­شود.»( عيسي ولايي، کار در منابع اسلامي، ص 111)

بيکاري به معناي بي رغبتي به تلاش و کوشش براي کسب حلال و خود را برده صفت به ديگران وابسته نمودن و ارتزاق از ديگران و کوتاهي در انجام وظايف اقتصادي است. (مهدي نيلي، بهشت اخلاق،ص 413)

منظور از بيکاري در اين­جا آنست که فرد با ميل و اراده خود آماده کار، به دنبال کار و يا ايجاد زمينه کاري نباشد ورنه آنکه آماده کار است و هرازگاهي بيکار مي­شود، امر طبيعي است و مشمول آثار مذمت بيکاري قرار نمي­گيرد. چه بسيارند افراد مستعـد، هوشـمند و لايقـي کـــه گاه گاهي بيکار شده­اند.( کارول آ. هاکر، شکار کار در قرن بيست و يکم، 1380، ص 18).

ائمّه­ي معصومينG همان گونه که بندگي خداوند را سرلوحه­ي تمام عرصه­ها و لحظه­هاي زندگي خويش قرار داده بودند کار و اشتغال را به عنوان يکي از راه­هاي بندگي قلمداد کردند، در مقابل بيکاري را مايه­ي ننگ و عار و نفرت  و بلکه دشمني با خدا تلقّي کرده­اند.

کرامت کارگر در اسلام

خداوند انسان را به زيبا ترين صورت آفريد. «الَّذِي اَحسَنَ كُلَّشيٍ خَلقَهُ؛ او همان كسي است كه هر چه را آفريد نيكو آفريد» (سجده،7) و از روح خويش در او دميد: «واذا نفخت فيه من روحي».( سوره حجر(15)/ 29)  و هرآنچه در آسمان­ها و زمين بود در تسخير بشر قرار داد.(سوره لقمان(31)/20) و تاج «و لقد کرمنا بني آدم» را بر او نهاد، دريا و خشکي را مرکب او قرار داد، و از چيز­هاي پاکيزه روزيش داد و بر بسياري از آفريدگان برتري داد.(سوره اسراء(17)/7) و خداوند انسان را از زمين (خاک) آفريد و از او خواست تا زمين را آباد کند.( سوره هود(11)/61) خداوند هر آنچه در جهت کمالات روحي و معنوي آدميان بايسته بود در وجودش به وديعت نهاد تا راه کمال و ترقي را بپيمايد، و با کار و تلاش استعدادها و شايستگي­ها و توانمندي­هايش را به ظهور و بروز برساند. و بدين طريق سلامت زندگي فردي و اجتماعي او را تأمين، و عزت و استقلال ملّي شان را در پرتو همّت و تلاش زحمت کشان و رنجبران تضمين نمايد.( سيد هادي حسيني، 1381، ص 77)

در نگاه مکتب حيات بخش اسلام کارگر از جايگاه بلندي برخوردار است که در هيچ مکتبي نظير ندارد. و اين بينش و ارزش نه تنها در گفتار پيشوايان دين و ديانت که در رفتار  و کردار آنان نيز تجلي يافته است. پيامبر بزرگوار اسلام که خود الگو و اسوه­ب نيکان وخوبان و بلکه سر­آمد همه­ي پيامبران، و معلّم فرشتگان است متواضعانه دست کارگر را بوسيد و بر آن افتخار کرد. أنـس بـن مالک روايـت مي­کند: « اِنّ رسول الله 8 لمّا أقبَلَ مِن غزوة تبوک استَقبَله سعدُ الانصاري. فصافحه النّبي8 ثُمّ قال له: ما هذا الّذي أکتَبَ يديک(اي جعل جلدهما ثخينا) قال يا رسول الله، اضربُ بالمَر(المر: الحبل) و المِسحات فأنفَقُهُ علي عِيالي، فَقَبّل يدَهُ رسولُ الله 8 و قال: هذِهِ يدٌ لاتمسُّها النَّار؛ رسول گرامي اسلام از جنگ تبوک باز مي­گشت، «سعد انصاري» با دست پرآبله و ترکيده به استقبال حضرت شتافت، حضرت پيامبر دست او را گرفت و مصافحه کرد و دست او را زبر و خشن احساس کرد و فرمود: چه صدمه و آسيبي به دست تو رسيده است؟ سعد عرض نمود يا رسول الله کار من با بيل و طناب است که بدين وسيـله مخـارج عايـله­ام را تأمـين مي­نمايم. حضرت پس از شنيدن سخن او کف دست او را بوسيد و فرمود: «هذه يدٌ لا تمسّها النار»؛ اين دستي است که آتش جهنم با آن تماس نمي گيرد». (ابن الأثير، اُسد الغابه في معرفة الصحابه،. ج2، 630 ه ص 337).

امام صادق(ع) کساني را که براي تأمين نيازهاي زندگي خود و برآوردن مخارج خانواده­اش خود را به رنج مي­اندازد در زمره­ي مجاهدين در راه خدا قلمداد مي­کند: «الکاد علي عياله کاالمجاهد في سبيل الله.»( کافي، ج5، ص 88).

اين تعبير زيبا در مورد کارگران و زحمت­کشاني که هم و غم شان رفع مايحتاج زندگي و تأمين مصارف خانواده است، تعبير بسيار زيباي است که در هيچ مکتبي نظير ندارد. زيرا مي­دانيم مجاهديني که جان و مال و تـمام هستي­اش را در راه خـدا حـراج مـي­کنند، در پيشگاه خداوند جايگاه مخصوصي دارند. چنانچه امير مومنان فرمودند: «الجهاد باب من ابواب الجنه فتحه الله لخاصه اوليائه.» (نهج البلاغه، خطبه 27/1)

رعايت حق کارگر

در قرآن کريم که اوّلين منبع احکام و دستورات اسلامي است به طور عموم در مورد احسان و رعايت حقوق ديگران بارها سخن رفته است. از قبيل: «اِنَ الله يأمرُ باالعدل و الاحسان؛ خداوند به عدل و احسان دستور مي­دهد.»( سوره نحل(16)/90) و يا «اِعدلوا هُو أقرب للتقوي و التقوا الله؛ عدالت پيشه کنيد که اين کار به (رعايت) تقوي نزديکتر است و از خدا بترسيد.»( سوره مائده(5)/8)

بزرگان و پيشوايان دين در مورد فرودست و کارگر، به عدالت و انصاف و ايثار دستور داده­اند. روايات دراين زمينه فروان­اند که به برخي اشاره مي­رود.

از پيامبر بزرگوار اسلام نقل شده است: «ظُلمُ الأجِيرِ أًجرهُ من الکباير؛ کم دادن مزدِ مزد بر(کارگر) از گناهان کبيره است.»( بحار الانوار، ج 103، ص 170، ح 27).  همچنين از آن حضرت نقل شده است: « أًلا مَن ظَلَمَ أًجيراً أُجرته فلعنة الله عليه؛ آگاه باشيد، نفرين خدا بر کسي که مزد مزدبري را کامل نپردازد.» (مستدرک الوسايل، ج14، ص 30، ح 16021) در روايت ديگري از رسول خدا آمده است که :«مزد کارگر را پيش از آن که عرقش خشک شود، در زمان که کار مي­کند بپردازيد(بهشت اخلاق 2، 1387،ص 499).

از حنان بن شبيب نقل شده است که چند نفر کارگر را براي کار در يکي از باغهاي امام صادق(ع) اجير کرده بوديم که تا عصر کار کنند آنگاه که کار به پايان رسيد حضرت به نماينده­ي خود فرمود: «پيش از آن که عرق کارگر بخشکد باييست مزد شان را بپردازي».( معارف و معاريف، ج8، ص 492).

ابن ابي يعفور راجع به اثرات وضعي ستم بر زمين يا کار گر از امام صادق(ع)نقل نموده است که: هرآن­کس که گندمي را در زميني بکارد و آن گندم و آن زمين دچار آفت گردد و يا گندمش آميخته به جو برويد خواه نا خواه اين زيان به خاطر ظلمي است که در مورد آن زمين يا کارگر آن زمين مرتکب شده است؛ زيرا خداوند مي فرمايد:« فبظلم من الذين هادوا حّرمنا طيبات اُحلّت لهم».(سوره­ي نساء(4)/160).

پيامبر گرامي اسلام فرمودند: خداي سبحان از هرگناهي مي­گذرد جز اينکه کسي مهر زني را منکر شود، يا اجرت کارگري را غصب کند، يا آزاد مردي را بفروشد.( معارف و معاريف، ج8، ص 430).

نتيجه گيري

 زندگي آدميان مبتني بر کار و تلاش است و اسلام دين کار و تلاش، تکاپو و تحرک است. منطق قرآن کريم منطق کار است. رمز موفقيت انسان­ها در امور معنوي و مادّي در محوريت کار و تلاش رقم مي­خورد. در نظام ارزشي اسلام کار و تلاش اهميت ويژه­­­اي دارد. آدميان در نظام خلقت همانند ديگر مخلوقات، موجوداتي هستند که همواره در حال تکاپو و تلاشند و در پرتو کار و کوشش مستمر مي­توانند قلّه­هاي رفيع انسانيت و کمال را بپيمايند. در اين نگاه تکاپو و تحرک براي تمامي آدميان بلکه همه­ي موجودات امر ضروري است، از اين رو، جامعه­اي که در آن بيکاري، کمبود شغل و تـنبلي نمود­ يابد، در برنامه ريزي­ها، سياست­هاي کلان اجتماعي، فرهنگي، اقتصادي، و سرمايه گذاري­ها، راه درستي نخواهد پيمود.

دين مبين اسلام تأکيد فراواني بر کار و تلاش و کسب روزي حلال نموده  و آن را امر عبادي تلقّي نموده است. تمامي رهبران الهي به نوعي از اهميت کار و نقش ويژه­ي اشتغال و فعاليت در احياي جامعه و مردم سخن رانده­اند. آنان نه تنها در گفتار که در رفتار نيز خود الگوي عملي کار و کسب بوده­اند. انبياء و سفيران الهي و از جمله آخرين پيامبر خدا و هم چنين امامان معصوم به فعاليت­هاي چون دامداري، کشاورزي و نجاري مشغول بوده­اند. و اين، نشانگر جايگاه و منزلت کار و تلاش در ديدگاه اسلام است. از منظر اسلام کار و تلاش محور توسعه و تمدن و پيشرفت بشر را تشکيل داده و کارگر به بهترين وجه ستوده شده است تا جاي که پيامبر بزرگوار اسلام که خود الگو و اسوه نيکان وخوبان و بلکه سر آمد همه پيامبران، و معلم فرشتگان است متواضعانه دست کارگر را بوسيده و بر آن افتخار کرده است.

از ديدگاه قرآن حوزه­ي فعاليت انسان­ها بسيار گسترده و وسيع است که در وسعت زمــــين نمي­گنجد بلکه علاوه بر دشت­ها، کوه­ها، صحراها، اعماق درياها تا اوج آسمان­ها نيز، ميدان کار و تلاش آدميان به حساب مي­آيند. اشتغال به کار و قبول مسئوليت از منظر اسلام در عين اين که لازمه­ي زندگي شرافتمندانه، مايه­ي عزّت و سرافرازي، باعث آرامش روحي و رواني، و در پيشگيري از وقوع جرم اثر بسيار دارد؛ در مقابل بيکاري، سستي و تنبلي مايه­ي رکود، رکون و هدر دادن امکانات و ظرفيت­هاي وجودي جامعه ­گرديده و آدم بيکار منفور­ترين فرد نزد خداوند به حساب مي­­آيد.